Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (4 milliseconds)
English
Persian
refugee hostel
خوابگاه پناهندگان
Other Matches
refugee camp
اردوگاه پناهندگان
refugee relief
نجات پناهندگان
border crosser
عبور کنندگان از مرز پناهندگان
internment camp
بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
refugee relief
کمک به پناهندگان و فراریان ازمنطقه جنگی
Refugees believe Germany is a land of milk and honey.
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
garderobe
خوابگاه
garde robe
خوابگاه
bedchamber
خوابگاه
bed chamber
خوابگاه
dorms
خوابگاه
dorm
خوابگاه
chambers
خوابگاه
bedroom
خوابگاه
chamber
خوابگاه
bedrooms
خوابگاه
doss
خوابگاه
cubicles
خوابگاه
sleeping room
خوابگاه
cubicle
خوابگاه
cabin
خوابگاه
cabins
خوابگاه
youth hostel
خوابگاه جوانان
boarding houses
خوابگاه و خوراک
boarding house
خوابگاه و خوراک
berths
خوابگاه کشتی
berthing
خوابگاه کشتی
accommodation for the night
خوابگاه برای یک شب
driver's dormitory
خوابگاه رانندگان
berthed
خوابگاه کشتی
berth
خوابگاه کشتی
dormitory-suburb
خوابگاه کارگران
bunkhouse
ساختمان خوابگاه
sleeping carriage
خوابگاه قطار
excubitorium
خوابگاه رومی
chamber
اتاق خواب خوابگاه
lucarne
پنجره عمودی خوابگاه
chambers
اتاق خواب خوابگاه
statem room
خوابگاه افسران ناو
accommodation date
تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
wagon lit
اطاق ترن دارای خوابگاه
board and lodging
خوابگاه با پذیرایی غذا
[در مهمانسرا یا هتل]
bunk
حرف توخالی وبی معنی خوابگاه
bunks
حرف توخالی وبی معنی خوابگاه
civilian internee information bureau
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com