English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (41 milliseconds)
English Persian
drowse خواب الود کردن
drowsed خواب الود کردن
drowses خواب الود کردن
drowsing خواب الود کردن
Search result with all words
drowze چرت زدن خواب الود کردن
maunder بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
Other Matches
dreamiest خواب مانند خواب الود
somnific خواب اور خواب الود
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamier خواب مانند خواب الود
drowsier خواب الود
doziest خواب الود
dozy خواب الود
drowsiest خواب الود
drowsy خواب الود
somnolent خواب الود
slumb خواب الود
sleepy خواب الود
sleepiest خواب الود
sleepier خواب الود
somnifacient خواب الود
slumbery خواب الود
dozier خواب الود
soporific خواب الود
slumbrous خواب الود
slumberous خواب الود
drowzy head ادم خواب الود
drowze خواب الود بودن
sleepily بطور خواب الود
heavies غلیظ خواب الود
heavy غلیظ خواب الود
i feel sleepy خواب الود هستم
poppied خواب الود یا ارام
heavier غلیظ خواب الود
sleepyheads ادم خواب الود
sleepyhead ادم خواب الود
heaviest غلیظ خواب الود
sand man لولویی که خاک درچشم کودکان پاشیده انهارا خواب الود میکند
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
nemire گل الود کردن
mud گل الود کردن
puddle گل الود کردن
puddles گل الود کردن
bemire گل الود کردن
blurs منظره مه الود لک کردن
blur منظره مه الود لک کردن
blurred منظره مه الود لک کردن
blurring منظره مه الود لک کردن
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
lair گل الود کردن استراحت کردن
lairs گل الود کردن استراحت کردن
morpheus الهه خواب خواب پرور
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
hypnogogic خواب اور خواب کننده
hypnagogic خواب اور خواب کننده
sopite خواب کردن
to lull to sleep خواب کردن
to put to bed خواب کردن
to rock to sleep خواب کردن
siesta خواب بعدازفهر کردن
hypnotize بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotized خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotized بطورمصنوعی خواب کردن
waked از خواب بیدار کردن رد پا
wake از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotises خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizes خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizes بطورمصنوعی خواب کردن
to charm asleep با افسون خواب کردن
hypnotizing خواب هیپنوتیزم کردن
siestas خواب بعدازفهر کردن
to break the sleep از خواب بیخواب کردن
hypnotizing بطورمصنوعی خواب کردن
wakes از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotising خواب هیپنوتیزم کردن
get off to sleep خواب کردن خواباندن
hypnotised بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotising بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotised خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize خواب هیپنوتیزم کردن
rises از خواب برخاستن طغیان کردن
rise از خواب برخاستن طغیان کردن
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. خواب خواب است
foggy مه الود
thicker گل الود
bedraggled گل الود
foggiest مه الود
shod گل الود
thickest گل الود
dropsical پف الود
spunous کف الود
muddiest گل الود
muddying گل الود
feculent گل الود
fogbound مه الود
muddies گل الود
lathery کف الود
muddier گل الود
muddy گل الود
foggier مه الود
muddied گل الود
turbid گل الود
thick گل الود
turbid مه الود
spluttery تف الود
mire گل الود
caliginous مه الود
brumous مه الود
plashy گل الود
foamier کف الود
sudsy کف الود
foamiest کف الود
spumy کف الود
foamy کف الود
scummy کف الود
muddying خیس و گل الود
loblolly چاله گل الود
like mad خشم الود
tinged with cnvy رشک الود
fiercer خشم الود
fiercest خشم الود
muddy خیس و گل الود
fierce خشم الود
sponge cake کیک پف الود
wrathful قهر الود
passionate هوس الود
muddiest خیس و گل الود
ensanguined خون الود
sponge cakes کیک پف الود
muddilly بطور گل الود
venomous زهر الود
fogginess مه الود بودن
muddily بطور گل الود
vapory بخار الود
based on private motives غرض الود
muddied خیس و گل الود
smeared with dirt خاک الود
fogs مه الود بودن
fog مه الود بودن
muddies خیس و گل الود
muddier خیس و گل الود
bloodier خون الود قرمز
steamiest دارای بخار مه الود
bloody خون الود قرمز
cloud forest جنگل بلند مه الود
balderdash یاوه نوشابه کف الود
foggily بطورمه الود یامبهم
pussy ریم الود گربه
bloodiest خون الود قرمز
steamy دارای بخار مه الود
poison pen نوشته غرض الود
haematidrosis عرق خون الود
partial غرض الود جزیی
steamier دارای بخار مه الود
interesde motive انگیزه غرض الود
interested مجذوب غرض الود
pussies ریم الود گربه
dustily بطور خاک الود
oozy لجن الود تراوش کننده
swash زمین لیز وگل الود
sludge جای کثیف ولجن الود
blear eyed دارای چشم تار یااشک الود
cupboard love عشق بخود بسته یاغرض الود
bleary دارای چشمان قی گرفته وخواب الود
to have pins and needles مور مور کردن [در اثر خواب رفتگی]
squelching صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelched صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
doughface دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
squelches صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelch صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
bedfellow هم خواب
bedfellows هم خواب
napped خواب
sleeps خواب
asleep خواب
sleep خواب
dreaming خواب
noctambulation خواب
isocline هم خواب
shut-eye خواب
post dormitum پس خواب
dreams خواب
nap خواب
sleepless بی خواب
noctambulism خواب
napping خواب
dream خواب
naps خواب
floor gully کف خواب
sleeping خواب
dreamed خواب
watchfulness بی خواب
slumber خواب سبک
siestas خواب نیمروز
slumbering خواب سبک
fluffing خواب پارچه
cataplexy خواب حیوانی
fluffs خواب پارچه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com