English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
kamikaze خلبان ازجان گذشته ژاپنی
Other Matches
desperateness دست ازجان شستگی
copilot کمک خلبان خلبان دوم
nipponese ژاپنی
Japanese ژاپنی
japan clover شبدر ژاپنی
kimono جامه ژاپنی
buddleia بودله ژاپنی
japanization ژاپنی شدن
lac varnish لاک ژاپنی
kimonos جامه ژاپنی
satsumas سفالینهی ژاپنی
satsuma سفالینهی ژاپنی
shinai خیزران شمشیربازی ژاپنی
bonsais درخت کوچک ژاپنی.
bonsai درخت کوچک ژاپنی.
kamikaze هواپیماهای خودکشی ژاپنی
japanize بسبک ژاپنی در اوردن
kendo شمشیربازی ژاپنی باخیزران و با هر دو دست
hai ku شعر بی قافیه سه سطری ژاپنی
wide arm handstand بالانس ژاپنی با دستهای فاصله دار
chigi [سنتوری پشت بام های ژاپنی]
fusuma [چارچوب متحرک در خانه های ژاپنی]
a comparison between European and Japanese schools مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
jinriki درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
gobang یکجوربازی ژاپنی که روی صفحه شطرنجی بازی میشود
jinrikisha درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
jiujutsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
due out از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
aviators خلبان
pilots خلبان
pilot خلبان
fly boy خلبان
piloted خلبان
pilotless بی خلبان
aviator خلبان
aivatrix خلبان زن
aeronaut خلبان
compilot کمک خلبان
beeping هواپیمای بی خلبان
beeps هواپیمای بی خلبان
copilot کمک خلبان
drones هواپیمای بی خلبان
cockpit کابین خلبان
cockpit اطاقک خلبان
cockpits کابین خلبان
cockpits اطاقک خلبان
autopilot خلبان اتوماتیک
cockpit canopy سایبان خلبان
flying officer افسر خلبان
first pilot خلبان اول
co pilot کمک خلبان
beeped هواپیمای بی خلبان
beep هواپیمای بی خلبان
automatic pilots خلبان اتوماتیک
automatic pilot خلبان اتوماتیک
co-pilots کمک خلبان
drone هواپیمای بی خلبان
nautical خلبان کتاب
droning هواپیمای بی خلبان
soloist خلبان تک پرواز
co-pilot کمک خلبان
soloists خلبان تک پرواز
droned هواپیمای بی خلبان
cockpit اطاقک خلبان درهواپیما
cockpits اطاقک خلبان درهواپیما
army aviator خلبان هوانیروز نیروزفر
sailplaner خلبان هواپیمای بی موتور
army aviator خلبان نیروی زمینی
fury نوعی جت تک موتوره و تک خلبان
unattended به طور خودکار بی خلبان
aces خلبان ماهر و متهور
ace خلبان ماهر و متهور
pilot's trace کالک دستی خلبان
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
test pilot خلبان ازمایش کننده هواپیما
drone antisubmarine helicopter هلی کوپتر بی خلبان ضدزیردریایی
pilot's trace کالک راهنمای خلبان هواپیما
test pilots خلبان ازمایش کننده هواپیما
pilots خلبان هواپیما راننده کشتی
piloted خلبان هواپیما راننده کشتی
pilot خلبان هواپیما راننده کشتی
automatic pilot [A/P] خلبان خودکار [حمل و نقل هوایی]
automatic pilot [A/P] خلبان اتوماتیک [حمل و نقل هوایی]
autopilot [A/P] خلبان اتوماتیک [حمل و نقل هوایی]
autopilot [A/P] خلبان خودکار [حمل و نقل هوایی]
How can I make such pilot چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
clamshell کاناپه خلبان که از جلو یاعقب لولا شده
hand glider هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
helicopter pilot خلبان چرخبال [شغل] [حمل و نقل هوایی]
sky surfer هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
helicopter pilot خلبان هلیکوپتر [شغل] [حمل و نقل هوایی]
standing wave موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
decision height حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
decision altitude ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
astrodome گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
wingman خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
soya لوبیای روغن لوبیای ژاپنی
cartridge actuated device وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
artificial horizon یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
due out گذشته
not to speak of <conj.> گذشته از
last night شب گذشته
and certainly not <conj.> گذشته از
What is past is past . what is gone is gone . گذشته ها گذشته
let [leave] alone <conj.> گذشته از
to say nothing of <conj.> گذشته از
older گذشته
not to mention <conj.> گذشته از
foretime گذشته
over with گذشته
forepassed گذشته
foreby گذشته
yesternight شب گذشته
last a گذشته
forepast گذشته
oldest گذشته
beyoned the pale از حد گذشته
aside from گذشته از
preceded گذشته
agone گذشته
old گذشته
past گذشته
aside گذشته از
departed گذشته
historical گذشته
by gone گذشته
bypast گذشته
gone by گذشته
bygone گذشته
spun or span گذشته
asides گذشته از
ex post به اعتبار گذشته
backs عقبی گذشته
further [moreover] <adv.> گذشته از این
in addition <adv.> گذشته از این
retrospective view [on] نگاه به گذشته
back عقبی گذشته
exposed سر راه گذشته
aside from that <adv.> گذشته از این
additionally <adv.> گذشته از این
forby <adv.> گذشته از این
over گذشته اضافی
over- گذشته اضافی
also [moreover] <adv.> گذشته از این
desperate از جان گذشته
swore گذشته sweatr
out of date از تاریخ گذشته
nostalgia حسرت گذشته
belated ازموقع گذشته
belatedly ازموقع گذشته
upheld گذشته uphold
outdid گذشته outdo
bled گذشته Bleed
past tense زمان گذشته
in addition <adv.> از این گذشته
furthermore از این گذشته
besides <adv.> گذشته از این
yesteryear سال گذشته
sprang گذشته gnirps
also گذشته از این
rode گذشته ride
further on از این گذشته
yesterday زمان گذشته
over and above <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on top of this <adv.> به جز آن [گذشته از این]
moreover <adv.> به جز آن [گذشته از این]
in addition <adv.> به جز آن [گذشته از این]
further [moreover] <adv.> به جز آن [گذشته از این]
furthermore <adv.> به جز آن [گذشته از این]
forby <adv.> به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> به جز آن [گذشته از این]
aside from that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> به جز آن [گذشته از این]
beyond that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on to <adv.> به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> به جز آن [گذشته از این]
additionally <adv.> به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> از این گذشته
additionally <adv.> از این گذشته
on to <adv.> گذشته از این
on top of that <adv.> گذشته از این
beyond that <adv.> گذشته از این
what is more <adv.> گذشته از این
over and above <adv.> گذشته از این
on top of this <adv.> گذشته از این
aside from that <adv.> از این گذشته
besides <adv.> از این گذشته
forby <adv.> از این گذشته
on to <adv.> از این گذشته
on top of that <adv.> از این گذشته
beyond that <adv.> از این گذشته
what is more <adv.> از این گذشته
over and above <adv.> از این گذشته
on top of this <adv.> از این گذشته
moreover <adv.> از این گذشته
further [moreover] <adv.> از این گذشته
moreover <adv.> گذشته از این
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com