Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
division line
خط نیمه
Search result with all words
half
نیمه نخست
rats
رفیق نیمه راه
halt
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halts
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
random
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
randomly
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
translucent
نیمه شفاف
first half
نیمه نخست
half-time
نیمه نخست
part time
نیمه وقت
part-time
نیمه وقت
adjudicate
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
draft
نیمه نهایی
drafted
نیمه نهایی
drafts
نیمه نهایی
led
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
mask
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
masks
طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
subconscious
نیمه هشیار
subconscious
نیمه اگاه
subconsciously
نیمه هشیار
subconsciously
نیمه اگاه
splice
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
die
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
half-life
نیمه عمر در هسته شناسی
half-lives
نیمه عمر در هسته شناسی
light
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lighted
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
satyr
موجود نیمه انسان ونیمه بز
satyrs
موجود نیمه انسان ونیمه بز
bat
چوگاندار نیمه یاپاره اجر
bats
چوگاندار نیمه یاپاره اجر
batted
چوگاندار نیمه یاپاره اجر
partial
نیمه کامل
partial
نیمه کاره بخشی از
inchoate
نیمه تمام
transistor
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistor
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistors
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistors
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
midsummer
نیمه تابستان
reverse
حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
reversed
حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
reverses
حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
reversing
حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
parboil
نیمه پختن
parboiled
نیمه پختن
parboiling
نیمه پختن
parboils
نیمه پختن
half-mast
نیمه افراشتگی
half-mast
پرچم نیمه افراشته
half-mast
نیمه افراشتن
oxide
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxides
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
twilit
گرگ ومیش نیمه روشن
silicon
محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
silicon
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
wafer
تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
wafers
تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
solid-state
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
solid-state
مربوط به وسایل نیمه هادی
microchip
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchips
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
semi
نیمه تاحدی
semi
نیمه
semis
نیمه تاحدی
semis
نیمه
subliminal
نیمه خوداگاه
subliminally
نیمه خوداگاه
black tie
کت نیمه رسمی مردانه
icing
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
chip
وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips
وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
midway
نیمه راه
overlap
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
officious
نیمه رسمی شبهه رسمی
mid
نیمه
mid-
نیمه
paraplegia
فلج نیمه بدن فلج پا
semi finals
نیمه نهایی
semi-finals
نیمه نهایی
midnight
نیمه شب
halfway
نیمه راه
adjustable proportional module
نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
advanced pawn
پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
autoloader
اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
backcourt
نیمه دفاعی
backcourt
نیمه دورترزمین از دیوارمقابل
back nine
نیمه دوم پیست 81 قسمت
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
Other Matches
seahorse
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
semilustrous
نیمه درخشان نیمه مجلل
imbricate
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic
نیمه عمومی نیمه دولتی
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
in noon of night
در نیمه شب
stiffish
نیمه شق
half deck
نیمه پل
part way
نیمه
moiety
نیمه
semiparasitic
نیمه انگلی
semipermanent
نیمه جاودان
semihard
نیمه محکم
semihard
نیمه سخت
semigloss
نیمه شفاف
semipermeable
نیمه تراوا
half mast high
نیمه افراشته
semigloss
نیمه درخشان
semiofficial
نیمه رسمی
demigod
نیمه خدا
semiprivate
نیمه خصوصی
semiformal
نیمه رسمی
semiopaque
نیمه کدر
foreconscious
نیمه هشیاری
semilustrous
نیمه درخشنده
half loaded
سلاح نیمه پر
semilog
نیمه لگاریتمی
half time
نیمه بازی
semiliquid
نیمه مایع
half tracked
نیمه شنی
semilate
نیمه دیررس
half way
نیمه راه
half faced
نیمه کاره
semimobile
نیمه متحرک
semilogarithmic
نیمه لگاریتمی
halvers
نیمه مشترک
semiopaque
نیمه شفاف
semifluid
نیمه ابکی
semiautomatic
نیمه خودکار
semi independent
نیمه مستقل
quasi concave
نیمه مقعر
quasi commercial
نیمه بازرگانی
quasi public
نیمه عمومی
quasi public
نیمه دولتی
quasi private
نیمه خصوصی
semi literate
نیمه نویسا
preconscious
نیمه هشیار
semi mechanization
نیمه مکانیزه
quasi convex
نیمه محدب
semi conductor
نیمه هادی
semicivilized
نیمه متمدن
semiarid
نیمه خشک
semiarboreal
نیمه درختی
semiaquatic
نیمه ابزی
semiactive
نیمه فعال
semi trailer
نیمه یدک
semicinductor
نیمه هادی
semi skilled
نیمه ماهر
semicinductor
نیمه رسانا
semi official
نیمه رسمی
second half
نیمه دوم
semicolonial
نیمه ازاد
semicolonial
نیمه مستعمره
semicolonialism
نیمه مستعمراتی
midyear
نیمه سال
midwatch
پاس نیمه شب
semidome
نیمه گنبد
semidomesticated
نیمه اهلی
semierect
نیمه ایستاده
megrim
درد نیمه سر
semierect
نیمه قائم
semifinal
نیمه نهایی
semifixed
نیمه ثابت
semidivine
نیمه خدا
semidivine
نیمه الهی
middle watch
نگهبانی نیمه شب
partially sighted
نیمه بینا
partially hearing
نیمه شنوا
partial fixing
نیمه گیرداری
semiconscious
نیمه هوشیار
semiconscious
نیمه اگاه
semiconscious
نیمه بیهوش
semicrystalline
نیمه متبلور
nocturn
عبادت نیمه شب
semicrystalline
نیمه بلورین
semidetached
نیمه مجزا
left heart
نیمه چپ قلب
subsaline
نیمه شور
semi-conscious
نیمه بیهوش
semi-conscious
در حال نیمه غش
semi-final
نیمه نهایی
semi-precious
نیمه بهادار
semi-precious
نیمه گرانبها
sub-tropical
نیمه حاره
underemployed
نیمه کار
semi-conscious
نیمه هشیار
half-timbered
نیمه چوبی
aileron
نیمه لچکی
dwarf wall
دیوار نیمه
half-bat
آجر نیمه
aileron
نیمه سنتوری
half-column
نیمه ستون
brow ague
درد نیمه سر
semireligious
نیمه مذهبی
semitranslucent
نیمه کدر
semivitrified
نیمه شیشهای
semirigid
نیمه سخت
semitropic
نیمه گرمسیری
semitranslucent
نیمه شفاف
semisolid
نیمه جامد
before mid night
قبل از نیمه شب
semiskilled
نیمه ماهر
shaly clay
رس نیمه بلوری
semitransparent
نیمه شفاف
subfossil
نیمه سنگواره
semiterrestrial
نیمه خاکی
subarid
نیمه خشک
subadult
نیمه بالغ
subacute
نیمه حاد
semisynthetic
نیمه ترکیبی
semisynthetic
نیمه مصنوعی
semipro
نیمه حرفهای
subovate
نیمه بیضی
semipublic
نیمه همگانی
solid state
نیمه هادی
semi killed steel
فولاد نیمه ارام
semi independent
نیمه خود مختار
fair-weather friend
رفیق نیمه راهه
demi-metope
[نیمه چهارگوش افریز]
semiautonomous
نیمه خود مختار
half-timbering
ساختمان نیمه چوبی
semipervious materials
مصالح نیمه تراوا
semirandom access
دستیابی نیمه تصادفی
semipermeable materials
مصالح نیمه تراوا
semi durable goods
کالاهای نیمه بادوام
semi finished goods
کالاهای نیمه ساخته
seminomad
مردم نیمه چادرنشین
semidefinite matrix
ماتریس نیمه معین
semifixed
مهمات نیمه ثابت
split half method
روش دو نیمه کردن
split wheel
چرخ نیمه یا نصفه
halfway houses
منزل نیمه راه
halfway house
منزل نیمه راه
beauty sleep
خواب پیش از نیمه شب
subception
ادراک نیمه هشیار
submediterranean climate
اقلیم نیمه مدیترانهای
solid state cartridge
کارتریج نیمه هادی
seminomad
نیمه بیابان گرد
semicrustaceous
نیمه سخت پوست
semi logarithmic paper
کاغذ نیمه لگاریتمی
semi luxury goods
کالاهای نیمه تجملی
semiconductor memory
حافظه نیمه رسانا
the small hours
ساعات بعد از نیمه شب
semiconductor device
دستگاه نیمه هادی
semiconductor memory
حافظه نیمه هادی
semiconductor storage
حافظه نیمه هادی
subsaturated
نیمه اشباع شده
n type semiconductor
نیمه هادی نوع N
oligapoly
فروش نیمه انحصاری
oligopsony
خرید نیمه انحصاری
p type semiconductor
نیمه هادی نوع "پی "
part time job
شغل نیمه وقت
part time job
کار نیمه وقت
part time work
کار نیمه وقت
partially drowned jet
فوران نیمه مستغرق
midyear
امتحان نیمه سال
half cloverload junction
چهارراه نیمه شبدری
intermediate stock
کالاهای نیمه تمام
draft report
گزارش نیمه نهایی
gallium arsenide
قطعه نیمه هادی
half adder
نیمه جمع کننده
half way
واقع در نیمه راه
halving method
روش دو نیمه سازی
perforated cutoff
دیواره نیمه تراوا
quasi steady
جریان نیمه ارام
semi skilled worker
کارگر نیمه ماهر
quasi concave function
تابع نیمه مقعر
quasi convex function
تابع نیمه محدب
quasi public company
شرکت نیمه دولتی
premedian
واقع در نیمه قدامی
premedial
واقع در نیمه قدامی
semi interquartile range
دامنه نیمه چارکی
semiautomatic
نیمه خود کار
warm substeppic zone
نوار نیمه جلگهای گرم
half giuoco game
بازی نیمه جوئوکو شطرنج
sauterne
سراب زرد نیمه شیرین
lay over
در نیمه راه توقف کردن
garand rifle
نوعی تفنگ نیمه خودکار
semi open game
بازی شطرنج نیمه باز
integrate semiconductor circuit
مدار نیمه هادی مجتمع
hemiplegic
مربوط به فلج نیمه بدن
half open file
ستون نیمه باز شطرنج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com