English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
to play at خواهی نخواهی اقدام کردن
Other Matches
willy-nilly خواهی نخواهی
willy nilly خواهی نخواهی
Take it or leave it. می خواهی بخواه نمی خواهی نخواه !
Weather you like it or not. چه بخواهی چه نخواهی
You wont reget it. You wont lose by it . از اینکار بد نخواهی دید
apologised عذر خواهی کردن
apologises عذر خواهی کردن
apologize عذر خواهی کردن
poll نظر خواهی کردن
apologizing عذر خواهی کردن
apologise عذر خواهی کردن
to offer an apology عذر خواهی کردن
apologizes عذر خواهی کردن
polls نظر خواهی کردن
apologising عذر خواهی کردن
apologized عذر خواهی کردن
polled نظر خواهی کردن
no paternosterŠno p تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
deal اقدام کردن
start out اقدام کردن
to take of a اقدام کردن
proceeded اقدام کردن
to take steps اقدام کردن
proceed اقدام کردن
deals اقدام کردن
enterprises اقدام کردن
enterprise اقدام کردن
to bend effort اقدام کردن
deal with اقدام کردن
emprize اقدام کردن
to take measures اقدام کردن
You wI'll fail unless you work harder . موفق نخواهی شد مگه اینکه تلاش بیشتری بکنی
adventurism اقدام به کاری کردن
ventures اقدام یا مبادرت کردن به
venturing اقدام یا مبادرت کردن به
to put in hand دایرکردن اقدام کردن
ventured اقدام یا مبادرت کردن به
venture اقدام یا مبادرت کردن به
proceed اقدام کردن پرداختن به
to start out to do something اقدام بکاری کردن
proceeded اقدام کردن پرداختن به
enterprise اقدام به اجرای قوانین کردن
enterprises اقدام به اجرای قوانین کردن
to act in self-defence دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
to take action to prevent [stop] such practices اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
launches شروع کردن اقدام کردن
launched شروع کردن اقدام کردن
launch شروع کردن اقدام کردن
launching شروع کردن اقدام کردن
toxicomania سم خواهی
Why dont you leave me alone? از جان من چه می خواهی ؟
coprophilia مدفوع خواهی
zealotry هوا خواهی
inversions همجنس خواهی
inversion همجنس خواهی
sapphism همجنس خواهی
nosophilia بیماری خواهی
electron affinity الکترون خواهی
hebephilia نوجوان خواهی
progressivism ترقی خواهی
oestrus گشن خواهی
zoophilia حیوان خواهی
illy ازروی بد خواهی
zoophily حیوان خواهی
homoerotism همجنس خواهی
progressiveness ترقی خواهی
thou wilt go خواهی رفت
ephebophilia جوان خواهی
blackmails باج خواهی
estrus گشن خواهی
blackmailing باج خواهی
amativeness خاطر خواهی
zeal خیر خواهی
amende honorable پوزش خواهی
blackmail باج خواهی
benevolence خیر خواهی
benevolence نیک خواهی
will to power قدرت خواهی
thanatomania مرگ خواهی
thou shalt go خواهی رفت
blackmailed باج خواهی
uranism همجنس خواهی
homosexuality همجنس خواهی
supercilious از روی خود خواهی
abundancy motive انگیزه فزون خواهی
Pick, what you like [want] ! هر کدام را می خواهی بردار!
Do you want some more food ? بازهم غذا می خواهی ؟
latent homosexuality همجنس خواهی نهفته
sapphism همجنس خواهی زنان
appealable قابل پژوهش خواهی
crystal growth affinity رشد خواهی بلور
Why do you want to know ? dont be nosy. می خواهی چه؟کنی بدانی ؟
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
urning در همجنس خواهی مردان
hypersexuality فزون خواهی جنسی
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
What the hell do you want? چه زهر ماری می خواهی ؟
tribadism همجنس خواهی فاعلی
public spiritedness خیر خواهی مردم
liberalism اصول ازادی خواهی
generosity خیر خواهی گشاده دستی
faute de mieux همجنس خواهی ناشی ازمحرومیت
Do you want to have your fortune told? می خواهی برایت فال بگیرم ؟
She is hopping mad . چرا می خواهی لجت را سر من در آوری ؟
Having hardly arrived you want to. . . هنوز از راه نرسیدی می خواهی ...
esteem اقدام
actionless بی اقدام
interventions اقدام
intervention اقدام
enforcement اقدام
procedure اقدام
ploys اقدام
ploy اقدام
actions اقدام
proceeding اقدام
action اقدام
enterprise اقدام
moves اقدام
enterprises اقدام
moved اقدام
move اقدام
emprise اقدام
Where do you want to go this time of night ? این وقت شب کجا می خواهی بروی ؟
When in Rome, do as the Romans do! <proverb> خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
You seem to expect something for good measure ! مثل اینکه حالاناز شست هم می خواهی !
in hand در دست اقدام
action کار اقدام
preparations اقدام مقدماتی
expediency اقدام مهم
actions کار اقدام
actions فعل اقدام
legal action اقدام قانونی
precautions اقدام احتیاطی
countermeasure اقدام متقابل
appropriate action اقدام مقتضی
demarche اقدام سیاسی
under way دردست اقدام
enterprises قدرت اقدام
social action اقدام اجتماعی
counter-measures اقدام متقابل
precaution اقدام احتیاطی
regular procedure اقدام قانونی
action فعل اقدام
initial movement نخستین اقدام
intercommunion اقدام مشترک
it wasprologue to the nextmove اقدام بعدبود
action statement دستورالعمل اقدام
double action اقدام دوجانبه
counteraction اقدام متقابل
measure درجه اقدام
enterprise قدرت اقدام
operation immediate اقدام سریع
the needful اقدام لازم
proceed with deliberations اقدام به مذاکره
action for cancellation اقدام به ابطال
preparation اقدام مقدماتی
measure of prevention اقدام احتیاطی
action for cancellation اقدام به لغو
expedience اقدام مهم
counter-measure اقدام متقابل
protective measure اقدام حمایتی
action at low اقدام قانونی
If you want to sell your car , I am your man . اگر می خواهی اتوموبیلت را بفروش من مرد خریدم
You wI'll benefit by this book . از خواندن این کتاب فایده خواهی برد
public spirit خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
public spiritedly ازلحاظ خیر خواهی مردم میهن پرستانه
memorandum اقدام به یادداشت کند
venturing اقدام بکارمخاطره امیز
enterprise امرخطیر اقدام مهم
ventures اقدام بکارمخاطره امیز
counter-measures اقدام جبران کننده
venture اقدام بکارمخاطره امیز
action for avoidance اقدام برای لغو
with measured step با اقدام مناسب [سنجیده]
ventured اقدام بکارمخاطره امیز
originator اقدام کننده پیام
memorandums اقدام به یادداشت کند
measure اندازه اقدام پیشگیری
It is in progress. It is under way. دردست اقدام است
enterprises امرخطیر اقدام مهم
it was an incorrect procedure یک اقدام غلطی بود
originators اقدام کننده پیام
greenlight اجازه حرکت و اقدام
memoranda اقدام به یادداشت کند
counter-measure اقدام جبران کننده
radicalism روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
nothing serves to but apology هیچ چیز جز عذر خواهی بدردنمیخوردیا سودمند نیست
how shall we proceed چگونه باید اقدام کرد
do the necessary اقدام لازم بعمل اورید
execution for debt اقدام برای طلب وصول
pushful متهور در اقدام بکارهای مهم
to proceed against a person اقدام بر علیه کسی زدن
exigent محتاج به اقدام یا کمک فوری
zction for dammages اقدام برای دریافت خسارت وارده
emergency حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergencies حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergencies پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
cross that bridge when you come to it <idiom> [به حل یک مشکل زمانی اقدام کن که لازم باشه و نه قبلش]
dilettantism اقدام به کاری از روی تفنن وبطورغیر حرفهای
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com