English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
to eat an unhealthy diet خوردن تغذیه ناسالم
Other Matches
unhealthy diet تغذیه ناسالم
unhealthy ناسالم
insanitary ناسالم
unsound ناسالم
morbid ناسالم
junk foods غذای ناسالم
junk food غذای ناسالم
dystrohpy تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
to play a good knife and fork ازروی اشتهاخوراک خوردن خوب چیز خوردن
swag تاب خوردن تلوتلو خوردن بنوسان دراوردن
trips لغزش خوردن سکندری خوردن
tumbled غلت خوردن معلق خوردن
tripped لغزش خوردن سکندری خوردن
trip لغزش خوردن سکندری خوردن
tumble غلت خوردن معلق خوردن
tumbles غلت خوردن معلق خوردن
grog دستهای از مردم که برای خوردن عرق گرد هم نشینند عرق خوردن
to drink wine می خوردن شراب خوردن
feeder خط تغذیه
nourishes تغذیه
nourished تغذیه
recharged تغذیه
nutriment تغذیه
recharge تغذیه
nourish تغذیه
nutrition تغذیه
recharges تغذیه
nurtured تغذیه
nurtures تغذیه
nurturing تغذیه
nurture تغذیه
sustenance تغذیه
feeders خط تغذیه
recharging تغذیه
feedings تغذیه
nourishment تغذیه
line feed تغذیه خط
feeding تغذیه
alimentation تغذیه
diet تغذیه
nutriments تغذیه
power supplay منبع تغذیه
malnutrition سوء تغذیه
feeder سیم تغذیه
main supply line خط تغذیه اصلی
mulnutrition سوء تغذیه
pasturage تغذیه کردن
serial feeding تغذیه نوبتی
paper feer تغذیه کاغذ
natural recharge تغذیه طبیعی
feeders سیم تغذیه
pouring gate تغذیه قالب
main feed تغذیه اصلی
feeds تغذیه کردن
noise منبع تغذیه
feed تغذیه گردن
recharge basin حوضچه تغذیه
feed تغذیه کردن
magazine feed تغذیه مخزن
power transformer مبدل تغذیه
noises منبع تغذیه
ff تغذیه کاغذ
power supply منبع تغذیه
power pack جعبه تغذیه
feeds تغذیه گردن
support [nourish, feed] تغذیه کردن
dystrophic nutrition تغذیه دش بار
dystrophy سوء تغذیه
reverse bias تغذیه معکوس
malnourished بد تغذیه شده
malnourished دچارسوء تغذیه
food program رژیم تغذیه
undernourishment گرفتارسوء تغذیه
feed mechanism مکانیزم تغذیه
feed pipe لوله تغذیه
bottle feeding تغذیه با بطری
feed pump پمپ تغذیه
supply cable کابل تغذیه
downfeed تغذیه رو به پایین
cutler feed تغذیه کاتلر
cross feed تغذیه عرضی
nourish تغذیه کردن
aliment تغذیه کردن
bacteriophagy تغذیه ازباکتری
artificial recharge تغذیه مصنوعی
anti parallel feeding تغذیه مخالف
anthophagous تغذیه شده با گل
plate supply تغذیه صفحه
anode supply تغذیه صفحه
alimentiveness قوه تغذیه
ad lib feeding تغذیه ازاد
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
bottle-feeding تغذیه با بطری
feeder canal کانال تغذیه
feeder panel تابلوی تغذیه
pasture تغذیه کردن
recharge well چاه تغذیه
innutrition عدم تغذیه
injection well چاه تغذیه
breast feeding تغذیه پستانی
breast-feeding تغذیه پستانی
undernourished سوء تغذیه
undernourished گرفتارسوء تغذیه
form feed تغذیه کاغذ
feeding center مرکز تغذیه
fed تغذیه شده
feeding problem مشکل تغذیه
feedway تغذیه کننده
nutritionist ویژه گر تغذیه
pastures تغذیه کردن
undernourishment سوء تغذیه
nutritionists ویژه گر تغذیه
myrmecophagous تغذیه کننده ازمورچه
predator تغذیه کننده از شکار
input of current تغذیه و هدایت جریان
internal power supply منبع تغذیه داخلی
negative feeder سیم تغذیه منفی
axial feed method روش تغذیه محوری
autotroph قابل تغذیه خودبخود
anthophagous تغذیه کننده از شهد گل
predators تغذیه کننده از شکار
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
predatory تغذیه کننده از شکار
long distance supply تغذیه مسافت دور
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
gates راه تغذیه لشعلث
endophagous تغذیه کننده ازروی
gate راه تغذیه لشعلث
gallivorous تغذیه کننده از مازو
dozzle مخزن کمکی تغذیه
vermivorous تغذیه کننده از کرم
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
tractor feed تغذیه کاغذ پیوسته
hematophagous تغذیه کننده از خون
ichthyophagous تغذیه کننده ازماهی
feeding group گروه تغذیه کننده
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
power feed cable کابل تغذیه برق
power supply switch کلید منبع تغذیه
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
feed خوراندن تغذیه کردن
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
predatorial تغذیه کننده از شکار
ration method روش تغذیه پرسنل
feeds خوراندن تغذیه کردن
positive feeder سیم تغذیه مثبت
grazed تغذیه کردن از چریدن
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
grazes تغذیه کردن از چریدن
graze تغذیه کردن از چریدن
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
power supply cable کابل منبع تغذیه
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
cut sheet feeder تغذیه کننده کاغذ مجزا
tractor feed printer چاپگر تغذیه شده تراکتوری
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
sheet feeder تغذیه کننده ورق کاغذ
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
sitology علم تغذیه ورژیم غذایی
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
supplying تحویل دادن تغذیه کردن
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
low voltage supply system سیستم تغذیه فشار ضعیف
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
well field حوزه تغذیه کننده چاه
downfeed milling machine دستگاه فرز با تغذیه از زیر
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
supply تحویل دادن تغذیه کردن
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
turn on وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
oligophagous تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
flight sister افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
malnutrition تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
bedbugs ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
switches یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switched یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
saprophagous تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
stenophagous تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
bedbug ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
updraft کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com