English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
victualler خواربار رسان
Other Matches
groceries خواربار
viand خواربار
provender خواربار
provisionless بی خواربار
foodstuffs خواربار
foodstuff خواربار
grocery خواربار
cate خواربار
stover خواربار
commissarial خواربار
provisions خواربار
purveyance تهیه خواربار
grocer's shop خواربار فروشی
grubbed خوراک خواربار
grubs خوراک خواربار
grocer's خواربار فروشی
grub خوراک خواربار
provisionment تهیه خواربار
food shop خواربار فروشی
grocery store [American E] خواربار فروشی
grocery خواربار فروشی
grocers خواربار فروش
grocer خواربار فروش
he is an adequate provider برای تهیه خواربار
convenience store خواربار فروشی کوچک
viaticum توشه و خواربار سفر
victual خواربار تامین کردن
convenience stores خواربار فروشی کوچک
victualler کشتی حامل خواربار
cantina مغازه خواربار یامشروب فروشی
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
exhaust in jector اب رسان
illative نتیجه رسان
feeding cloth مایه رسان
feeding cloth پنبه رسان
soniferous صدا رسان
paper boy روزنامه رسان
mailer نامه رسان
nobbeing اسیب رسان
nocent زیان رسان
pesky ازار رسان
masseuse پیغام رسان
paper boys روزنامه رسان
pursuivant نامه رسان
mailman نامه رسان
provisioner توشه رسان
data medium داده رسان
mail نامه رسان
mails نامه رسان
feeder توپ رسان
feeder سوخت رسان
caterers اذوقه رسان
caterer اذوقه رسان
deleterious اسیب رسان
injurious اسیب رسان
sutler اذوقه رسان
purveyors اذوقه رسان
mailmen نامه رسان
waterworks دستگاه اب رسان
purveyor اذوقه رسان
carburator سوخت رسان
acid freeder اسید رسان
feeder گوی رسان
feeders گوی رسان
feeders سوخت رسان
feeders توپ رسان
informant خبر رسان مخبر
post نامه رسان پستچی
post- نامه رسان پستچی
posted نامه رسان پستچی
informants خبر رسان مخبر
posts نامه رسان پستچی
sleeping partner شریک سرمایه رسان
sleeping partners شریک سرمایه رسان
productive of annoyance زحمت رسان ازارنده
prompt book نسخه سخن رسان
informer خبر رسان کاراگاه
letter carrier نامه رسان پستچی
intelligencer خبر رسان جاسوس
informers خبر رسان کاراگاه
silent partner شریک سرمایه رسان
feeder vessel کشتی سوخت رسان
illation نتیجه رسان منتج شونده
prejudicious زیان رسان تبعیض امیز
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
prompt box جای سخن رسان یا سوفلور
prejudicial زیان رسان تبعیض امیز
malignant زیان اور صدمه رسان
evangelist صاحب انجیل مژده رسان
postboy چاپار چابک سوار نامه رسان
stratotanker نوعی هواپیمای تانکر سوخت رسان چهار موتوره هوایی
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com