English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
self perpetuation خود جاوید سازی
Search result with all words
immortalization جاوید سازی
Other Matches
eterne جاوید
amaranth جاوید
immortalised جاوید کردن
sustainable energy انرژی جاوید
surviver جاوید بازمانده
immortalises جاوید کردن
immortalising جاوید کردن
immortalize جاوید کردن
eternal لایزال جاوید
immortalized جاوید کردن
immortalizes جاوید کردن
immortal جاویدان جاوید
immortalizing جاوید کردن
ambrosia خوراک خدایان که زندگی جاوید بانها میداده مائدهء بهشتی
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations خنثی سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
padding له سازی
local anasthesia سر سازی
bridge building پل سازی
retortion کج سازی
bridgework پل سازی
idolization بت سازی
individualising تک سازی
stylization مد سازی
retortion خم سازی
individualises تک سازی
individualised تک سازی
flection خم سازی
flooring کف سازی
truncation بی سر سازی
pavements کف سازی
pavement کف سازی
individualizes تک سازی
individualize تک سازی
repk lection پر سازی
individualization تک سازی
individuation تک سازی
compaction تو پر سازی
deflexion خم سازی
individualized تک سازی
individualizing تک سازی
elution پاکیزه سازی
resolving برطرف سازی
dwelling construction خانه سازی
equality gate برابر سازی
enthralment بنده سازی
duplexing مضاعف سازی
packing فشرده سازی
nationalization ملی سازی
dwelling construction اپارتمان سازی
grillwork شبکه سازی
flatting تنکه سازی
emulsification امولسیون سازی
emulation نمونه سازی
oscillations نوسان سازی
evisceration تهی سازی
feminization مونث سازی
eversion واژگون سازی
humanization مردمی سازی
dactyliography نگین سازی
oscillation نوسان سازی
wording عبارت سازی
displacement جانشین سازی
deconditioning ناشرطی سازی
decryption اشکار سازی
deep foundation پی سازی در عمق
computer simulation شبیه سازی
defeasance باطل سازی
discolourment بدرنگ سازی
dilution رقیق سازی
assimilation درون سازی
assimilation همگون سازی
milling ارد سازی
die shop حدیده سازی
die making حدیده سازی
denaturation مصنوعی سازی
denudation برهنه سازی
deprival بی بهره سازی
divestiture بی بهره سازی
smoothing صاف سازی
depletion تهی سازی
industrialization صنعتی سازی
dazzlement خیره سازی
de energize بی برق سازی
de escalation محدود سازی
deactivation بی اثر سازی
deallocation ازاد سازی
detersion پاک سازی
rejuvenation جوان سازی
domestication اهلی سازی
divestment بی بهره سازی
divestiture برهنه سازی
arching طاق سازی
debilitation ناتوان سازی
derichment رقیق سازی
harmonization هم اهنگ سازی
replacement جانشین سازی
magnifcation بزرگ سازی
extinction خاموش سازی
impregnation ابستن سازی
incavation پوک سازی
inceration موم سازی
inculcation جایگیر سازی
individualization منفرد سازی
individualization فرد سازی
replacements جانشین سازی
abbreviation کوته سازی
heterodyne reception زنه سازی
curtailment کوتاه سازی
histogenesis بافت سازی
horology ساعت سازی
hymnography سرود سازی
ichnography زمینه سازی
image formation تصویر سازی
mutilation معیوب سازی
separating جدا سازی
abbreviations کوته سازی
vaporization بخار سازی
individuation جدا سازی
lancination مجروح سازی
lancination پاره سازی
landscape painting منظره سازی
lapidation سنگسار سازی
lapidification سنگ سازی
latticing شبکه سازی
levigation نرم سازی
liquefaction ابگونه سازی
weaponry اسلحه سازی
machicolation مزغل سازی
lamponery هجونامه سازی
irreticence فاش سازی
inebriation مست سازی
inflexion خم سازی خمیدگی
infuriation خشمگین سازی
inspissation غلیظ سازی
intensification پر قوت سازی
pedogenesis جلگه سازی
inurement معتاد سازی
invalidation باطل سازی
irksomeness کسل سازی
wearisomeness کسل سازی
machine building ماشین سازی
haematogenesis خون سازی
simulation فاهر سازی
simulation شبیه سازی
foliation برگ سازی
notification اگاه سازی
relocation جابجا سازی
forging signatures امضا سازی
form work کاذب سازی
formularization فرمول سازی
foundation materials مصالح پی سازی
simulations همانند سازی
simulations فاهر سازی
simulations شبیه سازی
simulation همانند سازی
fumigation ضد عفونی سازی
gaingiving مشتبه سازی
forgery سند سازی
forgeries صورت سازی
forgeries سند سازی
grillwork سبد سازی
solutions چاره سازی
solution چاره سازی
gunsmithery تفنگ سازی
forgery صورت سازی
gelatination دلمه سازی
gemination جفت سازی
glasswork شیشه سازی
glycogenesis گلیکوژن سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com