Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
mechanical properties
خواص مکانیکی
Other Matches
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
mechanize
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanicalism
عقیده به دخالت عمل مکانیکی در کیفیات فاهر و طبیعی عمل مکانیکی
properties
خواص
attribute
خواص
attributes
خواص
attributing
خواص
elastic properties
خواص ارتجاعی
bulk properties
خواص گروهی
chemical properties
خواص شیمیایی
collective properties
خواص کولیگاتیو
property list
سیاهه خواص
intrinsic properties
خواص ذاتی
intensive properties
خواص شدتی
hydrological
وابسته به خواص اب
attributing
صفت خواص
product capabilities
خواص محصول
attributes
صفت خواص
attribute
صفت خواص
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
magnetics
علم خواص مغناطیسی
properties of section
خواص مقاطع تیرها
electro magnetism
برق و خواص مغناطیسی
acoustics
خواص صوتی ساختمان
papaverous
دارای خواص خشخاش
partial molar properties
خواص جزیی مولی
adhesion agent
ماده تشدیدکننده خواص
oleaginous
دارای خواص روغن
amphoteric
دارای خواص متضاد
propertied
متمکن دارای خواص معین
hydraulic
وابسته به مبحث خواص اب درحرکت
pneumatics
علم خواص هوا و گاز
optics
علم مطالعه در خواص نور
isotropic
دارای خواص فیزیکی مشابه
unsex
از خواص جنسی محروم کردن
geophysical survey
مطالعه خواص فیزیکی زمین
electronography
ثبت خواص الکتریسته ساکن
electrokinetics
علم خواص برق متحرک
electro magnetism
تولید خواص مغناطیسی بوسیله
electro statics
علم خواص الکتریک هنگام بیحرکتی
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
actinology
دانشی که دران از خواص نورگفتگو میکند
isotropic
دارای خواص برابر از هرسو همگرای
to turn something
تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
pneumatology
روح شناسی علم خواص هواو گازها
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
atom
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
gyromagnetic
وابسته به خواص مغناطیسی جسم الکتریکی چرخنده
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
metamerism
برابری در ترکیب و وزن ودگرگونی در خواص شیمیایی
actinic
دارای خواص پرتوافکنی مربوط به تاثیر شیمیایی
atoms
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
Green tea is esteemed for its health-giving properties.
ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
additives
مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
additive
ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
platinum metal
ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
charactristic curve
نموداری برای نمایش خواص نیروهای برا و پسای حاصل از یک ایرفویل
epizootology
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootiology
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizoology
علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
color code
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
mechnical
مکانیکی
gadget
مکانیکی
mechanical
مکانیکی
gadgets
مکانیکی
gestalt
معین بطوریکه اجزاء ان خواص مختصه خودراازطرح و یاشکلی که از این ترکیب بدست اید
epiphytology
علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
mechanicalness
خاصیت مکانیکی
mechanician
هنرور مکانیکی
mechanotherapy
معالجه مکانیکی
crane shovel
بیل مکانیکی
mechanical efficiency
بازده مکانیکی
power shovel
بیل مکانیکی
actuator
عملگر مکانیکی
contact sweeping
روبیدن مکانیکی
contact mine
مین مکانیکی
dynamic viscosity
گرانروی مکانیکی
mechanical translation
ترجمه مکانیکی
mechanical stimulation
تحریک مکانیکی
forklift track
بیل مکانیکی
grab bucket
بیل مکانیکی
grab crane
بیل مکانیکی
grab excavator
بیل مکانیکی
mechanic recepter
گیرنده مکانیکی
mechanical advantage
مزیت مکانیکی
mechanical de icing
یخ زدایی مکانیکی
mechanical drawing
ترسیم مکانیکی
mechanical efficiency
راندمان مکانیکی
mechanical efficiency
کارایی مکانیکی
mechanical energy
انرژی مکانیکی
mechanical equipment
تجهیزات مکانیکی
mechanical resolution
تراکم مکانیکی
mechanical stabilization
استوارسازی مکانیکی
mechanical stabilization
تثبیت مکانیکی
dashpot
خفه کن مکانیکی
absolute viscosity
گرانروی مکانیکی
automaton
ادم مکانیکی
mechanism
اجزاء مکانیکی
mechanically
بطور مکانیکی
robot
ادم مکانیکی
robots
ادم مکانیکی
mechanisms
اجزاء مکانیکی
buckets
بیل مکانیکی
automatons
ادم مکانیکی
mechanic
هنرور مکانیکی
shovels
بیل مکانیکی
ultrasonic
نوسانات مکانیکی
bucket
بیل مکانیکی
shovel
بیل مکانیکی
shoveled
بیل مکانیکی
shoveling
بیل مکانیکی
shovelled
بیل مکانیکی
shovelling
بیل مکانیکی
motors
منبع نیروی مکانیکی
motored
منبع نیروی مکانیکی
mechanical data processing
پردازش داده مکانیکی
mechanisms
عوامل مکانیکی مکانیزم
power rammer
زمین کوب مکانیکی
grab bucket crane
جرثقیل با بیل مکانیکی
motor-
منبع نیروی مکانیکی
fractional sampling
نمونه گیری مکانیکی
elision
باقوه مکانیکی شکستن
mechanical analysis
تجزیه مکانیکی خاک
mechanical equivalent of heat
هم ارز مکانیکی گرما
mechanism
عوامل مکانیکی مکانیزم
gadgetry
وسایل کوچک مکانیکی
motor
منبع نیروی مکانیکی
fan blower
بادزن مکانیکی یاماشینی
boom
بازدی جرثقیل یا بیل مکانیکی
mechanical move
حرکت مکانیکی یا فاهری شطرنج
shovelful
حجم و اندازه بیل مکانیکی
electronic
یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
boomed
بازدی جرثقیل یا بیل مکانیکی
booming
بازدی جرثقیل یا بیل مکانیکی
mechanical equilibrium
تعادل مکانیکی
[فیزیک]
[مهندسی]
booms
بازدی جرثقیل یا بیل مکانیکی
static equilibrium
تعادل مکانیکی
[فیزیک]
[مهندسی]
ascender
وسیله مکانیکی برای فرستادن بار
mechanical sweep
مین جمع کنی باوسایل مکانیکی
mechanical time fuze
ماسوره زمانی خودکار یا زمان مکانیکی
workbenches
میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
rocker shovel
بیل مکانیکی مناسب تونی کنی
powering
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
workbench
میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
mechanical powers
نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
powers
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
materiel
قسمت مادی یا مکانیکی هنر تکنیک
power
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
lever watch
سود مکانیکی اهرم دستگاه اهرمی
powered
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
thermodynamics
مبحث فعالیت مکانیکی ورابطه ان باحرارت
docking
ارتباط مکانیکی دو فضاپیما دریک مدار
electromotion
جریان برق حرکت مکانیکی که ازالکتریک پیداشود
break down
توقف انجام کار به علت خطای مکانیکی
coupler
وسیله مکانیکی برای اتصال دو یا چند هادی
inductive coupling
شفت مکانیکی که توسط اتصالات مغناطیسی میچرخد
harmonics
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
backplane
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
major cycle
کمترین زمان دستیابی به وسیله ذخیره سازی مکانیکی
thermal shock
تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
android
نام یک ادم مکانیکی که شبیه انسان مذکر است
stepped motor
دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
selectors
وسیله مکانیکی که به کاربر امکان انتخاب تابع یا موضوعی را میدهد
selector
وسیله مکانیکی که به کاربر امکان انتخاب تابع یا موضوعی را میدهد
burster
یک وسیله مکانیکی که خروجی کامپیوتری چند صفحهای راجدا میکند
actuator
وسیله مکانیکی که توسط سیگنال خارجی قابل کنترل است
cab
اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
cabs
اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
end stop
[Engineering]
توقف
[برخورد]
[محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای]
[مهندسی]
stop
[Engineering]
توقف
[برخورد]
[محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای]
[مهندسی]
retraction lock
وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
ganged
وسایل که به صورت مکانیکی متصل شده اند و با یک عمل انجام می شوند
substantive
شبیه اسم دارای خواص اسم
airbrush
یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
switch
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
vibrators
منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
switched
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switches
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
vibrator
منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
peripheral
وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
CD
وسیله مکانیکی که با استفاده از اشعه لیزر باریک اطلاعاتی را از روی سطح دیسک می خواند
CDs
وسیله مکانیکی که با استفاده از اشعه لیزر باریک اطلاعاتی را از روی سطح دیسک می خواند
fluttered
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutter
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttering
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
ultrasonic inspection
متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
clappers
بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
clapper
بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
analytical engine
ماشین محاسب مکانیکی که توسط Babbage Charles ایجاد شد که اصول اولیه کامپیوترهای دیجیتالی چند منظوره ابتدایی را پیاده کرد
lifter
وسیله مکانیکی که نور مغناطیسی را از نوک هنگام برگشت نور جدا میکند
gas fitter
فیتر یا مکانیکی که لولههای گاز و لوازم گاز منازل رانصب و تعمیر میکند
dat
درایو مکانیکی که داده را روی نواز DAT ضبط میکند و ازنوار بازیابی میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com