English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (2 milliseconds)
English Persian
perverse خلاف بد
Search result with all words
untrue خلاف واقع
foul خلاف طوفانی
fouled خلاف طوفانی
fouler خلاف طوفانی
foulest خلاف طوفانی
fouls خلاف طوفانی
backward در جهت عقب یا در خلاف جهت
counterclockwise در خلاف جهت ساعت
counterclockwise در خلاف عقربههای ساعت
backwards در جهت عقب یا در خلاف جهت
unnatural بر خلاف اصول طبیعت
unnaturally بر خلاف اصول طبیعت
contradiction خلاف گویی
contradictions خلاف گویی
untruthful خلاف حقیقت
untruth خلاف حقیقت کذب
untruths خلاف حقیقت کذب
unconstitutional بر خلاف قانون اساسی برخلاف مشروطیت
upwind خلاف جهت باد
shield , بر خلاف کابل STP , جفت سیم ها وارد لایه دیگری نمیشوند
shields , بر خلاف کابل STP , جفت سیم ها وارد لایه دیگری نمیشوند
irregular خلاف قاعده
hacker شخص خلاف کار
hackers شخص خلاف کار
contrary مقابل خلاف
trespass خلاف
trespassed خلاف
trespasses خلاف
trespassing خلاف
retrograde دوران در خلاف جهت معمول
offender خلاف کار
offenders خلاف کار
offence خلاف
offenses خلاف
misdeed خلاف
misdeeds خلاف
reverse خلاف جهت
reversed خلاف جهت
reverses خلاف جهت
reversing خلاف جهت
offend مرتکب خلاف شدن
offended مرتکب خلاف شدن
offends مرتکب خلاف شدن
cross خلاف میل کسی رفتار کردن
crosser خلاف میل کسی رفتار کردن
crosses خلاف میل کسی رفتار کردن
crossest خلاف میل کسی رفتار کردن
inequitable خلاف موازین انصاف
inequities خلاف موازین انصاف
inequity خلاف موازین انصاف
unscientific خلاف موازین علمی
unconventional خلاف عرف
trumped up خلاف واقع
trumped-up خلاف واقع
anomalies خلاف قاعده
anomaly خلاف قاعده
unlawful خلاف شرع
immoral خلاف اخلاق
anomalous خلاف قاعده
misconduct خلاف کاری
misconduct خلاف
abnonmally بر خلاف قاعده
adverse yaw شرایط پروازی که در ان دماغه هواپیما در خلاف جهت مطلوب منحرف میشود
anticlimactic خلاف انتظاری
commit a minor offence خلاف کردن
condition contrary to the requirement شرط خلاف مقتضای عقد
condition contrary to the requirment شرط خلاف مقتضای عهد
condition contrary to the requirment of شرط خلاف مقتضای عهد
contra flow خلاف جهت
contrary to بر خلاف
contrary to nature بر خلاف طبیعت
corpus delicti عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
counterclockwise rotation حرکت در خلاف عقربههای ساعت
court of minor offence محکمه خلاف
court of petty offences محکمه خلاف
delict خلاف
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
guilty of a minor offence خلاف کار
heterotaxis ترتیب خلاف قاعده
heterotaxy ترتیب خلاف قاعده
illegality کار خلاف قانون
illogic خلاف منطق
immorally بر خلاف اخلاق
impolicy خلاف مصلحت
impoliticly از روی خلاف مصلحت بطور غیرمقتضی
inadvisability خلاف مصلحت
irregular act عمل خلاف رویه
malversation اختلاس خلاف
malfeasance شرارت کار خلاف قانون
malfeasance کار خلاف قانون
minor offence خلاف
misdemeanor خلاف
misdoing خلاف
misprision خلاف کاری
missatement خلاف گویی
neap tide دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
neo keynesians اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
offense,etc خلاف
opposit در خلاف جهت
overpersuade کسی را بر خلاف میلش به کردن کاری وادار کردن
Other Matches
petty offence خلاف
unconscionable خلاف وجدان
police court دادگاه خلاف
police court محکمه خلاف
to rise up against someone [something] شورش کردن بر خلاف
unreason عمل خلاف عقل
to offend against any one به کسی خلاف کردن
To swim against the current. بر خلاف جریان آب شنا کردن
This is against our agreement. [This is contrary to our agreement] این بر خلاف قرارداد ما است.
Unless otherwise stated . مگر اینکه خلاف ( عکس ) آن اظهار گردد
unmilitary بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
to strive against the stream <idiom> بر خلاف جریان آب شنا کردن [اصطلاح مجازی]
to buck the trend <idiom> بر خلاف جریان آب شنا کردن [اصطلاح مجازی]
to swim against the tide <idiom> بر خلاف جریان آب شنا کردن [اصطلاح مجازی]
prior possession تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com