Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
self goverment
خود داری حکومت خود مختار
Other Matches
bourgeoisie
سرمایه داری حکومت طبقه دوم
dude ranch
گله داری واسب سواری وحشم داری
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
statecraft
کشور داری ملک داری
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
authorised
مختار
plenipotentiary
مختار
plenipotentiaries
مختار
minister plenipotentiary
وزیر مختار
freeing
اختیاری مختار
self governed
خود مختار
independent
خود مختار
free a voluntary
فاعل مختار
free
اختیاری مختار
freed
اختیاری مختار
frees
اختیاری مختار
autonomic
خود مختار
untrammelled
آزادانهرفتارکردن مختار
autonomous
خود مختار
having free will
فاعل مختار
semiautonomous
نیمه خود مختار
charge d'affaires
نایب وزیر مختار
semi independent
نیمه خود مختار
minister
وزیر مختار کشیش .
ministers
وزیر مختار کشیش .
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
autonomic
<adj.>
خودکار
[ارادی]
[خود مختار]
autonomic nervous system
دستگاه عصبی خود مختار
legation
ایلچی گری وزارت مختار
legations
ایلچی گری وزارت مختار
ans
دستگاه عصبی خود مختار
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
The borrower is absolutely free to use the amount.
وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
tensility
کش داری
bigamy
دو زن داری
blind man's buff
از من داری
wet storage
تر داری
grittiness
شن داری
bulkiness
تنه داری
self restraint
خود داری
household art
هنرخانه داری
rhythmicity
نواخت داری
serrulation
دندانه داری
housekeeping
خانه داری
house work
خانه داری
bank protection
ساحل داری
slaveholding
برده داری
spinosity
سیخ داری
vigilance
شب زنده داری
bulkiness
جثه داری
blind mans buff
ازمن داری
stigmatism
خال داری
bean caper
پیرسن داری
pernoctation
شب زنده داری
menage
خانه داری
waked
شب زنده داری
wake
شب زنده داری
vigils
شب زنده داری
vigil
شب زنده داری
angularity
زاویه داری
angulation
زاویه داری
anti capitalist
ضد سرمایه داری
non commital
خود داری
wakes
شب زنده داری
treasury
خزانه داری
quartermasters
سررشته داری
quartermaster
سررشته داری
abstinence;or abstinency
خود داری
angularity
گوشه داری
lucubration
شب زنده داری
thrift
خانه داری
notbility
خانه داری
altruism
همگونه داری
communism
مردم داری
sang-froid
خود داری
sang froid
خود داری
incumbency
عهده داری
slavery
برده داری
farming
مزرعه داری
tenure
اجاره داری
bursaries
خزانه داری
bursary
خزانه داری
Exchequer
خزانه داری
leasehold
اجاره داری
wakefulness
شب زنده داری
night waking
شب زنده داری
capitalism
سرمایه داری
leasing
اجاره داری
patchiness
وصله داری
retenv
خود داری
trusteeship
امانت داری
trusteedhip
امانت داری
tresury general
خزانه داری کل
treasury general
خرانه داری کل
treasurership
خزانه داری
refusal
خود داری رد
refusals
خود داری رد
viscosity
شیره داری
conchiferous
داری صدف
continenece
خود داری
creaminess
خامه داری
fisk
خزانه داری
tenancy
اجاره داری
tenancies
اجاره داری
dry storage
خشک داری
fasting
روزه داری
cellarge
حق انبار داری
charge
عهده داری
charges
عهده داری
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
Chancellor of the Exchequer
وزیر خزانه داری
keepworthy
قابل نگه داری
quartermaster
رسته سررشته داری
double entry
دفتر داری مضاعف
nolle proseequi
خود داری از پی کرد
joint tenancy
شرکت در اجاره داری
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
capitalism
رژیم سرمایه داری
Chancellors of the Exchequer
وزیر خزانه داری
joint tenancy
اجاره داری مشترک
holding
متصرفی اجاره داری
get by
نگه داری کردن
succulence
اب داری حالت ابکی
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
mixed capitalism
سرمایه داری مختلط
capitalistic
منسوب به سرمایه داری
explicit rent
اجاره داری کردن
quartermasters
رسته سررشته داری
angularity
زاویه داری لاغری
light housekeeping
کارهای خانه داری
keep house
خانه داری کردن
chest
تابوت خزانه داری
chests
تابوت خزانه داری
You have cobwebs in your head.
<idiom>
تو گچ تو سرت داری.
[اصطلاح]
wake
شب زنده داری کردن
waked
شب زنده داری کردن
wakes
شب زنده داری کردن
land tenure
اجاره داری زمین
continence
خویشتن داری پرهیزگاری
spatiality
فضا داری فضائیت
baby-sat
بچه داری کردن
baby-sit
بچه داری کردن
baby-sits
بچه داری کردن
baby-sitting
بچه داری کردن
refrains
خود داری کردن
baby sit
بچه داری کردن
refraining
خود داری کردن
refrained
خود داری کردن
refrainment
خود داری اجتناب
How old are you?Whats your age?
چند سال داری ؟
keeps
حفافت امانت داری
home economics
اقتصاد خانه داری
black capitalism
سرمایه داری سیاه
to rule the roast
اختیار داری کردن
chamberlainship
پرده داری گنجوری
to keep shop
دکان داری کردن
keep
حفافت امانت داری
to keep house
خانه داری کردن
run the show
اختیار داری کردن
refrain
خود داری کردن
to possess oneself
خود داری کردن
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
bourgeoisie
سرمایه داری بورژوازی
day nurseries
بچه داری در روز
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
housekeep
خانه داری کردن
attorn
اجاره داری کردن
precapitalism
پیش از سرمایه داری
bailment
امانت داری سمساری
procurator general
کفیل خزانه داری
household art
اصول خانه داری
capitalist system
نظام سرمایه داری
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
house keeping operation
اعمال خانه داری
day nursery
بچه داری در روز
to govern one's passions
خود داری کردن
capacity utilization rate
نرخ بهره داری از فرفیت
to contain one self
خود داری یا حوصله کردن
jointure
اجاره داری مشترک و مشاعی
mental reservation
خود داری از ذکر مطلبی
laws of motion of capitalism
قوانین حرکت سرمایه داری
quartermaster
فروشگاه وسایل سررشته داری
capitalization
اعمال سیستم سرمایه داری
quartermasters
فروشگاه وسایل سررشته داری
Treasury Department
اداره خزانه داری
[ در آمریکا]
to have custody of
نگهداری یا امانت داری کردن از
accounties
علم حساب یا دفتر داری
to run the show
در کاری اختیار داری کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com