Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
hypnoid
خواب گونه
hypnoidal
خواب گونه
Other Matches
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist
کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
night gown
جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy
حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
hypnoid
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
hypnagogic
خواب اور خواب کننده
dreamier
خواب مانند خواب الود
hypnogogic
خواب اور خواب کننده
dreamiest
خواب مانند خواب الود
dreamy
خواب مانند خواب الود
morpheus
الهه خواب خواب پرور
dogsleep
خواب زودبر خواب دروغی
somnific
خواب اور خواب الود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
night dress
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep.
خواب خواب است
sorts
گونه
natures
گونه
nature
گونه
sorted
گونه
haffet
گونه
navigating
گونه
navigates
گونه
navigated
گونه
breed
گونه
navigate
گونه
of all sorts
از هر گونه ای
sort
گونه
haffit
گونه
cheek
گونه
cheeks
گونه
breeds
گونه
species
گونه
the five predicables
گونه
variant
گونه
variations
گونه ها
variation
گونه ها
kinds
گونه
kindest
گونه
kind
گونه
cheekbone
استخوان گونه
prototypes
پیش گونه
octagons
هشت گونه
spasmodically
اسپاسم گونه
zygomatic bone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
ckeek bone
استخوان گونه
diversity
گونه گونی
diversities
گونه گونی
malar bone
استخوان گونه
hysteroid
هیستری گونه
type
گونه الگو
typed
گونه الگو
types
گونه الگو
zygomatic
استخوان گونه
ilk
جور گونه
releases
گونه یک محصول
spasmodic
اسپاسم گونه
allomorph
واج گونه
spectral class
گونه طیقی
octagon
هشت گونه
prototype
پیش گونه
allomorph
واژک گونه
buccal
وابسته به گونه
released
گونه یک محصول
model
گونه یک محصول
release
گونه یک محصول
modeled
گونه یک محصول
modelled
گونه یک محصول
at all hazard
با هر گونه مخاطره
models
گونه یک محصول
rooting reflex
بازتاب گونه
blowsy
سرخ گونه
thus
بدین گونه
blowzy
سرخ گونه
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
gnathitis
اماس گونه
germplasm bank
بانک گونه ها
blowzed
سرخ گونه
subspecies
زیر گونه
suchlike
از این گونه
schizotypal
اسکیزوفرنی گونه
climax species
گونه اوج
such like
از این گونه ومانندان
released
شماره گونه یک محصول
build
گونه خاص یک برنامه
accurate
بدون هر گونه خطا
critically endangered species
گونه در معرض خطر
wrap around type
گونه نوشتار محیطی
buildings
گونه خاص یک برنامه
builds
گونه خاص یک برنامه
blowzy
سرخ گونه شلخته
release
شماره گونه یک محصول
diversification
گونه گون شدن
diversification
گونه گون سازی
anecdotal evidence
شواهد داستان گونه
accidental sepcies
گونه های اتفاقی
releases
شماره گونه یک محصول
neophyte
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
invasive species
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
accurately
به درستی و بدون هر گونه خطا
invasive exotic
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
exotic
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
son file
آخرین گونه کاری یک فایل
rare varieties of fishes
گونه های نادر ماهی
father file
پشتیبان گونه قدیمی فایل
at the drop of a hat
<idiom>
بدون هیچ گونه معطلی
alien species
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
whiskery
موی اطراف گونه وچانه
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
zephyrus
دار گونه باد صبا
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
blankest
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
whisker
موی اطراف گونه وچانه
alpha
اولین گونه یک محصول کامپیوتری
alphas
اولین گونه یک محصول کامپیوتری
accidental sepcies
گونه های پیش آمدی
blank
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
description
جور
[گونه]
[قسم]
[جنس]
[گروه ]
species
گونه
[نوع]
[گیاه شناسی]
[جانورشناسی]
ansi
گونه استاندارد زبان برنامه نویس C
to bear any customs duties
هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
free WAIS
گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
inquiry station
دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
I am prepared for any eventuality.
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
cheekpiece
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
I strongly protest against such allegations!
من به شدت به این گونه اتهامات اعتراض می کنم!
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
point four
رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
cloning
کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
clone
کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
all weather fighter
هواپیمایی که در هر گونه شرایط جوی قادر به عمل باشد
This sort of propaganda is for home consumption
این گونه تبلیغات برای مصرف داخلی است
Klamath
نام کد برای گونه کم هزینه پردازنده Intel pention
positive
که اشیا را همان گونه که دیده می شوند نشان میدهد
scripts
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
xmodem
گونه پیشرفته XMODEM که حاوی بررسی خطا است
cloned
کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
clones
کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
numerical indicator tube
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
trade unionism
سیستمی که معتقد به بسط و توسعه این گونه اتحادیه هاست
PowerBook
گونه Laptop کامپیوتر Macintosh طراحی شده توسط Applecarp
blue ribbon program
برنامه کاملی که در ابتدا و بدون هر گونه خطا یا مشکل اجرا شود
backout
ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
at owner's risk
معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
AT Attachment
گونه مشابهی از واسط SCSI که تحت نام IDE شناخته شده است
generations
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
generation
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
integers
گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
pouch
خورجین
[گاه قالیچه ها برای مصارف شخصی عشایر بدین گونه بافته می شوند.]
integer
گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
post dormitum
پس خواب
sleep
خواب
bedfellows
هم خواب
naps
خواب
isocline
هم خواب
sleeps
خواب
nap
خواب
bedfellow
هم خواب
napped
خواب
asleep
خواب
sleepless
بی خواب
napping
خواب
floor gully
کف خواب
watchfulness
بی خواب
dream
خواب
dreams
خواب
noctambulation
خواب
dreamed
خواب
shut-eye
خواب
noctambulism
خواب
dreaming
خواب
sleeping
خواب
actual address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
fibre over Etherenet
گونه پیشرفته استاندارد پرآکل شبکه اینترنت که اجازه ارسال داده به صورت مگا بیت در ثانیه
asynchronous
انتقال داده بین دو وسیله که بدون هر گونه سیگنال زمانی قابل پیش بینی انجام میشود
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
hypnogenic
خواب انگیز
Beauty sleep .
خواب ناز
nightlights
چراغ خواب
nightshirts
پیراهن خواب
hypnology
خواب شناسی
hypnologist
خواب شناس
wool-gathering
خواب و خیال
nightshirt
پیراهن خواب
hypnolepsy
حمله خواب
Womens dreams go by contraries.
خواب زن چپ است
hypnophobia
خواب هراسی
sleepiness
خواب الودی
footsack
کیسه خواب
dorter
اتاق خواب
get off to sleep
خواب رفتن
dortour
اتاق خواب
mummy bag
کیسه خواب
drowsihead
سنگینی خواب
hypnogenesis
ایجاد خواب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com