Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
Get a move on!
خودت را تکان بده!
[اصطلاح روزمره]
Other Matches
It is for yours for keeps .
پیش خودت بماند ( مال خودت )
wag
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagged
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagging
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wags
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
shakable
تکان دادنی تکان خوردنی
shakeable
تکان دادنی تکان خوردنی
shog
تکان خوردن تکان دادن
thyself
خودت
jumble
تکان تکان خوردن
joggles
تکان تکان خوردن
joggle
تکان تکان خوردن
jumbles
تکان تکان خوردن
jumbling
تکان تکان خوردن
joggled
تکان تکان خوردن
jumbled
تکان تکان خوردن
shimmey
تکان تکان خوردن
joggling
تکان تکان خوردن
shimmy
تکان تکان خوردن
It's your own fault.
تقصیر خودت است.
Take care of yourself!
مواظب خودت باش !
Don't be ridiculous!
خودت را مسخره نکن!
Dont be sI'lly .
خودت را لوس نکن
Roll the blanket round yourself.
پتو رابدور خودت بپیچ
Don't act like you were clueless!
خودت را به کوچه علی چپ نزن!
Watch your health!
مواظب سلامتی خودت باش!
Why did you give away your business patern ?
چرا شریک خودت را لو دادی ؟
mind your own business
درفکر کار خودت باش
You yourself said so.
تو خودت این حرف رازدی
I dare you tell her yourself .
اگر مردی خودت به او بگو؟
Pick on someone your own size.
برو با هم قدهای خودت طرف بشو
Dont let on that you know.
بروی خودت نیاور که موضوع رامیدانی
Dont let yourself get into bad habits.
به چیز های بد خودت راعادت نده
It is your concern and yours alone. It is entirely up to you.
خودت می دانی وخودت ( خوددانی وخود )
It wI'll be a feather in your cap .
هر گلی بزنی بسر خودت زدی
Please oblige us by your presence .
با تشریف فرمایی خودت بر مامنت بگذارید
You asked for it. You had it coming.
حقت بود ( خودت تقصیر داشتی )
So dont try to device yourself .
سعی نکن خودت را گول بزنی
I dare you to tell him yourself .
اگر راست میگه خودت به اوبگه
Watch yourself up on the roof.
مواظب خودت روی پشت بام باش.
You are roasting yourself in front of the fire .
خودت را جلوی آتش که داری کباب می کنی
You are going to gain weight. if you let yourself go.
اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
It is yours for keeps .
این برای همیشه پیش خودت باشد
Dont sidetrack the issue.
خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
It is for your own ears.
پیش خودت بماند ( بکسی چیزی نگه )
You yourself suggested it , didt you ?
مگر خودت نبودی که این پیشنهاد رادادی ؟
Bye and take care of yourself!
[leaving phrase]
خداحافظ و مواظب خودت باش!
[عبارت هنگام ترک ]
I'll cook your goose !I'll fix you good and proper !
آشی برایت بپزم که خودت حظ کنی ( درمقام تهدید )
rob the cradle
<idiom>
دوست شدن یا ازدواج با کسی که از خودت جوانتر است
If you try to cheat the bank, you wil be digging your own grave.
اگر سعی کنی بانک را گول بزنی، با دست خودت گورت را کنده ای.
Act your age
[and not your shoe size]
!
به سن خودت رفتار بکن !
[مثل بچه ها رفتار نکن !]
If so, you've only yourself to blame.
اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
wags
تکان
rocks
تکان
wagging
تکان
wag
تکان
rock
تکان
nod
تکان سر
heart quake
تکان دل
shocks
تکان
shocked
تکان
wagged
تکان
rocking
تکان
jostle
تکان
jostled
تکان
concussion
تکان
jerk
تکان
jolt
تکان
jerked
تکان
jolted
تکان
jerking
تکان
jerks
تکان
jarring
تکان
jolting
تکان
nods
تکان سر
nodding
تکان سر
nodded
تکان سر
jostling
تکان
jostles
تکان
jolts
تکان
motioning
تکان
motion
تکان
smoothest
بی تکان
smoothed
بی تکان
stroked
تکان
strokes
تکان
motions
تکان
smooths
بی تکان
shake
تکان
stroking
تکان
smooth
بی تکان
shock
تکان
rocked
تکان
stroke
تکان
shaking
تکان
movement
تکان
shakes
تکان
motioned
تکان
jolting
تکان ضربه
jolts
تکان ضربه
hustle
تکان دادن
jolts
تکان دادن
tremor
تکان جنبش
tremors
تکان جنبش
jolting
تکان دادن
jolted
تکان ضربه
stirrings
تکان دادن
jolt
تکان ضربه
stirred
تکان دادن
stir
تکان دادن
beck
تکان سریادست
jiggling
تکان اهسته
jiggles
تکان اهسته
stirs
تکان دادن
actimeter
تکان سنج
jerked
تکان تند
jolted
تکان دادن
Yankee
تکان تنددادن
jolt
تکان دادن
jiggled
تکان اهسته
nyctitropic
در شب تکان خوردن
rocks
تکان دادن
sniggle
تکان خوردن
rocked
تکان دادن
shaker
تکان دهنده
rock
تکان دادن
succussion
تکان سخت
tremour
تکان جنبش
quaking
تکان خوردن
commove
تکان دادن
con cuss
تکان دادن
smoothe
روان بی تکان
jounce
تکان خوردن
jounce
تکان دادن
jolter
تکان دهنده
jiggly
تکان خورده
hotch
تکان خوردن
shrug off
تکان دادن
concussive
تکان دهنده
concuss
تکان دادن
quakes
تکان خوردن
quaked
تکان خوردن
startle
تکان دادن
convulsively
تکان دهنده
convulsive
تکان دهنده
jerks
تکان تند
jerking
تکان تند
jerk
تکان تند
hustling
تکان دادن
hustles
تکان دادن
startled
تکان دادن
mind-boggling
تکان دهنده
mind-blowing
تکان دهنده
quake
تکان خوردن
shocking
تکان دهنده
Yankees
تکان تنددادن
convulsions
تکان اشوب
convulsion
تکان اشوب
startles
تکان دادن
wagger
تکان دهنده
wood pusher
چوب تکان ده
hustled
تکان دادن
budging
تکان دادن
jars
تکان دادن
jars
تکان جنبش
jarred
تکان دادن
jarred
تکان جنبش
jar
تکان دادن
jar
تکان جنبش
twitching
تکان ناگهانی
twitches
تکان ناگهانی
twitched
تکان ناگهانی
twitch
تکان ناگهانی
stirring
تکان دهنده
moves
تکان دادن
shock
تکان دادن
budges
تکان دادن
budge
تکان دادن
flicks
تکان ناگهانی
flicking
تکان ناگهانی
flicked
تکان ناگهانی
flick
تکان ناگهانی
shocks
ضربه تکان
shocks
تکان دادن
shocked
تکان دادن
shock
ضربه تکان
yanks
تکان تنددادن
yanking
تکان تنددادن
yanked
تکان تنددادن
moves
جنبش تکان
moved
جنبش تکان
moved
تکان دادن
move
جنبش تکان
move
تکان دادن
shags
تکان دادن
shagging
تکان دادن
shag
تکان دادن
movable
تکان دادنی
hitch
تکان دادن
yank
تکان تنددادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com