English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (7 milliseconds)
English Persian
Touché! خوب مقابله کردی! [در بحثی]
Other Matches
emergency drill تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
check مقابله کردن مقابله
checks مقابله کردن مقابله
checked مقابله کردن مقابله
kurdish کردی
orbicularity کردی
kurdistan قالیچه کردی
inside kick and overarm control لنگ کردی
You did well. Good for you. خوب کردی
How much did you spend? تو چقدر خرج کردی؟
You have piqued my interest in ... تو من را به ... علاقه مند کردی.
to live extempore کردی خوردی زندگی کردن
Touché! خوب تلافی کردی! [در بحثی]
There you go again ! باز که دوباره شروع کردی !
What was your net profit? خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
Tell me hpw you escaped. برایم بگه چطور فرار کردی
You pulled a fast one. That was a neat trick you played. خوب حقه زدی ( سوار کردی )
Did you ever find that pen you lost ? قلمت که گم شده بود پیدا کردی ؟
Tell me how you escaped? بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
It was wrong of you to take the bicycle . کار غلطی کردی که دوچرخه را برداشتی
He is not such a fool as you assuoed . آنطور که فرض کردی احمق نیست
I feel relieved because of that issue! خیال من را از این بابت راحت کردی!
what have you [ gone and] done now! حالا دیگه چه فوزولی [شیطنتی] کردی!
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you ! خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
What have you been up to this time? حالا دیگر چه کار کردی ؟ [کاری خطا یا فضولی]
checking مقابله
confrontations مقابله
opposition مقابله
counterview مقابله
bucking مقابله
echo check مقابله
controlment مقابله
transfer check مقابله
confrontation مقابله
contrasting مقابله
contrasted مقابله
contrast مقابله
collations مقابله
check مقابله
checked مقابله
checks مقابله
contrasts مقابله
collation مقابله
modulo n check مقابله به پیمانه
marginal check مقابله مرزی
loop checking مقابله حلقه
limit check مقابله حدود
overflow check مقابله سرریز
dynamic check مقابله پویا
opposability مقابله پذیری
parity check مقابله توازن
visual check مقابله دیداری
validity check مقابله اعتبار
visual check مقابله بصری
system check مقابله سیستم
sum check مقابله جمعی
spell checker مقابله گر املائی
sight check مقابله نظری
sight check مقابله چشمی
sequence checking مقابله ترتیبی
sequence check مقابله ترتیب
selection check مقابله گزینش
parity checking مقابله توازن
parity check مقابله ایستایی
diagnostic check مقابله تشخیصی
beards مقابله کردن
repelling مقابله کردن
repels مقابله کردن
cross-examination پرسش و مقابله
cross-examinations پرسش و مقابله
counter مقابله کردن
countered مقابله کردن
countering مقابله کردن
acounter مقابله کردن
arithmetic check مقابله حسابی
automatic check مقابله خودکار
bucking coil پیچک مقابله
repelled مقابله کردن
repel مقابله کردن
twin check مقابله توام
spot checks مقابله موضعی
retaliation مقابله به مثل
reciprocity مقابله به مثل
spot check مقابله موضعی
collate مقابله کردن
collated مقابله کردن
collates مقابله کردن
collating مقابله کردن
beard مقابله کردن
algebra جبر و مقابله
built in check مقابله توکار
casting out nines مقابله نه نهی
crossecheck مقابله مجدد
check indicator نماینده مقابله
checklist سیاهه مقابله
check point نقطه مقابله
cyclic check مقابله چرخهای
checks and balance کنترل و مقابله
data check مقابله داده ها
check list سیاهه مقابله
check boxes جعبههای مقابله
Damn it, you are late again! لعنتی باز تو دیر کردی. [دیر آمدی]
vertical parity check مقابله توان عمدی
longitudinal redundancy check مقابله افزونگی طولی
counter military مقابله باعملیات نظامی
collates مقابله وتطبیق کردن
checking program برنامه مقابله کننده
collate مقابله وتطبیق کردن
collating مقابله وتطبیق کردن
collated مقابله وتطبیق کردن
machine check interrupt وقفه مقابله ماشین
reciprocates مقابله به مثل نمودن
check مقابله کردن بررسی
checked مقابله کردن بررسی
checks مقابله کردن بررسی
dump check مقابله حین روبرداری
parity check مقابله کردن توازن
duplication check مقابله از راه تکرار
odd even check مقابله فرد و زوج
reciprocate مقابله به مثل نمودن
syntax checker مقابله نحوه گری
reciprocated مقابله به مثل نمودن
tick off نشان رسیدگی و مقابله
check indicator مشخص کننده مقابله
hardware check مقابله سخت افزاری
i raked all algebra جبر و مقابله را زیر و روکردم
checkpoint restart اغازگر مجدد نقطه مقابله
disaster control روش مقابله با سوانح و بلایا
programmable check مقابله برنامه ریزی شده
programmed check مقابله برنامه ریزی شده
rencounter با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencontre با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
lrc Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
checkpoints محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
desk checking فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
check-points محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
Kurdish rug فرش کردی [مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
assistance کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
north atlantic treaty organization (nato پیمانی که در 9491 باشرکت 51 کشور به وجود امدو هدف ان در واقع مقابله نظامی با پیمان ورشو وبلوک شرق است
Anatolia منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد.
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
retaliation تلافی کردن مقابله کردن به مثل
resist مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
counter مقابله کردن تلافی کردن
resisting مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resists مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
reluctate مقابله کردن بی میلی کردن
countering مقابله کردن تلافی کردن
countered مقابله کردن تلافی کردن
resisted مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
winterize اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com