English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
English Persian
devil's claw خفت پنجه دیوی
Other Matches
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
demonic دیوی
mephistophelian دیوی
demoniac شیطانی دیوی
demoniacal شیطانی دیوی
davy crocket موشک دریا بدریای دیوی کروکت
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
he is an incarnate fiend دیوی است که بصورت ادمی در امده است
claws پنجه
clawed پنجه
paw پنجه
clawing پنجه
claw پنجه
pawing پنجه
paws پنجه
pitchfork پنجه
pitchforks پنجه
cross arm پنجه
talon پنجه
talons پنجه
adactylous بی پنجه
pawed پنجه
fork پنجه
toe پنجه
toes پنجه
fives پنجه
fistula پنجه
downstream toe پنجه سد
digitigrade پنجه رو
digitation پنجه
griff پنجه
forking پنجه
pedatifid پنجه وار
pentadactylic پنجه دار
pentadactylous پنجه دار
kick up زدن پنجه
heel and toe با پنجه و پاشنه
hellweed پنجه کلاغ
branch pipe پنجه اگزوز
hand post پنجه راهنما
leptodactyl باریک پنجه
lobster claw پنجه خرچنگی
lycopod پنجه گرگی
palmate شبیه پنجه
fissidactyl پنجه شکافته
intoed پنجه بتو
fissiped پنجه شکافته
lycopodium پنجه گرگی
intoed پنجه برگشته
cat's paws پنجه گربه
swine bread پنجه مریم
sowbread پنجه مریم
cyclamens پنجه مریم
cyclamen پنجه مریم
toeless بدون پنجه
wild bryony پنجه کلاغ
brass knuckles پنجه بوکس
knuckle-dusters پنجه بوکس
knuckle-duster پنجه بوکس
knuckle duster پنجه بوکس
toe با پنجه پا زدن
toe با پنجه پا راندن
toe cap پنجه کفش
the mailed fist زور سر پنجه
tiptoed نوک پنجه
paws پنجه زدن
pawing پنجه زدن
tiptoeing نوک پنجه
pawed پنجه زدن
tiptoes نوک پنجه
paw پنجه زدن
cat's paw پنجه گربه
tiptoe نوک پنجه
pedate پنجه دار شبیه پا
winnowwing fan جام پنجه شانه
toeplate نعل پنجه کفش
monkey fist گره پنجه میمون
pigeon toed دارای پنجه برگشته
square toed دارای پنجه مربع
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
forepaw پنجه پای جلو
hunker روی پنجه پاایستادن
pouncing درحال حمله با پنجه
pounces درحال حمله با پنجه
clevis اتصال پنجه مفصلی
pounce درحال حمله با پنجه
brass knuckles پنجه مشت زنی
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
ball of toe گوشت زیر پنجه پا
ground fir پنجه گرگ سلاژین
forepaw پنجه دست حیوانات
digitation انشعاب بشکل پنجه
pounced درحال حمله با پنجه
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
pigeon toed دارای پنجه خمیده بداخل
scooped پنجه ماشین خاک برداری
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
hand-to-hand دسته و پنجه نرم کردن
toe off جدا شدن پنجه پا از زمین
scooping پنجه ماشین خاک برداری
He has a delightful touch on the guitar . گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
scoop پنجه ماشین خاک برداری
scoops پنجه ماشین خاک برداری
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
heat muff پوشش اطراف پنجه اگزوز
base thickness of buttress عرض پنجه پشت بند
cross swords دست و پنجه نرم کردن
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
palmipede پرندهای که پنجه هایش پرده دارد
Foxglove گل پنجه علی [در تهیه رنگ زرد]
pentadactylate دارای پنج زائده شبیه پنجه
cats paw الت دست دیگران گره پنجه گربهای
jacana پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لولههای پنجه اگزوز
tap dance نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
bear's foot نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
parmakli لوزی پنجه ای [این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
pentadactylate پنج انگشتی دارای پنج پنجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com