English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
shim خط سفید پیشانی اسب
Search result with all words
white face جانور پیشانی سفید
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
Other Matches
watermark علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
white with blue stripes سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
front view پیشانی
fascia پیشانی
fascias پیشانی
sinciput پیشانی
brow پیشانی
foreheand پیشانی
front face پیشانی
brows پیشانی
forehead پیشانی
frontal پیشانی
haffet پیشانی
foreheads پیشانی
faces پیشانی
haffit پیشانی
face پیشانی
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
prefrontal پیش پیشانی
headbands پیشانی بند
coronets پیشانی بند
coronet پیشانی بند
frontal bone استخوان پیشانی
frontal lobe قطعه پیشانی
headband پیشانی بند
retreating forehead پیشانی تو رفته
head band پیشانی بند
entablature پیشانی در معماری
crownet پیشانی بند
frontlet پیشانی بند
head lamp چراغ پیشانی
metopic وابسته به پیشانی
riser پیشانی پله
to knock head پیشانی برخاک نهادن
kowtow پیشانی برخاک نهادن
frontal lobe syndrome نشانگان قطعه پیشانی
bevelled edge weld جوش درز پیشانی
forelocks کاکل موی پیشانی
nasofrontal وابسته به بینی و پیشانی
forelock کاکل موی پیشانی
frontlet پیشانی اسب وغیره
frontonasal مربوط به پیشانی وبینی
beetle brow پیشانی پیش امده
frontomalar bone استخوان پیشانی وگونه
foretop کاکل موی پیشانی
kow-tow پیشانی بر زمین نهادن
frontomalar مربوط به پیشانی وگونه
kotow پیشانی برخاک نهادن
faces پیشانی جنگی گلنگدن
prefrontal cortex قشر پیش پیشانی
face پیشانی جنگی گلنگدن
kow-tows پیشانی بر زمین نهادن
kow-towing پیشانی بر زمین نهادن
kow-towed پیشانی بر زمین نهادن
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
corsa [پیشانی در گچ بری سر ستونها]
fronting خط اول میدان رزم پیشانی
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
front خط اول میدان رزم پیشانی
phylactery پیشانی بند وباز وبند
sinus درون حفرههای پیشانی وگونه ها
diadem سربندیا پیشانی بند پادشاهان
diadems سربندیا پیشانی بند پادشاهان
sinuses درون حفرههای پیشانی وگونه ها
breech head پیشانی جنگی گلنگدن یا کولاس
frisette حلقه زلف روی پیشانی زنانfrieze
lovelock طره زلف روی پیشانی یا شقیقه
architrave-cornice [پیشانی ستون بدون حاشیه ی تزئینی]
kow-tow زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
to knock head چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
kow-towed زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-tows زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-towing زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
head space فاصله بین پیشانی جنگی گلنگدن و انتهای لوله
kowtow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
kotow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
english toy spaniel نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
prefrontal واقع در جلو استخوان پیشانی جلو مغزی
blank cheques چک سفید
blank cheque چک سفید
whiting گچ سفید
sow white سفید
minever خز سفید
miniver خز سفید
hoary headed مو سفید
shiro سفید
snowy سفید
silvery سفید
blank check چک سفید
blankest سفید
whitest سفید
whiter سفید
white سفید
white tailed دم سفید
chalk گل سفید
chalked گل سفید
chalking گل سفید
chalks گل سفید
snow-white سفید
hoary سفید
alabastrine سفید
blank سفید
cows lungwort بنک سفید
coif عرقچین سفید
kerosine نفت سفید
king's spear سوسن سفید
duenna گیس سفید
kerosone نفت سفید
decolo سفید کردن
cummin زیره سفید
incandescent light نور سفید
ice wool کرک سفید
greater plantain تخم سفید
graybeard ریش سفید
gray bearded ریش سفید
habenaria زر اوند سفید
gray کبود سفید
galvanized iron اهن سفید
gallvanized iron اهن سفید
greensickness یزقان سفید
hellebore خریق سفید
hoary headed ریش سفید
flagtruce پرچم سفید
white f. پرچم سفید
f. of truce پرچم سفید
hoariness سفید مویی
greybeard ریش سفید
White peacock طاووس سفید
zinc white سفید اب روی
whity سفید پوست
whity مایل به سفید
whitey سفید پوست
whitey مایل به سفید
white winged سفید بال
white space فاصله سفید
white propaganda تبلیغات سفید
white phosphorous فسفر سفید
white pepper فلفل سفید
white oak بلوط سفید
white noise نویز سفید
white noise نوفه سفید
white level تراز سفید
Afrikaner سفید پوست
Afrikaners سفید پوست
white wool پشم سفید
bleaching سفید گری
white-tailed deer آهویدم سفید
white meat گوشت سفید
white lies دروغ سفید
white lie دروغ سفید
white elephants فیل سفید
white elephant فیل سفید
whiteboard تخته سفید
black and white سیاه و سفید
white lead سفید اب شیخ
white heat دمای سفید
white flame شعله سفید
snow white سفید یکدست
rose of may نرگس سفید
riesling شراب سفید
ratch علامت سفید
ragstone سنگ سفید
neutral spirits الکل سفید
gray سفید شونده
mullen بنگ سفید
white matter ماده سفید
mullein بنگ سفید
monial تنگ سفید
madonna lily گل سوسن سفید
lily white خیلی سفید
light bread نان سفید
tabula rasa لوح سفید
the white house کاخ سفید
white flag پرچم سفید
white dwarf کوتوله سفید
white cement سیمان سفید
white cast iron چدن سفید
white book کتاب سفید
white body بدنه سفید
white beard ریش سفید
wheat bread نان سفید
watcheye سگ چشم سفید
wall eye چشم سفید
veratrum خربق سفید
unleached سفید نشده
to grow سفید شدن
tinplate اهن سفید
leucophlegmasia التهاب سفید
galvanised سفید کردن
whitening ماهی سفید
white collar یقه سفید
white-collar یقه سفید
Deans ریش سفید
Dean ریش سفید
alabaster مرمر سفید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com