English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
mesmerism خواب مغناطیسی
Search result with all words
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
mesmeric مربوط بخواب مصنوعی درحالت خواب مغناطیسی گیرنده
posthypnotic ناشی از اثرات بعدی خواب مغناطیسی
Other Matches
magnetic induction چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
dreamier خواب مانند خواب الود
somnific خواب اور خواب الود
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
hypnagogic خواب اور خواب کننده
morpheus الهه خواب خواب پرور
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dreamiest خواب مانند خواب الود
dreamy خواب مانند خواب الود
soft که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softest که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
mediums مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softer که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
ferromagnetic material هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
taped پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic ink character recognition تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
tapes پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
tape پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
magnetic blowout خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
He is fast asleep. خواب خواب است
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic flow فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic reluctance مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic deflector یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic ritation گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic flux density چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
dispersion پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
magnetic flux فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
shut-eye خواب
sleeping خواب
naps خواب
noctambulism خواب
bedfellows هم خواب
bedfellow هم خواب
sleeps خواب
noctambulation خواب
post dormitum پس خواب
sleepless بی خواب
isocline هم خواب
sleep خواب
dreams خواب
nap خواب
dreaming خواب
dreamed خواب
dream خواب
floor gully کف خواب
napped خواب
napping خواب
watchfulness بی خواب
asleep خواب
plushiest خواب دار
pajama لباس خواب
parasomnia نابهنجاری خواب
siestas خواب نیمروز
siesta خواب نیمروز
night gown خواب جامه
night suit جامه خواب
oneirocritic خواب تعبیر کن
noctambulant در خواب راه رو
night robe لباس خواب
paradoxical sleep خواب تناقضی
plushier خواب دار
somnambulation خواب گردی
somnambulism خواب گردی
somnambulistic خواب گرد
somnifacient خواب اور
somnifacient خواب الود
somniferous خواب اور
somnifugous خواب زدا
somnolence خواب الودگی
hypnotic تولیدکننده خواب
hypnotic خواب اور
soporific خواب اور
soporific خواب الود
somnolism خواب مصنوعی
sopite خواب کردن
somnolent خواب الود
slumbrous خواب اور
slumbery خواب الود
slumbery خواب اور
predormitum پیش خواب
profound sleep خواب سنگین
silent hours ساعات خواب
sleep center مرکز خواب
sleep deprivation محرومیت از خواب
sleep spindles دوکهای خواب
sleep talking خواب گفتاری
somniloquy خواب گفتاری
sleepiness خواب الودی
sleeplike مثل خواب
slumbrous خواب الود
sleeplike خواب مانند
slumb خواب الود
slumb خواب ژور
slumberous خواب اور
slumberous خواب الود
sopor خواب عمیق
dreamt خواب دیدن
lights out ساعت خواب
he is a او خواب است
get off to sleep خواب رفتن
mummy bag کیسه خواب
footsack کیسه خواب
drowsihead سنگینی خواب
drowsihead خواب الودگی
dreamful خواب مانند
dream reader خواب تعبیرکن
dogsleep خواب سبک
hypnogenesis ایجاد خواب
coved cornice قرنیز کف خواب
cataplexy خواب حیوانی
bed room اطاق خواب
bed clothes جامه خواب
antihypnotic خواب شکن
hypersomnia خواب زدگی
hypnagogic خواب اور
hypnic خواب اور
interpretation of a dream تعبیر خواب
hypnos or nus رب النوع خواب
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
hypnopompic خواب و بیدار
hypnopompic خواب زدا
hypnopompic بی خواب کننده
hypnophobia خواب هراسی
hypnology خواب شناسی
hypnologist خواب شناس
hypnolepsy حمله خواب
hypnoidal خواب گونه
hypnoid خواب گونه
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
hypnogenic خواب انگیز
an interpreter of dreams خواب تعبیر کن
drowsy خواب الود
bedding وسایل خواب
narcitic خواب اور
narcolepsy حمله خواب
narcosis خواب شیمیایی
plushy خواب دار
night clothes جامه خواب
opiates خواب اور
opiate خواب اور
piled خواب پارچه
pile خواب پارچه
bedtimes وقت خواب
bedtime وقت خواب
overslept خواب ماندن
oversleeps خواب ماندن
maya خواب و خیال
slumber خواب سبک
slumbered خواب سبک
drowsiest خواب الود
drowsier خواب الود
dozy خواب الود
doziest خواب الود
dozier خواب الود
hypnosis خواب مصنوعی
hypnosis خواب در اثرتلقین
hypnosis خواب هیپنوتیزم
fluffs خواب پارچه
fluffing خواب پارچه
fluffed خواب پارچه
fluff خواب پارچه
slumbers خواب سبک
slumbering خواب سبک
oversleeping خواب ماندن
terrace بهار خواب
sleepers خواب رونده
sleeper خواب رونده
lays خواب طناب
oversleep خواب ماندن
dreamlike خواب مانند
sleeping sickness مرض خواب
nightclothes لباس خواب
nightdresses لباس خواب
nightdress لباس خواب
dressing gowns لباس خواب
dressing gown لباس خواب
nightlight چراغ خواب
terraces بهار خواب
nightlights چراغ خواب
nightshirt پیراهن خواب
Womens dreams go by contraries. خواب زن چپ است
napped خواب نیمروز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com