English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
shorted half wave line خط نیم موج بسته
Search result with all words
packaging بسته بندی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
header بسته داده که پیش از ارسال فرستاده میشود تا اطلاعاتی درباره قصد و مسیر تامین کند
headers بسته داده که پیش از ارسال فرستاده میشود تا اطلاعاتی درباره قصد و مسیر تامین کند
logical یچ بسته
lock بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
locks بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
pack بسته
pack بسته کردن یکدست ورق بازی
pack بسته بندی کردن
pack بسته کردن
packs بسته
packs بسته کردن یکدست ورق بازی
packs بسته بندی کردن
packs بسته کردن
bundle بسته
bundle فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
bundles بسته
bundles فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
bundling بسته
bundling فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
area دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
padding حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
portable کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
engine بخشی از بسته نرم افزاری که تابع خاصی را انجام میدهد
dead end انتهای بسته لوله اب یا مجرا بن بست
dead ends انتهای بسته لوله اب یا مجرا بن بست
remote کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
remoter کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
remotest کاربری که به بسته الکترونیکی دستیابی دارد بدوون نیاز به اتصال به سرور اصلی شبکه محلی
packer بسته بند
packers بسته بند
image تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
stack بسته
stacked بسته
stacks بسته
cover بسته بندی
coverings بسته بندی
covers بسته بندی
balance خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balances خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
electronic 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
flag ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
flags ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
draft بسته کالا
drafted بسته کالا
drafts بسته کالا
post بسته پستی
post- بسته پستی
posted بسته پستی
posts بسته پستی
docket فهرست محتوی بسته ارسالی
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketed فهرست محتوی بسته ارسالی
docketed لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketing فهرست محتوی بسته ارسالی
docketing لیست محتوای بسته بندی برچسب
dockets فهرست محتوی بسته ارسالی
dockets لیست محتوای بسته بندی برچسب
cupboard love عشق بخود بسته یاغرض الود
shut بسته شدن
shut بسته
shuts بسته شدن
shuts بسته
shutting بسته شدن
shutting بسته
closed محرمانه بسته
closed بسته
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
envelope نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelope بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
envelopes نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelopes بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
hop مسیر بسته داده که از یک سرور به دیگری می رود
hopped مسیر بسته داده که از یک سرور به دیگری می رود
hopping مسیر بسته داده که از یک سرور به دیگری می رود
hops مسیر بسته داده که از یک سرور به دیگری می رود
framework بسته نرم افزاری ساخت ASHTON-TATE که پردازش کلمه
frameworks بسته نرم افزاری ساخت ASHTON-TATE که پردازش کلمه
assembly line دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
clogging بسته شدن
closure بسته شدن
closures بسته شدن
wrapper لفاف بسته بندی جلد کتاب
wrapper بسته بندی کاغذ روپوش
wrappers لفاف بسته بندی جلد کتاب
wrappers بسته بندی کاغذ روپوش
armful یک بغل یک بسته
armfuls یک بغل یک بسته
straw پوشال بسته بندی
straws پوشال بسته بندی
harness بند بسته دسته سیم
harness یک گروه از کابلهای مجزاکه به بسته شده اند
harnessed بند بسته دسته سیم
harnessed یک گروه از کابلهای مجزاکه به بسته شده اند
Other Matches
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
corked بسته
shook بسته
clotty بسته
pent بسته
solid بسته
solids بسته
packet بسته
packets بسته
crossed chaque چک بسته
crossed cheque چک بسته
pack box بسته
imperforate بسته
ice bound یخ بسته
grumous بسته
fardel بسته
datagram یچ بسته
curdy بسته
bagful یک بسته
pinioned کت بسته
packages بسته
packaged بسته
parcel بسته
parcels بسته
packed بسته ای
bunged up بسته
fronted صف بسته
barred بسته
connected بسته
interdependent به هم بسته
jellied بسته
clotted بسته
kits بسته
kit بسته
package بسته
trusser بسته
uncrossed بسته
strikebound بسته
package بسته بندی
assumed بخود بسته
tongue-tied زبان بسته
blindfolds چشم بسته
right round bracket پرانتز بسته
blindfolding چشم بسته
van کامیون سر بسته
close column ستون بسته
dog دفاع بسته
case numbers شماره بسته ها
shook بسته کردن
box trail سهم بسته
bound electron الکترون بسته
bound charge بار بسته
blocked opening درگاه بسته
blind fold با چشم بسته
right parenthesis ) پرانتز بسته
as the case may be بسته بمورد
application package بسته کاربردی
aleatory بسته به بخت
vans کامیون سر بسته
blindfolded چشم بسته
dogging دفاع بسته
disabled <adj.> <past-p.> بسته شده
coagulum خون بسته
kits بسته لوازم
packages بسته بندی
kit بسته لوازم
closed <adj.> <past-p.> بسته شده
barred <adj.> <past-p.> بسته شده
blocked <adj.> <past-p.> بسته شده
barricaded <adj.> <past-p.> بسته شده
dogs دفاع بسته
locked <adj.> <past-p.> بسته شده
blindfold چشم بسته
closed shops سیستم بسته
closed shop سیستم بسته
packaged بسته بندی
closed circuits مدار بسته
closed circuit مدار بسته
close-fisted <adj.> دست بسته
set in بسته شدن
internal drainage ابریز بسته
icebound یخ بند یخ بسته
survival pack بسته نجات
to shut down بسته شدن
homogamy زناشویی بسته
tongue tied زبان بسته
grume خون بسته
gelidity بسته شدگی
food packet بسته غذایی
flat pack بسته مسطح
dunnage بسته بندی
disk pack گروه بسته
disk pack بسته دیسک
disk pack گرده بسته
young ice یخ تازه بسته
investment castings ریخته گی بسته
investment foundry ریخته گی بسته
iron bound با اهن بسته
program package بسته برنامه
pre assembled پیش بسته
shut down بسته شدن
parcel post بسته پستی
shut in personality شخصیت بسته
on the rope بهم بسته
occlusion بسته شدگی
shutt down بسته شدن
mare clausum دریای بسته
lockfast محکم بسته
large n سر بسته همینطوری
lappermilk شیر بسته
lamblkin زبان بسته
it is a question of money موضوع بسته به
ironbound با اهن بسته
unopened بسته - بازنشده
package holiday گشت بسته ای
all-expense tour گشت بسته ای
closed routine روال بسته
closed network شبکه بسته
closed mind ذهن بسته
closed loop حلقه بسته
closed group گروه بسته
closed game بازی بسته
manacled <adj.> دست بسته
closed fist مشت بسته
closed file فایل بسته
closed file ستون بسته
tied up <adj.> دست بسته
closed economy اقتصاد بسته
closed society جامعه بسته
closed subroutine زیرروال بسته
cruor خون بسته
congealable بسته شدنی
coil of rope بسته طناب
package tour گشت بسته ای
closed variation واریاسیون بسته
finite universe جهان بسته
closed universe جهان بسته
closed traverse پیمایش بسته
closed system سازگان بسته
closed system سیستم بسته
closed system نظام بسته
closed area منطقه بسته
dumb زبان بسته
packing بسته بندی
dumber زبان بسته
dumbest زبان بسته
packets بسته کوچک
packet بسته کوچک
queen of hearts کلید درهای بسته
pre packing بسته بندی از قبل
closed circuit battery باتری با مدار بسته
closed bus system سیستم گذر بسته
palletized بسته بندی شده
packets بسته بندی کردن
claustrophilia میل به مکانهای بسته
parceling بسته بندی کردن
case numbers شماره بسته بندی
removable باز و بسته شونده
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
to commit oneself خودراگرفتاریا بسته کردن
software package بسته نرم افزاری
air entrained concrete بتن باهوای بسته
sloughy پر از لجن دله بسته
slide show package بسته نمایش اسلاید
captive balloon بالون بزمین بسته
blind drainage area حوزه ابریز بسته
packed بسته بندی شده
shorted quarter wave line خط ربع موج بسته
bolson حوزه ابریز بسته
blindfold chess شطرنج چشم بسته
screw up پیچیدن بسته کاغذ
trade pack بسته بندی تجاری
closed circuit tunnel تونل مدار بسته
closed coil armature ارمیچر مدار بسته
correlated spectroscopy طیف بینی هم بسته
crossed and uncreate cheques چکهای بسته ونبسته
normally closed contact اتصال معمولا بسته
crud شیر بسته شده
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
current circuit مسیر بسته جریان
magnetic tape deck بسته نوار مغناطیسی
wisp بسته بقچه بندی
lock out بسته شدن کارخانه
lion skin دلیری بخود بسته
export packing بسته بندی صادراتی
gelid کاملاسرد و بسته شده
investment castings process فرایند ریخته گی بسته
investment castings قطعات ریخته گی بسته
interdepend بسته بهم بودن
packaged software بسته پیش نوشته
paleocrystic یخ بسته از زمانهای پیشین
packet بسته بندی کردن
closed formation فرم بسته پیادهای
taut محکم بسته شده
packing note گواهی بسته بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com