English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
English Persian
feed خوراندن تغذیه کردن
feeds خوراندن تغذیه کردن
Other Matches
drugged دارو خوراندن تخدیر کردن
drugs دارو خوراندن تخدیر کردن
drug دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging دارو خوراندن تخدیر کردن
dystrohpy تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
feeds خوراندن
feed خوراندن
overfeed پر خوراندن
misfeed بد خوراندن
to cause to eat خوراندن
force-feeding به زور خوراندن
force-feeds به زور خوراندن
force-feed به زور خوراندن
force-fed به زور خوراندن
curve fitting منحنی خوراندن
nourish تغذیه کردن
pasture تغذیه کردن
feed تغذیه کردن
support [nourish, feed] تغذیه کردن
aliment تغذیه کردن
pastures تغذیه کردن
feeds تغذیه کردن
pasturage تغذیه کردن
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
graze تغذیه کردن از چریدن
grazed تغذیه کردن از چریدن
grazes تغذیه کردن از چریدن
supplying تحویل دادن تغذیه کردن
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
supply تحویل دادن تغذیه کردن
turn on وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
nurtures تغذیه
recharge تغذیه
feeder خط تغذیه
nurturing تغذیه
nutriment تغذیه
alimentation تغذیه
diet تغذیه
recharged تغذیه
nourish تغذیه
nourished تغذیه
nourishes تغذیه
recharges تغذیه
nutriments تغذیه
nurture تغذیه
nurtured تغذیه
line feed تغذیه خط
nutrition تغذیه
feeding تغذیه
feedings تغذیه
sustenance تغذیه
feeders خط تغذیه
nourishment تغذیه
recharging تغذیه
feeders سیم تغذیه
malnourished بد تغذیه شده
anode supply تغذیه صفحه
downfeed تغذیه رو به پایین
main feed تغذیه اصلی
innutrition عدم تغذیه
recharge well چاه تغذیه
injection well چاه تغذیه
dystrophy سوء تغذیه
main supply line خط تغذیه اصلی
breast feeding تغذیه پستانی
reverse bias تغذیه معکوس
dystrophic nutrition تغذیه دش بار
feed pipe لوله تغذیه
breast-feeding تغذیه پستانی
cross feed تغذیه عرضی
feeder سیم تغذیه
fed تغذیه شده
malnourished دچارسوء تغذیه
paper feer تغذیه کاغذ
cutler feed تغذیه کاتلر
feed pump پمپ تغذیه
feed تغذیه گردن
feeds تغذیه گردن
alimentiveness قوه تغذیه
magazine feed تغذیه مخزن
serial feeding تغذیه نوبتی
feeding problem مشکل تغذیه
supply cable کابل تغذیه
feeding center مرکز تغذیه
power transformer مبدل تغذیه
undernourished گرفتارسوء تغذیه
noise منبع تغذیه
pouring gate تغذیه قالب
natural recharge تغذیه طبیعی
power supplay منبع تغذیه
feedway تغذیه کننده
ad lib feeding تغذیه ازاد
malnutrition سوء تغذیه
undernourished سوء تغذیه
nutritionist ویژه گر تغذیه
food program رژیم تغذیه
nutritionists ویژه گر تغذیه
power supply منبع تغذیه
bacteriophagy تغذیه ازباکتری
noises منبع تغذیه
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
plate supply تغذیه صفحه
recharge basin حوضچه تغذیه
undernourishment گرفتارسوء تغذیه
bottle feeding تغذیه با بطری
undernourishment سوء تغذیه
anti parallel feeding تغذیه مخالف
bottle-feeding تغذیه با بطری
feed mechanism مکانیزم تغذیه
anthophagous تغذیه شده با گل
mulnutrition سوء تغذیه
unhealthy diet تغذیه ناسالم
form feed تغذیه کاغذ
ff تغذیه کاغذ
power pack جعبه تغذیه
feeder canal کانال تغذیه
feeder panel تابلوی تغذیه
artificial recharge تغذیه مصنوعی
vermivorous تغذیه کننده از کرم
predatory تغذیه کننده از شکار
power feed cable کابل تغذیه برق
hematophagous تغذیه کننده از خون
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
long distance supply تغذیه مسافت دور
tractor feed تغذیه کاغذ پیوسته
myrmecophagous تغذیه کننده ازمورچه
power supply cable کابل منبع تغذیه
positive feeder سیم تغذیه مثبت
predator تغذیه کننده از شکار
negative feeder سیم تغذیه منفی
axial feed method روش تغذیه محوری
dozzle مخزن کمکی تغذیه
internal power supply منبع تغذیه داخلی
ichthyophagous تغذیه کننده ازماهی
predatorial تغذیه کننده از شکار
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
autotroph قابل تغذیه خودبخود
predators تغذیه کننده از شکار
power supply switch کلید منبع تغذیه
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
feeding group گروه تغذیه کننده
gates راه تغذیه لشعلث
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
gallivorous تغذیه کننده از مازو
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
to eat an unhealthy diet خوردن تغذیه ناسالم
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
anthophagous تغذیه کننده از شهد گل
gate راه تغذیه لشعلث
input of current تغذیه و هدایت جریان
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
endophagous تغذیه کننده ازروی
ration method روش تغذیه پرسنل
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
well field حوزه تغذیه کننده چاه
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
tractor feed printer چاپگر تغذیه شده تراکتوری
sitology علم تغذیه ورژیم غذایی
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
low voltage supply system سیستم تغذیه فشار ضعیف
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
sheet feeder تغذیه کننده ورق کاغذ
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
cut sheet feeder تغذیه کننده کاغذ مجزا
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
downfeed milling machine دستگاه فرز با تغذیه از زیر
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
updraft کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
switched یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
saprophagous تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
malnutrition تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
stenophagous تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
bedbug ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
bedbugs ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
oligophagous تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switches یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
flight sister افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com