English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 255 (13 milliseconds)
English Persian
graphical site table خط کش تراز
levelling straightedge خط کش تراز
Search result with all words
esquire عنوان روی نامه وامثال ان برای مردهاعنوانی که یکدرجه پایین تراز>شوالیه < بوده
contours خطوط تراز یا منحنیهای تراز
contours خطوط تراز زمین
balance of payments تراز پرداختها
balances of payments تراز پرداختها
align هم تراز کردن
aligned هم تراز کردن
aligning هم تراز کردن
aligns هم تراز کردن
balance تراز
balance تراز شدن متعادل کردن ترازو
balance تراز کردن متعادل کردن بالانس
balance تراز همیاری
balances تراز
balances تراز شدن متعادل کردن ترازو
balances تراز کردن متعادل کردن بالانس
balances تراز همیاری
site تراز
site محل دستگاه تراز
sited تراز
sited محل دستگاه تراز
sites تراز
sites محل دستگاه تراز
even تراز مساوی
spirit level تراز
spirit level تراز حباب دار
spirit level تراز حبابدار
spirit levels تراز
spirit levels تراز حباب دار
spirit levels تراز حبابدار
flush تراز
flushes تراز
flushing تراز
elevation تراز از سطح مبنا
elevations تراز از سطح مبنا
degenerate هم تراز
degenerated هم تراز
degenerates هم تراز
degenerating هم تراز
gangling بلند تراز حد معمول
plane جهش شبیه پرواز سطح تراز
plane سطح تراز مسطح
planed جهش شبیه پرواز سطح تراز
planed سطح تراز مسطح
planes جهش شبیه پرواز سطح تراز
planes سطح تراز مسطح
planing جهش شبیه پرواز سطح تراز
planing سطح تراز مسطح
equal هم تراز کردن
equaled هم تراز کردن
equaling هم تراز کردن
equalled هم تراز کردن
equalling هم تراز کردن
equals هم تراز کردن
slight تراز لاغر
slight تراز کردن
slighted تراز لاغر
slighted تراز کردن
slighter تراز لاغر
slighter تراز کردن
slightest تراز لاغر
slightest تراز کردن
slighting تراز لاغر
slighting تراز کردن
slights تراز لاغر
slights تراز کردن
halving نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
leveling تراز کردن
grade انحراف ازسطح تراز
grades انحراف ازسطح تراز
ground level تراز زمین
level تراز
level هم تراز
level تراز سطح افقی افقی کردن
level تراز بنایی
level تراز کردن تراز
leveled تراز
leveled هم تراز
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
leveled تراز بنایی
leveled تراز کردن تراز
levelled تراز
levelled هم تراز
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
levelled تراز بنایی
levelled تراز کردن تراز
levels تراز
levels هم تراز
levels تراز سطح افقی افقی کردن
levels تراز بنایی
levels تراز کردن تراز
justifies هم تراز کردن
justifies توجیه کردن هم تراز کردن
justify هم تراز کردن
justify توجیه کردن هم تراز کردن
justifying هم تراز کردن
justifying توجیه کردن هم تراز کردن
balance sheet تراز نامه
balance sheets تراز نامه
under پایین تراز کمتر از
Other Matches
level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
camper level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
spirit level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
bubble level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
storage level تراز ذخیره تراز مخزن
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
yokefellow هم تراز
quadrant تراز
f. with the woll تراز
surface plate تراز
bottom level تراز کف
water level تراز اب
balancing تراز
level with each other در یک تراز
blacker than black تراز فراسیاه
ground state تراز اصلی
acceptor level تراز گیرنده
balance of trade تراز تجاری
gunner's quadrant تراز ربعی
aligner هم تراز کننده
aligning edge لبه هم تراز
allowable level تراز مجاز
angle of site زاویه تراز
background level تراز زمینه
balance coil پیچک تراز
left justify هم تراز کردن از چپ
left justified هم تراز شده از چپ
balance of trade تراز بازرگانی
storage level تراز خزانه
site scale طبله تراز
induction balance تراز القا
level surface سطح تراز
rotational level تراز چرخشی
black level تراز سیاه
abnormal water level تراز استثنائی آب
level buble حباب تراز
permanent water level تراز پیوسته اب
cross level buble حباب تراز
fermi level تراز فرمی
normal water level تراز بهنجار اب
degenerate orbitals اوربیتالهای هم تراز
normal energy level تراز متعارفی
elevation quadrant تراز تیر
elevation quadrant تراز ربعی
energy level تراز انژی
energy level تراز انرژی
excitation state تراز تحریک
fermi characteristic energy level تراز فرمی
platen میز تراز
position angle زاویه تراز
cross level تراز کردن
resonance state تراز تشدیدی
exceptional water level تراز استثنایی اب
levelling staff شاخص تراز
cash balance تراز نقدی
compensation level تراز موازنه
on a par دریک تراز
quadrantal مربوط به تراز
contour line منحنی تراز
contour lines منحنی تراز
contourline منحنی تراز
power level تراز توان
maximum water level بیشینه تراز
level to تراز کردن
white level تراز سفید
builder level تراز بنایی
behinds عقب تراز
trophic level تراز خوراکی
builder's level تراز بنائی
visible balance تراز اشکار
water level recorder تراز نگار اب
behind عقب تراز
water level observation بررسی تراز اب
water level gage تراز سنج
trial balance تراز ازمایشی
visible balance تراز مرئی
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
principle energy level تراز انرژی اصلی
surveyor's level تراز مساحی یا پیمایش
trade balance deficit کسری تراز تجاری
leveling effect اثر هم تراز کننده
range quadrant طبله تراز تیر
trade balance surplus مازاد تراز تجاری
right justify هم تراز کردن از راست
tilting level تراز حباب دار
normal pool level تراز بهنجار مخزن
surface plate تراز فلزی یا اهنی
river bed level تراز بستر رودخانه
original ground level تراز زمین طبیعی
screening elevation تراز مانع رادار
metastable state تراز نیم پایدار
site scale دستگاه تراز توپ
natural ground level تراز زمین طبیعی
right justified هم تراز شده از راست
balance of foreign trade تراز تجارت خارجی
complementary angle of site تصحیح تکمیلی تراز
continuous levelling تراز یابی پیوسته
contour bund بند در امتداد خط تراز
cross level ترازعرضی تراز چرخ
card aligner هم تراز کننده کارت
flying levels افق تراز متحرک
balanced design طرح با تراز یکسان
balancing motor موتور تراز کننده
bank balance sheet تراز نامه بانک
automatic water level recorder تراز اب نگار خودکار
under- پایین تراز کمتر از
cross level حباب تراز افقی
cross level buble حباب تراز عرضی
cross level buble شیشه حباب تراز
gunner's quadrant دستگاه تراز توپ
flying levels خط تراز نقشه برداری
flood stage تراز بحرانی طغیان
energy levle of a particle تراز انرژی ذره
current account balance تراز حساب جاری
energy level diagram نمودار انرژی- تراز
dumpy level تراز دوربین دار
set back <idiom> عقب تراز زمان بودن
wise guy <idiom> باهوش تراز بقیه جلودادن
balance of international payments تراز پرداختهای بین المللی
differential leveling تعیین اختلاف تراز نقاط
bed building stage of river تراز سطح متوسط اب رودخانه
line of site خط تراز یا مبنای افق توپ
international balance of payments تراز پرداختهای بین المللی
quadrant mount پایه دستگاه تراز توپ
quadrant mount مقر تراز ربعی توپ
maximum water level تراز بیشینه طرح شده مخزن
low grade defective عقب مانده ذهنی تراز پایین
flyover junction تقاطع دو راه ناهمکف چهارراه دو تراز
morganatic ازدواج کننده باپست تراز خود
vertical control operator متصدی اندازه گیری تراز وارتفاع
screening elevation زاویه تراز مانع ایستگاه رادار
ground plans نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
low blow ضربه بوکس خطا به پایین تراز کمر
ground plan نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
complementary range برد مربوط به زاویه تصحیح تکمیلی تراز
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
hypsometry پیمایش ارتفاعهای روی زمین نسبت به تراز دریا
barreled shaft میله تیر که وسط ان کلفت تراز انتهایش باشد
crinkum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
elevate railway راه اهنی که روی پایه کارگذاشته اندواز تراز جاده بلندتراست
crankum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
crankle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
Crinkle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
barometric leveling تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
underprice قیمت پایین تراز قیمت بازار
crest elevation فرازای ستیغ تراز ستیغ
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
right justify هم تراز کردن از راست تنظیم کردن از راست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com