English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
sneak خود راپنهان ساختن
sneaked خود راپنهان ساختن
sneaks خود راپنهان ساختن
Other Matches
To hide oneself . To go into hiding. خود راپنهان کردن
to raise a dust اب راگل الودکردن حقیقت راپنهان کردن
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
shed خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding خون جاری ساختن جاری ساختن
sheds خون جاری ساختن جاری ساختن
upgrades ساختن
fabricates ساختن
invented ساختن
inventing ساختن
create ساختن
upgrade ساختن
invent ساختن
fabricate ساختن
upgraded ساختن
pill حب ساختن
fabricated ساختن
upgrading ساختن
pills حب ساختن
creates ساختن
to get along ساختن
put up ساختن
invents ساختن
build ساختن
buildings ساختن
builds ساختن
generate ساختن
generated ساختن
generates ساختن
generating ساختن
creating ساختن
set up ساختن
to go in with ساختن با
miscreate بد ساختن
makes ساختن
make ساختن
dree ساختن با
bulid ساختن
confect ساختن
manufacture ساختن
manufactured ساختن
manufactures ساختن
fabrication ساختن
indite ساختن
pellet حب ساختن
fabricating ساختن
fashion مد ساختن
fashioned مد ساختن
construct ساختن
fashioning مد ساختن
constructed ساختن
fashions مد ساختن
constructing ساختن
constructs ساختن
put-up ساختن
produced ساختن
produce ساختن
compose ساختن
idolizing بت ساختن
produces ساختن
carbonize کک ساختن
idolised بت ساختن
idolises بت ساختن
idolising بت ساختن
idolize بت ساختن
idolized بت ساختن
idolizes بت ساختن
unifying تک ساختن
minting ساختن
forborne ساختن با
minted ساختن
remakes از نو ساختن
bridges پل ساختن
mints ساختن
remake از نو ساختن
to t. up ساختن
bridge پل ساختن
upbuild ساختن
unify تک ساختن
unifies تک ساختن
bridged پل ساختن
to make a shift ساختن
to make away ساختن
composes ساختن
mint ساختن
outraging بی حرمت ساختن
diversified گوناگون ساختن
diversifies گوناگون ساختن
maximizing بیشینه ساختن
familiarized اشنا ساختن
maximizes بیشینه ساختن
familiarizes اشنا ساختن
wettest مرطوب ساختن
familiarize اشنا ساختن
familiarizing اشنا ساختن
maximised بیشینه ساختن
maximises بیشینه ساختن
maximising بیشینه ساختن
nauseate متنفر ساختن
nauseates متنفر ساختن
nauseated متنفر ساختن
maximize بیشینه ساختن
maximized بیشینه ساختن
familiarising اشنا ساختن
diversify گوناگون ساختن
subverts واژگون ساختن
subverting واژگون ساختن
subverted واژگون ساختن
subvert واژگون ساختن
sepulchres قبر ساختن
sepulchre قبر ساختن
sepulchers قبر ساختن
notified اگاه ساختن
gaunt زننده ساختن
notifying اگاه ساختن
notify اگاه ساختن
improvise بالبداهه ساختن
improvises بالبداهه ساختن
familiarises اشنا ساختن
familiarised اشنا ساختن
outrages بی حرمت ساختن
diversifying گوناگون ساختن
outraged بی حرمت ساختن
outrage بی حرمت ساختن
reconciling راضی ساختن
reconciles راضی ساختن
reconcile راضی ساختن
ensconce استحکامات ساختن
improvising بالبداهه ساختن
notifies اگاه ساختن
wetted مرطوب ساختن
assimilating شبیه ساختن
accustom معتاد ساختن
accustoming معتاد ساختن
accustoms معتاد ساختن
minimised کمینه ساختن
minimises کمینه ساختن
minimising کمینه ساختن
minimize کمینه ساختن
minimized کمینه ساختن
minimizes کمینه ساختن
minimizing کمینه ساختن
disturb مضطرب ساختن
disturbs مضطرب ساختن
humidifies مرطوب ساختن
necessitate ناگزیر ساختن
necessitated ناگزیر ساختن
insuring مطمئن ساختن
insures مطمئن ساختن
internalization درونی ساختن
denigration سیاه ساختن
discover مکشوف ساختن
discovered مکشوف ساختن
discovering مکشوف ساختن
discovers مکشوف ساختن
produce ساختن محصول
produced ساختن محصول
produces ساختن محصول
disable ناتوان ساختن
disables ناتوان ساختن
disabling ناتوان ساختن
ensured مطمئن ساختن
ensures مطمئن ساختن
ensuring مطمئن ساختن
necessitates ناگزیر ساختن
necessitating ناگزیر ساختن
snarl خشمگین ساختن
relieve بر جسته ساختن
relieves بر جسته ساختن
relieving بر جسته ساختن
humidified مرطوب ساختن
humidify مرطوب ساختن
humidifying مرطوب ساختن
vitiate معیوب ساختن
vitiate ناپاک ساختن
vitiated معیوب ساختن
vitiated ناپاک ساختن
vitiates معیوب ساختن
vitiates ناپاک ساختن
vitiating معیوب ساختن
vitiating ناپاک ساختن
wet مرطوب ساختن
rescinds باطل ساختن
rescinding باطل ساختن
snarled خشمگین ساختن
snarling خشمگین ساختن
snarls خشمگین ساختن
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
denudes عاری ساختن
denuding عاری ساختن
substantiate مستند ساختن
substantiated مستند ساختن
substantiates مستند ساختن
substantiating مستند ساختن
ensure مطمئن ساختن
discourage بی جرات ساختن
discourages بی جرات ساختن
rescind باطل ساختن
wets مرطوب ساختن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com