English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English Persian
I didnt sleep a wink. خواب به چشمم نیامد
Other Matches
They found no trace of her . ازاونشانی بدست نیامد
He went for good. رفت و دیگه نیامد
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
I didnt have the heart to punish the kid. دلم نیامد بچه را تنبیه کنم
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
Get out of my face! <idiom> از جلوی چشمم دور شو!
Get out of my sight! <idiom> از جلوی چشمم دور شو!
Every thing swims before my eyes . چشمم سیاهی می رود
I don't expect that ... چشمم آب نمی خورد که ...
I don't believe that ... چشمم آب نمی خورد که ...
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
The moment I set eyes on you. , از آن لحظه که چشمم بتو افتاد
it is all very well دلم خوش ! چشمم روشن !
I have something in my eye. چیزی توی چشمم رفته.
I am sceptical. I have my doubts. I am not all optimistic. من که چشمم آب نمی خورد ( خوشبین نیستم )
A few spelling errors caught my eye. چند غلط املایی به چشمم خورد
It took place under my very eyes. درست جلوی چشمم اتفاق افتاد
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
dreamy خواب مانند خواب الود
hypnagogic خواب اور خواب کننده
dreamiest خواب مانند خواب الود
morpheus الهه خواب خواب پرور
somnific خواب اور خواب الود
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dreamier خواب مانند خواب الود
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. خواب خواب است
asleep خواب
sleepless بی خواب
watchfulness بی خواب
sleeping خواب
bedfellow هم خواب
bedfellows هم خواب
isocline هم خواب
sleeps خواب
sleep خواب
shut-eye خواب
dreams خواب
noctambulism خواب
noctambulation خواب
naps خواب
dreaming خواب
napping خواب
napped خواب
dreamed خواب
nap خواب
floor gully کف خواب
post dormitum پس خواب
dream خواب
hypnopompic بی خواب کننده
hypnopompic خواب و بیدار
an interpreter of dreams خواب تعبیر کن
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
hypnopompic خواب زدا
narcolepsy حمله خواب
interpretation of a dream تعبیر خواب
hypnos or nus رب النوع خواب
narcitic خواب اور
mesmerism خواب مغناطیسی
maya خواب و خیال
lights out ساعت خواب
narcosis خواب شیمیایی
night clothes جامه خواب
antihypnotic خواب شکن
night gown خواب جامه
hypnophobia خواب هراسی
hypersomnia خواب زدگی
get off to sleep خواب رفتن
mummy bag کیسه خواب
footsack کیسه خواب
cataplexy خواب حیوانی
slumbrous خواب الود
drowsihead سنگینی خواب
coved cornice قرنیز کف خواب
drowsihead خواب الودگی
dogsleep خواب سبک
dream reader خواب تعبیرکن
hypnagogic خواب اور
hypnic خواب اور
hypnology خواب شناسی
bed clothes جامه خواب
hypnologist خواب شناس
hypnolepsy حمله خواب
hypnoidal خواب گونه
bed room اطاق خواب
hypnoid خواب گونه
he is a او خواب است
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
hypnogenic خواب انگیز
hypnogenesis ایجاد خواب
dreamful خواب مانند
night robe لباس خواب
wool-gathering خواب و خیال
nightshirts پیراهن خواب
nightshirt پیراهن خواب
nightlights چراغ خواب
nightlight چراغ خواب
beauty sleep خواب اضافی
uprise از خواب برخاستن
to sleep fast خواب خوش
to rock to sleep خواب کردن
to put to bed خواب کردن
to oversleep oneself خواب ماندن
to lull to sleep خواب کردن
the new of dreams عالم خواب
steeped in slumber مست خواب
Womens dreams go by contraries. خواب زن چپ است
Beauty sleep . خواب ناز
dortour اتاق خواب
dorter اتاق خواب
to fall asleep به خواب رفتن
to doze off به خواب رفتن
sopor خواب عمیق
sopite خواب کردن
somnolism خواب مصنوعی
sleepiness خواب الودی
somniloquy خواب گفتاری
sleep talking خواب گفتاری
sleep spindles دوکهای خواب
sleep deprivation محرومیت از خواب
sleep center مرکز خواب
silent hours ساعات خواب
profound sleep خواب سنگین
predormitum پیش خواب
parasomnia نابهنجاری خواب
paradoxical sleep خواب تناقضی
pajama لباس خواب
oneirocritic خواب تعبیر کن
noctambulant در خواب راه رو
sleeplike مثل خواب
sleeplike خواب مانند
slumb خواب الود
somnolence خواب الودگی
somnifugous خواب زدا
somniferous خواب اور
somnifacient خواب الود
somnifacient خواب اور
somnambulistic خواب گرد
somnambulism خواب گردی
somnambulation خواب گردی
slumbrous خواب اور
slumbery خواب الود
slumbery خواب اور
slumberous خواب الود
slumberous خواب اور
slumb خواب ژور
night suit جامه خواب
dreamed خواب دیدن
plushiest خواب دار
plushier خواب دار
bedroom اطاق خواب
bedrooms اطاق خواب
soporific خواب اور
hypnotic خواب اور
naps خواب نیمروز
opiates خواب اور
plushy خواب دار
bedding وسایل خواب
sleepers خواب رونده
terrace بهار خواب
nightclothes لباس خواب
terraces بهار خواب
soporific خواب الود
sleeping sickness مرض خواب
sleeping pill قرص خواب
sleeping pills قرص خواب
opiate خواب اور
piled خواب پارچه
dreams خواب دیدن
somnolent خواب الود
oversleeping خواب ماندن
dream خواب دیدن
dreaming خواب دیدن
oversleep خواب ماندن
dreamt خواب دیدن
oversleeps خواب ماندن
napping خواب نیمروز
sleeping room اطاق خواب
pile خواب پارچه
bedtimes وقت خواب
drowsiness خواب الودگی
bedtime وقت خواب
hypnotic تولیدکننده خواب
overslept خواب ماندن
watchful بی خواب دقیق
slumbering خواب سبک
hypnosis خواب مصنوعی
fluffed خواب پارچه
nap خواب نیمروز
dozy خواب الود
doziest خواب الود
napped خواب نیمروز
nightdress لباس خواب
siestas خواب نیمروز
nightdresses لباس خواب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com