English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
English Persian
choke خفه کردن ساسات خودرو چوک
choked خفه کردن ساسات خودرو چوک
chokes خفه کردن ساسات خودرو چوک
Other Matches
chokes ساسات کاربراتور مسدود کردن
choked ساسات کاربراتور مسدود کردن
choke ساسات کاربراتور مسدود کردن
four by two خودرو چهارچرخی که فقط دوچرخ ان نیرو داشته باشد خودرو چهار در دو
throttles ساسات
throttling ساسات
carburetor choke ساسات
throttle valve ساسات
chokes ساسات
throttled ساسات
choked ساسات
choke ساسات
throttle ساسات
choked دریچه ساسات
choke دریچه ساسات
choke valve ساسات هوا
chokes ساسات هوا
chokes دریچه ساسات
throttling ساسات کشیدن
throttle ساسات کشیدن
choke ساسات هوا
throttles ساسات کشیدن
automatic throttle ساسات خودکار
throttled ساسات کشیدن
choked ساسات هوا
to go for a spin با خودرو گردش کوتاهی کردن
tracklaying زنجیرگذاری کردن خودرو شنی دار
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
to start روشن کردن [به کار انداختن] [موتور یا خودرو]
parking پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
stage سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stages سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
embarking سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarked سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarks سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embark سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
suspensions تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
suspension تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
motor vehicle خودرو
self driven خودرو
self grown خودرو
self propelled خودرو
self propelling خودرو
autos :خودرو
auto :خودرو
automotive خودرو
vehicle خودرو
four by four خودرو 4 در 4
automobiles خودرو
locomobile خودرو
vehicles خودرو
adventive خودرو
automobile خودرو
bumper bar سپر خودرو
wildwood جنگل خودرو
liftruck خودرو بالابر
tank vehicle خودرو تانکر
tank vehicle خودرو تانکرسوخت
propeller گاردان خودرو
caterpillar truck خودرو هزارپا
chasis شاسی خودرو
scout car خودرو دیده ور
locomobile گردونه خودرو
motor vehicle خودرو موتوری
motorcar خودرو سواری
deep jeep خودرو زیرابی
escalators پلکان خودرو
weedy هرز خودرو
escalator پلکان خودرو
tank transporter خودرو مازتانک بر
ammunition carrier خودرو مهمات کش
motor cars گردونه خودرو
motor car گردونه خودرو
automobiles ماشین خودرو
automobile ماشین خودرو
propeller shaft گاردان خودرو
to turn [to turn off] [to make a turn] پیچیدن [با خودرو]
to ride in the car با خودرو رفتن
vehicular مربوط به خودرو
personnel carrier خودرو نفربر
drive screw پیچ خودرو
truck vehicle خودرو نظامی
to use the car با خودرو رفتن
escalator پلکان خودرو
moving stairway پلکان خودرو
moving staircase پلکان خودرو
wheel wrench آچار چرخ خودرو
suspension wheel چرخ تعلیق خودرو
dipped headlights [lights] [British English] نور پایین [خودرو]
wheel brace آچار چرخ خودرو
cross bar wrench آچار چرخ خودرو
[spider-type] lug wrench [American E] آچار چرخ خودرو
dimmed headlights [lights] [American English] نور پایین [خودرو]
propeller joint چهارشاخه گاردان خودرو
rollover چپ شدن خودرو یاوسیله
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
unladen weight وزن کامل خودرو
signalled علامت راهنمای خودرو
signaled علامت راهنمای خودرو
signal علامت راهنمای خودرو
low beams [beam light] [American English] نور پایین [خودرو]
dipped beams [beam light] [British English] نور پایین [خودرو]
high beam [American English] نور بالا [در خودرو]
upper beam headlights نور بالا [در خودرو]
trunk [American E] صندوق چمدان [خودرو]
boot [British E] صندوق چمدان [خودرو]
full beam نور بالا [در خودرو]
oil pan جعبه کارتر خودرو
unladen weight وزن ناخالص خودرو
lift truck خودرو دارای جرثقیل
moving stairs {pl} پلکان های خودرو
moving stairways پلکان های خودرو
escalators پلکان های خودرو
loading plan طرح بارگیری خودرو
high gear دنده قوی خودرو
windshields شیشه جلو خودرو
combat tire تایر جنگی خودرو
windshield شیشه جلو خودرو
full tracked خودرو تمام شنی
payloads بازده خودرو یا دستگاه
payload بازده خودرو یا دستگاه
short wheel خودرو شاسی کوتاه
moving staircases پلکان های خودرو
loading list لیست بارگیری خودرو
gradeability قابلیت عبور خودرو از شیبها
to leave on روشن گذاشتن [موتور یا خودرو]
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
dome light چراغ بالای طاق خودرو
travelling crane جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
six by six خودروی شش در شش نوعی خودرو شش چرخ
motor transport حمل ونقل به وسیله خودرو
six by four خودرو شش در چهار خودروی شش چرخ
to go into the ditch با خودرو به خندق جاده رفتن
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
to get a lift from somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to get a lift with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to get a ride with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
fast shuttle تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
laden weight وزن کلی خودرو با بار
curb weight وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
endgate درب عقب [خودرو شناسی]
automotive مربوط به وسایل نقلیه خودرو
mileage مسافت طی شده به وسیله خودرو
to swerve a car <idiom> با خودرو ویراژ دادن [اصطلاح روزمره]
She swerved sharply to avoid hitting a dog. او [زن] ویراژ تندی داد تا با خودرو به سگ نزند.
half track خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
trailer brake system دستگاه ترمز تریلر [فناری خودرو]
tank recovery vehicle خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
less than carload وزن باراضافه از فرفیت تناژ خودرو
domes کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
compass course مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
dome کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
speedograph سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
tachograph سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
black box سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
straddle truck نوعی خودرو چهارچرخ حمل بار و جراثقال
trucks خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
trucking خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
trucked خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
truck خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
unprompted ناشی از طیب خاطر خودبخود بی اختیار خودرو
fifth wheel جفت ساز که خودرو را به تریلر وصل میکند
panel truck یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
trailers خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
trailer خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
crashingly سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashing سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashes سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashed سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crash سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
center disc [disk wheel] دیسک با سوراخ بزرگ در کانونش [ فناوری خودرو]
maximum gradeability حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
four by four خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
The motor vehicle is covered by theft insurance. این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars. هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
vehicle used for migrant-smuggling operations خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
mileage on departure [arrival] اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت [ورود] خودرو
turnaround cycle مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
bulk petroleum conversion kit جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
He lost control of the car and swerved towards a tree. او [مرد] کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
tailgate party [American E] پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی [در آمریکا]
drones خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drone خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
motor march راهپیمایی موتوری راهپیمایی با خودرو
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
cargo sling طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com