English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (1 milliseconds)
English Persian
You did well. Good for you. خوب کردی
Search result with all words
inside kick and overarm control لنگ کردی
kurdish کردی
kurdistan قالیچه کردی
orbicularity کردی
to live extempore کردی خوردی زندگی کردن
There you go again ! باز که دوباره شروع کردی !
Did you ever find that pen you lost ? قلمت که گم شده بود پیدا کردی ؟
Tell me hpw you escaped. برایم بگه چطور فرار کردی
You pulled a fast one. That was a neat trick you played. خوب حقه زدی ( سوار کردی )
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you ! خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
What was your net profit? خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
Tell me how you escaped? بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
It was wrong of you to take the bicycle . کار غلطی کردی که دوچرخه را برداشتی
He is not such a fool as you assuoed . آنطور که فرض کردی احمق نیست
Damn it, you are late again! لعنتی باز تو دیر کردی. [دیر آمدی]
Anatolia منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد.
Kurdish rug فرش کردی [مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
How much did you spend? تو چقدر خرج کردی؟
What have you been up to this time? حالا دیگر چه کار کردی ؟ [کاری خطا یا فضولی]
You have piqued my interest in ... تو من را به ... علاقه مند کردی.
Touché! خوب تلافی کردی! [در بحثی]
Touché! خوب مقابله کردی! [در بحثی]
what have you [ gone and] done now! حالا دیگه چه فوزولی [شیطنتی] کردی!
I feel relieved because of that issue! خیال من را از این بابت راحت کردی!
Partial phrase not found.
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com