Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English
Persian
cooling
خنک سازی
Search result with all words
haze
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
inflammation
شعله ور سازی
acoustic
روش اصلی ذخیره سازی داده
write
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
write
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
writes
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
field
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
exception
ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exceptions
ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
deposit
نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
deposits
نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
database
بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
databases
بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
expansion
افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
indexing
فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها
indexing
فهرست سازی
dump
نقط های در برنامه که برنامه و داده اش در محل ذخیره سازی حفظ شده اند تا از اثرات خطاها جلوگیری شود
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
dump
جابه جایی داده از یک وسیله یافضای ذخیره سازی به چاپگر
class
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classed
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classes
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classing
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
exchange
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
demand
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demanded
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demands
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
lobe
دایره سازی
lobes
دایره سازی
change
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
change
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changed
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changes
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changing
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
saturation
خطای ناشی ازاشباع رسانه ذخیره سازی مغناطیسی
widening
پهن سازی
simulate
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate
وانمود سازی کردن
simulates
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates
وانمود سازی کردن
simulating
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating
وانمود سازی کردن
demolition
ویران سازی انهدام
demolitions
ویران سازی انهدام
persuasion
قانع سازی
persuasions
قانع سازی
hard
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
harder
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
lap
منطقه پاک سازی مین
lapped
منطقه پاک سازی مین
fragmentation
امکان نرم افزاری که عمل یکپارچه سازی دیسک سخت را انجام میدهد
list
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
cassette
نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
cassettes
نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
basic
روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basic
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics
روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basics
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
dim
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
manager
امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
managers
امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
copied
بدل سازی کردن
copied
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies
بدل سازی کردن
copies
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy
بدل سازی کردن
copy
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying
بدل سازی کردن
copying
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
cellar
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
cellars
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
align
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
Other Matches
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration
خنثی سازی محروم سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
deflexion
خم سازی
pavements
کف سازی
retortion
کج سازی
padding
له سازی
retortion
خم سازی
pavement
کف سازی
flooring
کف سازی
individualised
تک سازی
individualises
تک سازی
individualize
تک سازی
bridgework
پل سازی
bridge building
پل سازی
individualized
تک سازی
individualizes
تک سازی
individualizing
تک سازی
repk lection
پر سازی
individualization
تک سازی
truncation
بی سر سازی
individuation
تک سازی
flection
خم سازی
individualising
تک سازی
stylization
مد سازی
local anasthesia
سر سازی
idolization
بت سازی
compaction
تو پر سازی
pacification
ارام سازی
enrichment
غنی سازی
exclusion
محروم سازی
insulates
عایق سازی
insulating
عایق سازی
neutralization
خنثی سازی
insulate
عایق سازی
neutralization
بی اثر سازی
seduction
گمراه سازی
fading
محو سازی
humanization
مردمی سازی
magnifcation
بزرگ سازی
assimilation
درون سازی
assimilation
همگون سازی
milling
ارد سازی
machicolation
مزغل سازی
liquefaction
ابگونه سازی
levigation
نرم سازی
latticing
شبکه سازی
lapidification
سنگ سازی
lapidation
سنگسار سازی
landscape painting
منظره سازی
lancination
پاره سازی
lancination
مجروح سازی
machine building
ماشین سازی
lamponery
هجونامه سازی
industrialization
صنعتی سازی
nationalization
ملی سازی
brewing
ابجو سازی
equating
هم ارز سازی
reclamation
اباد سازی
bedding
ثابت سازی
bedding
محکم سازی
bedding
کف سازی بسترسازی
beautification
زیبا سازی
bookbinding
کتاب سازی
fitting
جفت سازی
substructure
زیر سازی
substructures
زیر سازی
miniaturization
کوچک سازی
illumination
روشن سازی
metabolic
سوخت و سازی
secretion
پنهان سازی
synchronizing
همزمان سازی
integration
مجتمع سازی
doping
ناخالص سازی
formulation
قاعده سازی
ichnography
زمینه سازی
individuation
جدا سازی
inebriation
مست سازی
inflexion
خم سازی خمیدگی
infuriation
خشمگین سازی
inspissation
غلیظ سازی
intensification
پر قوت سازی
inurement
معتاد سازی
irksomeness
کسل سازی
wearisomeness
کسل سازی
irreticence
فاش سازی
individualization
فرد سازی
invalidation
باطل سازی
image formation
تصویر سازی
immortalization
جاوید سازی
refreshments
تازه سازی
refreshment
تازه سازی
incavation
پوک سازی
inceration
موم سازی
inculcation
جایگیر سازی
strangling
خفه سازی
individualization
منفرد سازی
impregnation
ابستن سازی
roofing
سقف سازی
solutions
چاره سازی
solution
چاره سازی
stripping
برهنه سازی
optimality
بهینه سازی
optimization
بهینه سازی
curtailment
کوتاه سازی
obscuration
تیره سازی
forgeries
سند سازی
implementation
پیاده سازی
nonlinear optimization
بهینه سازی
oblieration
پاک سازی
obliteration
پاک سازی
forgery
صورت سازی
forgery
سند سازی
forgeries
صورت سازی
optimize
بهینه سازی
mutilation
معیوب سازی
panification
نان سازی
paralysation
فلج سازی
vaporization
بخار سازی
paralyzation
فلج سازی
pattern making
نمونه سازی
pattern making
مدل سازی
pedogenesis
جلگه سازی
peneplanation
دشت سازی
perpetuation
جاودان سازی
pilework foundation
پی سازی با شمع
paneling
قاب سازی
panel work
تنکه سازی
paling
نرده سازی
separating
جدا سازی
abbreviations
کوته سازی
abbreviation
کوته سازی
replacements
جانشین سازی
replacement
جانشین سازی
extinction
خاموش سازی
optometry
عینک سازی
ostosis
استخوان سازی
overconditioning
پرشرطی سازی
rejuvenation
جوان سازی
reduction
ساده سازی
smoothing
صاف سازی
minimalization
کمینه سازی
oscillations
نوسان سازی
oscillation
نوسان سازی
resolving
برطرف سازی
minimization
کمینه سازی
miseenscene
صحنه سازی
modeller
قالب سازی
mortar mixing
ملات سازی
municipalize
شهر سازی
mutualization
دو طرفه سازی
microsoft
بهنگام سازی
microminiaturization
ریز سازی
mealing
نرم سازی
arching
طاق سازی
malting
مالت سازی
depletion
تهی سازی
displacement
جانشین سازی
packing
فشرده سازی
manumission
ازاد سازی
materialization
مادی سازی
wording
عبارت سازی
maximization
بیشینه سازی
mystification
گیج سازی
subtilization
نرم سازی
simulation
فاهر سازی
simulation
شبیه سازی
mythopoetic
اساطیر سازی
notification
اگاه سازی
relocation
جابجا سازی
withdrawal
رها سازی
nest building
لانه سازی
networking
شبکه سازی
nidificate
لانه سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com