Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (5 milliseconds)
English
Persian
eye water
خلط چشم یکجورنوشابه الکلی که انرامیگویند
Other Matches
bitters
یکجورنوشابه تلخ
caudle
یکجورنوشابه گرم ومقوی
alcoholics
الکلی
alcoholic
الکلی
lushest
الکلی
lushes
الکلی
lusher
الکلی
lush
الکلی
spirits
مشروبات الکلی
delirium tremens
جنون الکلی
dt's
هذیان الکلی
alcoholic fermentation
تخمیر الکلی
alcoholic paranoid
پارانوئید الکلی
spirit thermometer
دماسنج الکلی
alcohol thermometer
دماسنج الکلی
spirit lamp
چراغ الکلی
alcohol burner
چراغ الکلی
an alcoholic liquor
نوشابه الکلی
alcoholic intoxication
مسمومیت الکلی
dipsomania
جنون الکلی
jimjams
هذیان الکلی
booze
مشروب الکلی
non-alcoholic
<adj.>
غیر الکلی
boozed
مشروب الکلی
boozes
مشروب الکلی
spiriting
مشروبات الکلی
boozing
مشروب الکلی
spirit
مشروبات الکلی
liquor
مشروب الکلی
liquors
مشروب الکلی
alcohol lamp
چراغ الکلی
alcohol
هرنوع مشروبات الکلی
soda pop
نوشیدنی غیر الکلی
alcoholic psychosis
روان پریشی الکلی
soft drink
نوشابه غیر الکلی
john barleycorn
مشروب الکلی خانگی
soft drinks
نوشیدنی غیر الکلی
soft drink
نوشیدنی غیر الکلی
frutex
شراب شربت الکلی
off-licences
فروشگاه نوشابههای الکلی
off-licence
فروشگاه نوشابههای الکلی
alcoholic hallucinosis
توهم زدگی الکلی
stimulant
مشروب الکلی انگیزه
alcoholic dementia
زوال عقل الکلی
alcoholic blackout
یاد زدودگی الکلی
acute alcoholic intoxication
مسمومیت حاد الکلی
delirium tremens
روان اشفتگی الکلی
firewater
نوشابه الکلی قوی
stimulants
مشروب الکلی انگیزه
boozer's nose
آدم الکلی
[اصطلاح روزمره]
red-nose
آدم الکلی
[اصطلاح روزمره]
nonalcoholic drinks
نوشیدنی های غیر الکلی
drinker’s nose
آدم الکلی
[اصطلاح روزمره]
bone dry
کسی که لب به مشروب الکلی نمیزند
dipsomania
میل مفرط به نوشابههای الکلی
abstinence
ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
ginger ale
نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
abstemious
مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
teetotaler
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
boozed
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozes
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozing
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
ginger ales
نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
booze
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
temperance
طرفداری از منع نوشابههای الکلی خودداری
ratafee
مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
ratafia
مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
swats
ابجو تازه انگلیسی مشروب الکلی
teetotaller
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
speakeasy
محل فروش مشروبات الکلی قاچاق
swizzle
انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
teetotallers
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
dipsomaniac
کسیکه میل مفرط بنوشابههای الکلی دارد
acrasy
بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
soda water
مشروب غیر الکلی گاز دار لیموناد
rosolio
یکجور شربت الکلی یانوشابه نیرو بخش
bone dry
جایی که نوشیدن مواد الکلی در آن قدغن است
apTritif
نوشیدنی الکلی که قبل از غذا نوشیده میشود
jake leg
فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
tom collins
نوعی مشروب الکلی مرکب ازجین واب وغیره
aperitif
نوشابهء الکلی که بعنوان محرک اشتها قبل از غذامی نوشند
mead
نوشابه الکلی مرکب از عسل واب ومالت وماده مخمر شهد اب
acnerosacea
ورم و سرخی صورت وبینی در اثر افراط در صرف مشروبات الکلی
chaser
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
etna
فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com