English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
daily movement summary خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
Other Matches
daily position summary خلاصه وضعیت محل کشتیهادر روی اب
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
summary خلاصه وضعیت
summaries خلاصه وضعیت
extracts چکیده خلاصه وضعیت
extracting چکیده خلاصه وضعیت
intelligence summary خلاصه وضعیت اطلاعاتی
extract چکیده خلاصه وضعیت
extracted چکیده خلاصه وضعیت
summary of monthly statement خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
equation of exchange متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
service records سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
ready position وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
attitude motor موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
epitomist شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
digests خلاصه کردن و شدن خلاصه
digesting خلاصه کردن و شدن خلاصه
digested خلاصه کردن و شدن خلاصه
digest خلاصه کردن و شدن خلاصه
inverse تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
active status وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
hartley بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
race وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
outlines خلاصه خلاصه کردن
outlining خلاصه خلاصه کردن
outline خلاصه خلاصه کردن
outlined خلاصه خلاصه کردن
flags یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
goods کالاها
transparent مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparently مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
goods and services کالاها و خدمات
class of suplies گروه کالاها
class of suplies طبقه کالاها
dunnage حفاظ کالاها
shipping ارسال کالاها
commodity agreements قرارداد کالاها
materiel cognizance مدیریت کالاها
complete substitution جانشینی کالاها
subsitute جانشینی کالاها
device یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
consolidate goods کالاها را ادغام کردن
prestowage plan طرح باربندی کالاها
packing ماده محافظ کالاها.
shipment sponsor مسئول ارسال کالاها
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
shipment unit یکان مسئول ارسال کالاها
supplied تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplying تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
quality control کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
marshalling yard محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
The goods were shipped by air . کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
pos محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
point of sale محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
port of embarkation بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
He swore to having paid for the goods . قسم می خورد که پول کالاها را پرداخته است
shipping امور ارسال کالاها ناوگان عمومی یک کشور
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
marshalling yard محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
management coding سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
honey combing روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
packing عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
staging base پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
free trade شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
veil of money نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
S HTTP سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
cumulative delivery diagram منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
secure encryption payment protocol سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
income velocity of money سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
SEPP سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
summaries خلاصه
shorter خلاصه
synopses خلاصه
brief خلاصه
roundups خلاصه
briefed خلاصه
briefer خلاصه
briefest خلاصه
upshot خلاصه
scantling خلاصه
brief description خلاصه
synopsis خلاصه
quintes sence خلاصه
resume خلاصه
abridgment خلاصه
summary خلاصه
abstracts :خلاصه
shortest خلاصه
surveyed خلاصه
survey خلاصه
roundup خلاصه
resumed خلاصه
resumes خلاصه
resuming خلاصه
condensation خلاصه
abstract :خلاصه
abstracting :خلاصه
surveys خلاصه
short خلاصه
in a word خلاصه
in one word خلاصه
concise <adj.> خلاصه
comprisal خلاصه
in fine خلاصه
in one world خلاصه
extraction خلاصه
compendium خلاصه
epitome خلاصه
in short خلاصه
ens خلاصه
succinct <adj.> خلاصه
short <adj.> خلاصه
fleeting <adj.> خلاصه
curt <adj.> خلاصه
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
summarised خلاصه کردن
foreshortens خلاصه کردن
condenses خلاصه کردن
foreshortened خلاصه کردن
condensing خلاصه کردن
summarises خلاصه کردن
foreshorten خلاصه کردن
condense خلاصه کردن
summarising خلاصه کردن
epitomising خلاصه کردن
epitomize خلاصه کردن
epitomized خلاصه کردن
epitomizes خلاصه کردن
epitomizing خلاصه کردن
tabloids خلاصه شده
pemmican اطلاعات خلاصه
summarily بطور خلاصه
epitomises خلاصه کردن
epitomised خلاصه کردن
summarize خلاصه کردن
summarized خلاصه کردن
summarizes خلاصه کردن
summarizing خلاصه کردن
pemican اطلاعات خلاصه
precipitousness work خلاصه نویسی
precipitousness work خلاصه سازی
synoptic خلاصه اجمال
extracts خلاصه زبده
synopsize خلاصه کردن
extracts زبده خلاصه
extracting زبده خلاصه
extracted خلاصه زبده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com