English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
English Persian
weal and woe خوشبختی و بدبختی
Other Matches
fortunateness خوشبختی
luck خوشبختی
flourishingly یا خوشبختی
good fortune خوشبختی
prosperouly با خوشبختی
serendipity خوشبختی
heyday اوج خوشبختی
the road to happiness راه خوشبختی
wellbeing سلامتی و خوشی خوشبختی
money can't buy everything <idiom> پول خوشبختی نمی آورد
His happiness consists in helping others. خوشبختی او در این است که به دیگران کمک کند.
Money doesn't bring [buy] happiness. <proverb> پول خوشبختی نمی آورد. [ضرب المثل]
money spinner کارتنه کوچک که انرا نشانه خوشبختی و وسیله پیدا شدن پول میدانند
misery بدبختی
misfortune بدبختی
misfortunes بدبختی
bad luck بدبختی
hard luck بدبختی
hard lines بدبختی
lucklessness بدبختی
reverse بدبختی
ill being بدبختی
miseries بدبختی
mishap بدبختی
disaster بدبختی
reversing بدبختی
reverses بدبختی
reversed بدبختی
mischances بدبختی
mischance بدبختی
miserably با بدبختی
adversity بدبختی
mishaps بدبختی
disasters بدبختی
haplessness بدبختی
calamity بدبختی
calamities بدبختی
unhappiness بدبختی
wretchedness بدبختی
bad fortune بدبختی
an iliad of woes قصه بدبختی
calamitous بدبختی اور
ill fated موجب بدبختی
ambs ace بدنقشی بدبختی
infelicific بدبختی اور
infortune بد اختری بدبختی
wrack خرابی بدبختی
steeped in misery غرق بدبختی
haplessly از روی بدبختی
to vegetate پر از بدبختی زندگی کردن
ill fated شوم بدبختی اور
misadventure حادثه ناگوار بدبختی
misadventures حادثه ناگوار بدبختی
it is indicative of bad luck نشانه بدبختی است
disasters بلا ستارهء بدبختی
disaster بلا ستارهء بدبختی
wretchedly از روی بدبختی یا بیچارگی بطور بد یا زیان اور
She was crying over her misfortunes. ازدست بدبختی هایش ناله وفریاد داشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com