English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (8 milliseconds)
English Persian
backfield خط دفاعی
defensive line خط دفاعی
Search result with all words
press تاکتیک دفاعی فشرده
presses تاکتیک دفاعی فشرده
zone منطقه دفاعی
zones منطقه دفاعی
cover بازی دفاعی
coverings بازی دفاعی
covers بازی دفاعی
pale حصار دفاعی دفاع
paler حصار دفاعی دفاع
palest حصار دفاعی دفاع
seam نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
seams نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
formation برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
guard حالت دفاعی شمشیرباز
guarding حالت دفاعی شمشیرباز
guards حالت دفاعی شمشیرباز
safety بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
parried حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
parries حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
parry حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
parrying حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
rejoinder پاسخ دفاعی
rejoinder پاسخ دفاعی دادن
rejoinders پاسخ دفاعی
rejoinders پاسخ دفاعی دادن
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
corral دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
corralled دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
corralling دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
corrals دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
sandbag ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbagged ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbagging ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbags ایجاداستحکامات دفاعی کردن
rejoin پاسخ دفاعی دادن
rejoined پاسخ دفاعی دادن
rejoining پاسخ دفاعی دادن
rejoins پاسخ دفاعی دادن
mixer نوعی خط دفاعی
mixers نوعی خط دفاعی
declare پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declares پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declaring پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
apologetic دفاعی
defensively حالت دفاعی
apologist نویسندهء رسالهء دفاعی
apologists نویسندهء رسالهء دفاعی
defence mechanism مکانیزم دفاعی
defence mechanisms مکانیزم دفاعی
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
defensive دفاعی
defensive منطقه دفاعی شامل دروازه
backcourt نیمه دفاعی
back judge داور در محوطه دفاعی
bangoe gei تکنیک دفاعی تکواندو
blue line خط دفاعی هاکی
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
broken field محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
brucsels treaty organization سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
bump and go نوعی مانور دفاعی
bump and run نوعی مانور دفاعی
central treaty organization سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
cross block سد کردن خط دفاعی از کنار
decompensation فروپاشی مکانیسمهای دفاعی
defenceman مدافع منطقه دفاعی غیر ازدروازه بان
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
defense base پایگاه دفاعی
defense emergency مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
defense information اطلاعات دفاعی
defense mechanism مکانیسم دفاعی
defense position موضع دفاعی
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
defensive fire اتش دفاعی
defensive league اتحادیه دفاعی
defensive league اتحاد دفاعی
defensive player شطرنج باز دفاعی
defensive war جنگ دفاعی
defensive wrestler کشتی گیر دفاعی
defensiveness حالت دفاعی داشتن
first defense gun جلوترین تیربار دفاعی
five man line خط دفاعی 5 نفره
integrated defense پدافند ازمناطق توام دفاعی
odd front خط دفاعی 4 نفره
plea in abatement دفاعی که باعث معلق ماندن یابه تعویق افتادن دعوی خواهان شود
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
preventive war نبرد دفاعی
prevent defence جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
protective cover جان پناه دفاعی
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
roll back به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
special pleader متخصص تهیه لوایح دفاعی
special pleading علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
stack the defence ارایش دفاعی
strong point پایگاه دفاعی سنگر مستحکم دفاعی
switch position موضع رابط دفاعی
switch position موضع دفاعی بینابین
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
Other Matches
vindicative دفاعی
agger پشته ی دفاعی
ante-mural [e] جان پناه دفاعی
Cashel [استحکامات دفاعی ایرلندی]
chevaux de fries [ترتیب دفاعی مانع های تیز]
peace dividend ازبین رفتن بودجه دفاعی دراواخر سال ۱۹۸۰
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com