English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (7 milliseconds)
English Persian
aivatrix خلبان زن
Search result with all words
kamikaze خلبان ازجان گذشته ژاپنی
test pilot خلبان ازمایش کننده هواپیما
test pilots خلبان ازمایش کننده هواپیما
co-pilot کمک خلبان
co-pilots کمک خلبان
pilot خلبان هواپیما راننده کشتی
pilot خلبان
piloted خلبان هواپیما راننده کشتی
piloted خلبان
pilots خلبان هواپیما راننده کشتی
pilots خلبان
soloist خلبان تک پرواز
soloists خلبان تک پرواز
ace خلبان ماهر و متهور
aces خلبان ماهر و متهور
drone خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drone هواپیمای بی خلبان
droned خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned هواپیمای بی خلبان
drones خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones هواپیمای بی خلبان
droning خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning هواپیمای بی خلبان
pilotless بی خلبان
automatic pilot خلبان اتوماتیک
automatic pilots خلبان اتوماتیک
aviator خلبان
aviators خلبان
fury نوعی جت تک موتوره و تک خلبان
unattended به طور خودکار بی خلبان
skipper فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippered فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippering فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippers فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
beep هواپیمای بی خلبان
beeped هواپیمای بی خلبان
beeping هواپیمای بی خلبان
beeps هواپیمای بی خلبان
cockpit اطاقک خلبان درهواپیما
cockpit کابین خلبان
cockpit اطاقک خلبان
cockpits اطاقک خلبان درهواپیما
cockpits کابین خلبان
cockpits اطاقک خلبان
aeronaut خلبان
army aviator خلبان نیروی زمینی
army aviator خلبان هوانیروز نیروزفر
artificial horizon یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
astrodome گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
autopilot خلبان اتوماتیک
cabin pressure altimeter ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
cartridge actuated device وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
clamshell کاناپه خلبان که از جلو یاعقب لولا شده
co pilot کمک خلبان
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
compilot کمک خلبان
copilot کمک خلبان خلبان دوم
copilot کمک خلبان
decision altitude ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
decision height حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
drone antisubmarine helicopter هلی کوپتر بی خلبان ضدزیردریایی
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
first pilot خلبان اول
fly boy خلبان
flying officer افسر خلبان
hand glider هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
sky surfer هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
pilot's trace کالک راهنمای خلبان هواپیما
pilot's trace کالک دستی خلبان
pressure breathing تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
sailplaner خلبان هواپیمای بی موتور
standing wave موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
wingman خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
wobble pump پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
cockpit canopy سایبان خلبان
autopilot [A/P] خلبان خودکار [حمل و نقل هوایی]
automatic pilot [A/P] خلبان خودکار [حمل و نقل هوایی]
autopilot [A/P] خلبان اتوماتیک [حمل و نقل هوایی]
automatic pilot [A/P] خلبان اتوماتیک [حمل و نقل هوایی]
helicopter pilot خلبان هلیکوپتر [شغل] [حمل و نقل هوایی]
helicopter pilot خلبان چرخبال [شغل] [حمل و نقل هوایی]
How can I make such pilot چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
nautical خلبان کتاب
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com