Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (7 milliseconds)
English
Persian
spontaneous
خود به خودی
spontaneity
خود به خودی
Search result with all words
home
زمین خودی
homes
زمین خودی
relative
خودی نسبی
squawk
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawks
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
insider
خودی خودمانی
insiders
خودی خودمانی
interference
مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
squawking
در رهگیری هوایی یعنی روشن کردن دستگاه شناسایی دشمن و خودی و کار با ان
chicks
هواپیمای خودی
own goal
گل به دروازه خودی
own goals
گل به دروازه خودی
batteries
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
battery
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
friendlier
خودی
friendlier
نیروی خودی
friendlies
خودی
friendlies
نیروی خودی
friendliest
خودی
friendliest
نیروی خودی
friendly
خودی
friendly
نیروی خودی
icing
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
touchdown
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
touchdowns
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
familiar
مانوس خودی
blue commander
فرمانده نیروهای خودی فرمانده نیروهای ابی
blue forces
نیروهای خودی
critical build up resistance
مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
dispatch route
جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
enemy alien
طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
friendly forces
نیروهای خودی
friendly state
کشور خودی
homeling
بازیگر خودی
hovering acts
قوانینی که بر رفت و امد کشتیهای خودی و اجنبی در محدوده معینی ازابهای کشور حکمفرمایی میکند
in group
گروه خودی
we group
گروه خودی
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
internal heating
گرمایش خودی
levee en masse
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
manipulative deception
تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
mix up, caution
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
positive control
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
self directed
پیش خودی
shore duty
ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
short round
گلولهای که اشتباها روی قوای خودی فرود می اید
smoke screen
پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
spontaneous recovery
بهبود خود به خودی
spontaneous remission
بهبود خود به خودی
upcourt
سبد خودی
warned exposed
قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
warned protected
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
To assert oneself . To display ones merit .
خودی را نشان دادن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com