English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English Persian
To weight the pros and cons of something. خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
Other Matches
to have [take] a closer look at something چیزی را با دقت بررسی کردن
to make a study of something چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
to check out something چیزی را بررسی یا امتحان کردن
controls اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controlling مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controls مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
monitors 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitor 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
checked بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
checks بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
deliberates تعمق کردن سنجیدن
measure پیمانه کردن سنجیدن
deliberated تعمق کردن سنجیدن
deliberating تعمق کردن سنجیدن
deliberate تعمق کردن سنجیدن
metres بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
metre بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meter بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to watch something مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
measure پیمانه کردن سنجیدن بخش کردن
to stop somebody or something کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inference بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
inferences بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
link برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
leap frog test و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
automatics کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatic کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
to portray somebody [something] نمایش دادن کسی یا چیزی [رل کسی یا چیزی را بازی کردن] [کسی یا چیزی را مجسم کردن]
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
lay hands upon something جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
to regard something as something چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
to see something as something [ to construe something to be something] چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
systems analysis 1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
to depict somebody or something [as something] کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
to appreciate something قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی]
modifying تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
correction صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
covets میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
covet میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
coveting میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
think nothing of something <idiom> فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
edited فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edit فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
To weight up the pros and cons of something . مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
assay بررسی کردن
dissect [analyse] بررسی کردن
indagate بررسی کردن
enquire into بررسی کردن
determine بررسی کردن
check بررسی کردن
bolt [examine] بررسی کردن
analyse [British] بررسی کردن
analyze [American] بررسی کردن
explore بررسی کردن
inspect بررسی کردن
examine بررسی کردن
survey بررسی کردن
perusing بررسی کردن
scrutinize بررسی کردن
look into بررسی کردن
peruses بررسی کردن
perused بررسی کردن
peruse بررسی کردن
investigate بررسی کردن
study بررسی کردن
check بررسی کردن
reconcider بررسی کردن
evaluate بررسی کردن
checked بررسی کردن
survey بررسی کردن
checks بررسی کردن
surveys بررسی کردن
studies بررسی کردن
probe بررسی کردن
probed بررسی کردن
study بررسی کردن
probes بررسی کردن
studying بررسی کردن
surveyed بررسی کردن
rectify درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectified درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectifies درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
sleep on it <idiom> به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
reviewing بررسی کردن مرور
reviewed بررسی کردن مرور
survey بررسی کردن بازدید
review بررسی کردن مرور
surveyed بررسی کردن بازدید
surveys بررسی کردن بازدید
reviews بررسی کردن مرور
scrutinizes بدقت بررسی کردن
scrutinizing بدقت بررسی کردن
scrutinized بدقت بررسی کردن
scrutinize بدقت بررسی کردن
scrutinising بدقت بررسی کردن
surveillance تجسس بررسی کردن
scrutinises بدقت بررسی کردن
scrutinised بدقت بررسی کردن
check مقابله کردن بررسی
checked مقابله کردن بررسی
checks مقابله کردن بررسی
to give up [to waste] something ول کردن چیزی [کنترل یا هدایت چیزی]
see about (something) <idiom> دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
inspected جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects جستجو کردن بررسی کردن کنترل
scanned بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scan بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scans بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
to cross-check the result with a calculator حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
to browse بررسی عمومی کردن [علوم کامپیوتر]
study سنجیدن
scrutinize سنجیدن
check سنجیدن
determine سنجیدن
enquire into سنجیدن
rate سنجیدن
gage سنجیدن
dissect [analyse] سنجیدن
assay سنجیدن
analyse [British] سنجیدن
figure out سنجیدن
assess سنجیدن
assessed سنجیدن
assesses سنجیدن
evaluate سنجیدن
analyze [American] سنجیدن
rates سنجیدن
examine سنجیدن
survey سنجیدن
essays سنجیدن
look into سنجیدن
weighs سنجیدن
weighing سنجیدن
weighed سنجیدن
weigh سنجیدن
investigate سنجیدن
inspect سنجیدن
assessing سنجیدن
bolt [examine] سنجیدن
to put together با هم سنجیدن
explore سنجیدن
measure سنجیدن
essay سنجیدن
ponders سنجیدن
counterweight سنجیدن
counterpoise سنجیدن
ponder سنجیدن
pondered سنجیدن
pondering سنجیدن
counterweights سنجیدن
evaluating سنجیدن
evaluates سنجیدن
evaluate سنجیدن
evaluated سنجیدن
assays سعی سنجیدن
try سنجیدن ازمایش
gauge سنجیدن نمونه
gauges سنجیدن نمونه
gauged سنجیدن نمونه
assay سعی سنجیدن
tries سنجیدن ازمایش
accurate to gage دقت در سنجیدن
clocks سنجیدن باساعت
clock سنجیدن باساعت
standardised بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizing بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
compare برابرکردن باهم سنجیدن
compared برابرکردن باهم سنجیدن
telemeter بامسافت سنج سنجیدن
compares برابرکردن باهم سنجیدن
comparing برابرکردن باهم سنجیدن
summation check بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sense روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com