English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (4 milliseconds)
English Persian
self imprtance خود رابزرگ شماری
Other Matches
underestimation سبک شماری سهل گیری ناچیز شماری
camera lucida دستگاهی که تصویری رابزرگ کرده و منعکس می سازد
to heighten a story داستانی رابزرگ کردن حکایتی رابسط دادن
tonnage تن شماری
goal average گل شماری
enumerative شماری
multiplication بس شماری
chronometry گاه شماری
enumeratoin یکایک شماری
foliation برگ شماری
polls رای شماری
isomer couting همپار شماری
linage سطر شماری
self contempt خوددون شماری
trivialization ناچیز شماری
word count واژه شماری
slighter ناچیز شماری
multiplication tables جدول بس شماری
polled رای شماری
multiplication table جدول بس شماری
slight ناچیز شماری
slighted ناچیز شماری
poll رای شماری
slights ناچیز شماری
slightest ناچیز شماری
slighting ناچیز شماری
self incrimination مقصر شماری خود
block counting test ازمون مهره شماری
self effacement ناچیز شماری خود
self depreciation کوچک شماری خود
disparagement خوار شماری کاهش
self consequence خود فزون شماری
To be counting the days . روز شماری کردن
lineages سطر شماری سویه
lineage سطر شماری سویه
to pace off با گام شماری جدا کردن
self glorification بزرگ شماری خود لاف
royalty tonnage ی که حق الامتیازبدان تعلق میگیردبتن شماری
minimization کوچک شماری کمینه سازی
sound off قدم شماری درهنگام رژه رفتن
Persian [Iranian ] calendar گاه شماری ایرانی [تقویم فارسی]
chronology تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com