Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (3 milliseconds)
English
Persian
inlet
خلیج کوچک
inlets
خلیج کوچک
bight
خلیج کوچک
frith
خلیج کوچک
Search result with all words
cove
: خلیج کوچک
coves
: خلیج کوچک
bay
کهیر خلیج کوچک
bayed
کهیر خلیج کوچک
baying
کهیر خلیج کوچک
bays
کهیر خلیج کوچک
armlet
انشعاب کوچک دریاشبیه خلیج
Other Matches
gulfs
خلیج
gulf
خلیج
baying
خلیج
bayed
خلیج
bays
خلیج
loch
خلیج
bay
خلیج
lochs
خلیج
Mexico
خلیج مکزیک
dale
خلیج وغیره
Finland
خلیج فنلاند
hudson bay
خلیج هودسن
dales
خلیج وغیره
Persian Gulf
خلیج فارس
Venezuela
خلیج ونزوئلا
cod
فضای داخل خلیج یادریاچه
embayment
حبس در خلیج قرار دادن
fairway
قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
fairways
قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
estuary
دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
estuaries
دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
The persian gulf is between Iran and saude Arabia .
خلیج فارس میان ایران وعربستان سعودی قرار گرفته
Benin
خور بنین که بخش شمالی خلیج گینه راتشکیل میدهد
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
liman
خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
bays
دهانه خلیج دهانه گشاد
baying
دهانه خلیج دهانه گشاد
bay
دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed
دهانه خلیج دهانه گشاد
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
room-sized rug
فرش های ایرانی
[فرش های درباری]
[بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
pint-size
کوچک
fortalice
دژ کوچک
floret
گل کوچک
thumbnail
کوچک
petit
کوچک
small fry
کوچک
pint size
کوچک
exiguousness
کوچک
tiddliest
کوچک
pipsqueaks
کوچک
ponceau
پل کوچک
canis minor
سگ کوچک
smallest
کوچک
pilule
حب کوچک
minuscule
کوچک
pillule
حب کوچک
canis minoris
سگ کوچک
cerebellum
مخ کوچک
plumule
پر کوچک
smaller
کوچک
plumelet
پر کوچک
dinky
کوچک
small
کوچک
whiffet
سگ کوچک
imminution
کوچک
ickle
کوچک
tiddlier
کوچک
thumbnails
کوچک
minus cule
کوچک
venule
رگ کوچک
bantam
کوچک
bantams
کوچک
little
کوچک
seed bud
پر کوچک
minor
کوچک
weensy
کوچک
diminutive
کوچک
dimmers
کوچک
minute
کوچک
micros
کوچک
puny
کوچک
micro
کوچک
half pint
کوچک
weeny
کوچک
tiddly
کوچک
runty
کوچک
pipsqueak
کوچک
petty
کوچک
short ton
تن کوچک
gracile
کوچک
weenier
کوچک
weeniest
کوچک
culvert
پل کوچک
culverts
پل کوچک
fractional
کوچک
globs
کره کوچک
boat
ناو کوچک
small tool
ابزار کوچک
crotchet
قلاب کوچک
small sircraft
هواپیمای کوچک
crotchets
قلاب کوچک
nodule
قلنبه کوچک
small gross
قراص کوچک
beauty spot
خال کوچک
office
کامپیوتر کوچک
short castling
قلعه کوچک
cabin
اطاق کوچک
snippet
چیز کوچک
shrinks
کوچک شدن
shrinking
کوچک شدن
snippets
چیز کوچک
shrink
کوچک شدن
small intestine
روده کوچک
eddying
گرداب کوچک
eddy
گرداب کوچک
small detail
جزء کوچک
nodule
برامدگی کوچک
nodules
قلنبه کوچک
nodules
برامدگی کوچک
boat
کشتی کوچک
cabins
اطاق کوچک
eddied
گرداب کوچک
planchette
تخته کوچک
eddies
گرداب کوچک
beauty spots
خال کوچک
offices
کامپیوتر کوچک
squirted
فواره کوچک
trap
محوطه کوچک
circlets
دایره کوچک
tad
بچه کوچک
circlet
دایره کوچک
miniaturizing
کوچک کردن
miniaturizes
کوچک کردن
miniaturize
کوچک کردن
miniaturising
کوچک کردن
miniaturises
کوچک کردن
miniaturised
کوچک کردن
jaunt
مسافرت کوچک
jaunts
مسافرت کوچک
isle
جزیره کوچک
squirt
فواره کوچک
shrunken
کوچک شدن
atrophying
کوچک شدن
atrophy
کوچک شدن
atrophies
کوچک شدن
atrophied
کوچک شدن
abject
کوچک کردن
sylphid
جن هوایی کوچک
tabret
طبل کوچک
isles
جزیره کوچک
wisps
بقچه کوچک
wisp
بقچه کوچک
minimises
کوچک شمردن
minimised
کوچک شمردن
taradiddle
دروغ کوچک
tarradiddle
دروغ کوچک
the little bear
خرس کوچک
the little entent
ائتلاف کوچک
saucers
بشقاب کوچک
saucer
بشقاب کوچک
the little entente
ائتلاف کوچک
tier table
میز کوچک
minimising
کوچک شمردن
minimize
کوچک شمردن
minimized
کوچک شمردن
sprigs
شاخه کوچک
sprig
شاخه کوچک
whips
تاکل کوچک
whipped
تاکل کوچک
whip
تاکل کوچک
prickles
خراش کوچک
prickled
خراش کوچک
prickle
خراش کوچک
minimizing
کوچک شمردن
minimizes
کوچک شمردن
tubule
لوله کوچک
stipel
برگ کوچک
spherule
گوی کوچک
spherule
کره کوچک
spiculum
نیزه کوچک
spinet
پیانوی کوچک
sports sedan
اتومبیل کوچک
springlet
چشمه کوچک
spyglass
تلسکوب کوچک
spyglass
دوربین کوچک
staddle
درخت کوچک
stalklet
ساقه کوچک
speckle
لکه کوچک
sparklet
جرقه کوچک
sparklet
برق کوچک
globs
ذره کوچک
glob
کره کوچک
glob
ذره کوچک
gorging
دره کوچک
gorges
دره کوچک
gorged
دره کوچک
gorge
دره کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com