English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 236 (6 milliseconds)
English Persian
cut a figure خود را جلوه دادن
Search result with all words
show off جلوه دادن
show-off جلوه دادن
show-offs جلوه دادن
highlighting جلوه دادن
worsen بدتر جلوه دادن
worsened بدتر جلوه دادن
worsening بدتر جلوه دادن
worsens بدتر جلوه دادن
journalese بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
dwarf کوتاه جلوه دادن
dwarfed کوتاه جلوه دادن
dwarfing کوتاه جلوه دادن
dwarfs کوتاه جلوه دادن
blazon جلوه دادن منتشرکردن
display highlighting جلوه دادن تصویر
image enhancement جلوه دادن تصویر
emblazonry جلوه دادن
set off جلوه دادن
to put forward جلوه دادن
to set off جلوه دادن
willful misrepresentation عمدا" بد جلوه دادن
legitimised منطقی و معقول جلوه دادن
legitimises منطقی و معقول جلوه دادن
legitimising منطقی و معقول جلوه دادن
legitimization منطقی و معقول جلوه دادن
legitimize منطقی و معقول جلوه دادن
legitimized منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizes منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizing منطقی و معقول جلوه دادن
give oneself away <idiom> گناهکار جلوه دادن
gloss over <idiom> پنهان کردن ،خوب جلوه دادن
talk through one's hat <idiom> بزرگ جلوه دادن
make over <idiom> بی تفاوت جلوه دادن
antique wash دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
Other Matches
flower design طرح افشان گل [این طرح جلوه ای از طرح لچک ترنج شاه عباسی است با تعداد زیادی گل که در کل متن ترنج خاصی را جلوه گر می سازد.]
smartest جلوه گر
flaunts جلوه
bravery جلوه
smarter جلوه گر
smarted جلوه گر
lustrous پر جلوه
showy پر جلوه
smart جلوه گر
showing جلوه
flaunting جلوه
smarts جلوه گر
manifestation جلوه
manifestations جلوه
showings جلوه
seeming جلوه
expressions جلوه
flaunt جلوه
flaunted جلوه
expression جلوه
smarting جلوه گر
glitzier پر جلوه
flourish جلوه
flourished جلوه
flourishes جلوه
shows جلوه
showed جلوه
resplendent پر جلوه
sight جلوه
meretriciousness جلوه
glitziest پر جلوه
glitzy پر جلوه
sights جلوه
gaily پر جلوه
gorgeous با جلوه
show جلوه
withers جلوه گاه
to show up جلوه گر شدن
panache خودنمایی جلوه
gloss جلوه فاهر
coloratura زیر و بم و جلوه
resplendence درخشندگی جلوه
resplendency درخشندگی جلوه
self display جلوه گری
glitz هر چیز پر جلوه
coloraturas زیر و بم و جلوه
displaying جلوه نمایاندن
lustre جلوه درخشش
emotional expression جلوه هیجانی
flashily جلوه کنان
exhibitive جلوه دهنده
luster جلوه درخشش
display جلوه نمایاندن
displayed جلوه نمایاندن
pomposity جلوه وشکوه
displays جلوه نمایاندن
parades نمایش با شکوه جلوه
luster درخشیدن جلوه داشتن
gaudiness خودنمائی جلوه فروشی
flashes بروز ناگهانی جلوه
loom جلوه گری ازدور
loomed جلوه گری ازدور
parade نمایش با شکوه جلوه
parading نمایش با شکوه جلوه
paraded نمایش با شکوه جلوه
looms جلوه گری ازدور
flash بروز ناگهانی جلوه
looming جلوه گری ازدور
lustre درخشیدن جلوه داشتن
flashed بروز ناگهانی جلوه
looming بزرگ جلوه کردن رفعت
blazonry نمایش و جلوه هنری پرشکوه
looms بزرگ جلوه کردن رفعت
loomed بزرگ جلوه کردن رفعت
finicking جلوه فروش مشکل پسند
loom بزرگ جلوه کردن رفعت
Floret [rosette] [طرح گل رزی با حالتی منظم و هندسی که جلوه ای از یک شکوفه را مجسم می سازد.]
playback rate scale factor و توسط برنامه دیگری هدایت میشود تا جلوه ویژهای ایجاد کند. 2-
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
Ertman gul [نوعی طرح گل در قالی های ترکمن که بصورت لوزی بافته شده و در دو انتها جلوه ای از شاخ قوچ را نشان می دهد.]
gold lace [braids] گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
spherization جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
Dudley carpet فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
dragon sumak طرح سومک اژدهایی [این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
consents اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
garden design طرح باغی [با تقسیمات مستطیلی بصورت باغچه ها و چهارباغ و حوض و آبروها. این طرح از قرن بازدم میلادی مشاهده شد و جلوه ای از حیاط خانه ها و کاخ ها را نشان می دهد.]
lamp قندیل [این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
Lenkoran medallion ترنج لن کران [این نوع ترنج در فرش های قفقازی و ترکمنی بکار می رود و نام آن از شهری به همین اسم در آذربایجان روسیه گرفته شده و جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
kepse motife [ریشه کلمه ترکی است و به معنی بسته یا دسته می باشد. این نگاره بصورت بوته ای افقی با شاخه های عمودی بافته می شود و جلوه ای از برگ های دن دادنه دار را نشانمیدهد.]
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Mejidian style طرح مجید [این طرح جلوه ای از طرح محرابی و ترکیب با گل فرنگ است که بدلیل علاقه عبدالمجید، سلطان ترکیه به این طرح آنرا به او نسبت داده اند.]
hands of Fatima طرح دستان فاطمه [نوعی فرش محرابی که در آن دو نگاره کف دست استفاده می شود و جلوه ای از حالت سجود یک مسلمان و اشاره به اصول دین را نشان می دهد. این طرح بیشتر مربوط به قفقاز و شرق ترکیه بوده است.]
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
warp patterning طراحی با تار [گاه با استفاده از تارهای رنگی و یا تارهای با ظرافت متفاوت از تار جهت بوجود آمدن جلوه های متفاوت در فرش استفاده می شود.]
scale فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
landscape carpet فرش دور نما [فرش چشم انداز] [عده ای آن را طرح گورستان می نامند با عقیده به اینکه این طرح در مراسم تدفین بکار می رفته است. نمای کلی فرش جلوه ای از خانه ها و درختان و حالت عادی زندگی را نشان داده.]
ferry گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferried گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferrying گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
to put any one up to something کسیرا از چیزی اگاهی دادن کسیرادر کاری دستور دادن
to sue for damages عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
example is better than precept نمونه اخلاق از خود نشان دادن بهترازدستوراخلاقی دادن است
defines 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defining 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
televised درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
televising درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
televise درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
shift انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
shifted انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
shifts انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
televises درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
expands توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
conducted هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
formation سازمان دادن نیرو تشکیل دادن صورت بندی
expanding توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
conduct هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
expand توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
Cypress design طرح درخت سرو [سرو بعنوان اسطوره سرسبزی و سرافرازی و قامت بلند در اکثر طرح های ایران خصوصا فرش، جای خاص خود را داشته و عده ای طرح بته جقه را جلوه ای از درخت سرو دانسته اند.]
adjudged با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
development گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
developments گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
adjudges با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
to picture شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
adjudging با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
shifting حرکت دادن تغییر سمت دادن لوله
outdo بهتر از دیگری انجام دادن شکست دادن
outdoes بهتر از دیگری انجام دادن شکست دادن
outdoing بهتر از دیگری انجام دادن شکست دادن
khatayi طرح یا گل های ختائی [این نگاره در کنار گل های شاه عباسی در اکثر فرش های لچک ترنج و افشان بکار رفته و جلوه ای از گل های نیلوفر آبی را نشان می دهد. ریشه این طرح را به نقاشی های ساسانیان نسبت می دهند.]
advances ترقی دادن ترفیع رتبه دادن
square away سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
organization of the ground سازمان دادن یا ارایش دادن زمین
greaten درشت نشان دادن اهمیت دادن
allowances جیره دادن فوق العاده دادن
allowance جیره دادن فوق العاده دادن
organization سازمان دادن ارایش دادن موضع
promulge انتشار دادن بعموم اگهی دادن
organizations سازمان دادن ارایش دادن موضع
organisations سازمان دادن ارایش دادن موضع
indemnify غرامت دادن به تامین مالی دادن به
Herati border طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
dynamically اختصاص دادن حافظه به یک برنامه در صورت نیاز به جای اختصاص دادن بلاکهایی پیش از اجرا
dynamic اختصاص دادن حافظه به یک برنامه در صورت نیاز به جای اختصاص دادن بلاکهایی پیش از اجرا
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
triple option بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
empowered اختیار دادن وکالت دادن
expand توسعه دادن بسط دادن
to set forth شرح دادن بیرون دادن
mitigate تخفیف دادن تسکین دادن
circulates انتشار دادن رواج دادن
organize سازمان دادن ارایش دادن
purging غرامت دادن جریمه دادن
individualized تمیز دادن تشخیص دادن
informs اطلاع دادن گزارش دادن
individualizing تمیز دادن تشخیص دادن
expanding توسعه دادن بسط دادن
empower اختیار دادن وکالت دادن
develop بسط دادن پرورش دادن
organising سازمان دادن ارایش دادن
individualize تمیز دادن تشخیص دادن
empowers اختیار دادن وکالت دادن
organises سازمان دادن ارایش دادن
to switch on اتصال دادن جریان دادن
empowering اختیار دادن وکالت دادن
insult فحش دادن دشنام دادن
insulted فحش دادن دشنام دادن
individualizes تمیز دادن تشخیص دادن
lends عاریه دادن اجاره دادن
relate گزارش دادن شرح دادن
pronounce حکم دادن فتوی دادن
pronounces حکم دادن فتوی دادن
irritated خراش دادن سوزش دادن
incise چاک دادن شکاف دادن
incised چاک دادن شکاف دادن
incises چاک دادن شکاف دادن
irritate خراش دادن سوزش دادن
give security for تامین دادن ضامن دادن
prefers ترجیح دادن برتری دادن
garnishing زینت دادن لعاب دادن
lend عاریه دادن اجاره دادن
pottion بهره دادن از جهاز دادن به
preferring ترجیح دادن برتری دادن
prefer ترجیح دادن برتری دادن
judging حکم دادن تشخیص دادن
judges حکم دادن تشخیص دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com