English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (13 milliseconds)
English Persian
auto repeat خود تکرار
Search result with all words
use تکرار ممارست
uses تکرار ممارست
practice تکرار
cyclic عملی که مرتب تکرار میشود
recidivist عامل تکرار جرم
recidivist تکرار کننده جرم
recidivists عامل تکرار جرم
recidivists تکرار کننده جرم
rehearsal تکرار
rehearsal تکرار عملیات
rehearsal تکرار مجدد
rehearsals تکرار
rehearsals تکرار عملیات
rehearsals تکرار مجدد
frequent تکرار شونده
frequent مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequented تکرار شونده
frequented مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequenting تکرار شونده
frequenting مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequents تکرار شونده
frequents مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
hold بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
holds بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
force تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forcing تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
recapitulation تکرار رئوس مطالب
recapitulation تکرار رشدو نمو
recapitulation تکرار
recapitulations تکرار رئوس مطالب
recapitulations تکرار رشدو نمو
recapitulations تکرار
repetition باز گو تکرار
repetition تکرار
repetitions باز گو تکرار
repetitions تکرار
frequencies تکرار
frequencies زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequencies تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency تکرار
frequency زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
pattern مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
patterns مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
duplication تکرار
auto امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
autos امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
repeat تکرار کردن تکرار شدن
repeat تکرار تجدید
repeat تکرار کنید
repeat بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat تکرار کردن
repeat مکرر کردن تکرار شدن
repeat تکرار
repeat کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
repeats تکرار کردن تکرار شدن
repeats تکرار تجدید
repeats تکرار کنید
repeats بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats تکرار کردن
repeats مکرر کردن تکرار شدن
repeats تکرار
repeats کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
monotone صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
loop بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loop ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
looped ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
looped ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
looped برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loops ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loops ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loops برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
main مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
quote تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
endless بخش متمادی نواز ضبط یا چندین دستور کامپیوتری که پیامی تکرار میشود
practicing تکرار
practise تکرار
practises تکرار
practising تکرار
reiterate تکرار کردن
reiterated تکرار کردن
reiterates تکرار کردن
reiterating تکرار کردن
renew تکرار کردن
renewing تکرار کردن
renews تکرار کردن
replicate تکرار کردن
replicated تکرار کردن
replicates تکرار کردن
replicating تکرار کردن
Other Matches
repeater coil سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
reiteration تکرار
tautologies تکرار
iterance تکرار
ingemination تکرار
iteration تکرار
frequentness تکرار
frequentation تکرار
frequence تکرار
epanalepsis تکرار
recidivism تکرار
reduplication تکرار
tautology تکرار
a lot of times <adv.> به تکرار
frequently <adv.> به تکرار
many times <adv.> به تکرار
often <adv.> به تکرار
oft [archaic, literary] <adv.> به تکرار
on any number of occasions <adv.> به تکرار
regularly [often] <adv.> به تکرار
replication تکرار
renewal تکرار
renewals تکرار
ibidem تکرار میشود
ingeminate تکرار کردن
frequency of vibration تکرار ارتعاش
recurs تکرار شدن
recurred تکرار شدن
recur تکرار شدن
circular frequency تکرار دورانی
iterable تکرار کردنی
iterant تکرار کننده
repetition instruction دستوالعمل تکرار
repetition instruction دستورالعمل تکرار
repetition of an act تکرار کاری
repetition of position تکرار وضعیت
repetitous تکرار کننده
replication پاسخگویی تکرار
reptition compulstion وسواس تکرار
tautologic بیهوده تکرار کن
to repeat oneself تکرار شدن
Come again <idiom> دوباره تکرار کن.
repeater تکرار کننده
repeatable قابل تکرار
repeatability قابلیت تکرار
iterate تکرار کردن
iterative تکرار کننده
iterative تکرار شده
merism تکرار متشابهات
palilogy تکرار تاکیدی
pleonasm تکرار بیمورد
pulse repetition تکرار تپش
pulse repetition تکرار ضربان
recidivism تکرار جرم
repeat counter شمارنده تکرار
repeat key کلید تکرار
typematic key کلید تکرار
ingeminate تکرار و تاکید کردن
recidivism بازگشت به تکرار جنایات
recidivation بازگشت به تکرار جنایات
polysyndeton تکرار حرف ربط
recurring costs هزینههای تکرار شونده
overeun error خطای تکرار شده
reduplicate تکرار کردن دوچندان
regenerative repeater تکرار کننده باززا
repeat action key کلید تکرار عمل
over and over <idiom> مکرا تکرار کردن
spaced repetition تکرار فاصله دار
to make repeat وادار به تکرار کردن
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
autorepeat key کلید تکرار خودکار
duplication check مقابله از راه تکرار
iteration تکرار یک برنامه برای حل مشکل
recapitulating رئوس مطالب را تکرار کردن
cycled تعداد دفعات تکرار یک حلقه
name plugging تکرار نام یا علامت تجارتی
rehashed تکرار مکررات چیز تکراری
rehash تکرار مکررات چیز تکراری
cycle تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycles تعداد دفعات تکرار یک حلقه
anaphora تکرار یک یا چند عبارت متوالی
recapitulates رئوس مطالب را تکرار کردن
that will be the day <idiom> چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
cumulative distribution function تابع تکرار تجمعی [ریاضی]
recapitulate رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulated رئوس مطالب را تکرار کردن
rehashes تکرار مکررات چیز تکراری
unfrequented دور افتاده تکرار نشدنی
backtell رله کردن دستورات تکرار فرامین
to repeat oneself کاریا گفته خودرا تکرار کردن
lets ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
superfix تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن
theme song ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
letting ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
to haunt به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to walk به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
let ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
iterative process فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
raise a fuss <idiom> قول برای تکرار دعوت درتاریخی دیگر
brush up on something <idiom> تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
demand frequency نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
wait loop پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
Could you repeat what you said, please? میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
repeating key روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
cycle تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
echolalia تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
cycles تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycled تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
pseudo random رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
nowel کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
typematic هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
for next loop حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
overlap روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlapped روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlaps روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
fractal <adv.> <noun> شکل هندسی که در خودش تکرار میشود هر قدر که آنرا بزرگ کنید یک حالت دارد
leitmotive عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
cane pattern طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
leitmotif عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
continuous wave امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
iterate حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
iterative routine حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
cycles تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycled تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم در CL هر گاه کسی پس ازرسیدن به 12 سال سه بارمرتکب جرایمی که مجازاتشان حبس است بشودمشمول تجدید مجازات میشود
phoneme برای بررسی صدای ورودی برای تشخیص کلمات یا تولید صحبت با تکرار چندین صدا
gyro repeater تکرار کننده قطبنمای الکتریکی قطبنمای ثانوی
high frequency دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
cartouche border قاب و کتیبه ای که بیشتر در حواشی بکار گرفته شده و نقش درون آن بصورت یک در میان در هر قاب تکرار می شود
sampler واگیره [تکرار طرح در متن فرش جهت پوشش کل زمینه. در واگیره یا از مشابه بته جقه و یا نگاره های مختلف استفاده می شود.]
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Temerchin motife نگاره تمرچین [این نقش هشت ضلعی در فرش های افغانی، ترکمنی و قفقازی بکار رفته و ویژگی خاص آن تکرار حالتی از ماهی در طراحی است و بصورت چهار قاب مشابه با تضاد رنگی می باشد.]
offset knots گره نامتقارن [گاه جهت ایجاد سایه و تفاوت ظاهری طرح با دیگر قسمت ها به جای تکرار گره زدن بر روی دو تار مشابه در ردیف بافت بعدی از سه تار شماره یک، دو، سه و یا یک، سه، دو استفاده می کنند.]
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
sustained rate سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com