Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
English
Persian
staller cluster
خوشه ستارهای
Search result with all words
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
open star cluster
خوشه باز ستارهای
Other Matches
siderial
ستارهای
starry
ستارهای
asteroidal
ستارهای
radials
ستارهای
sidereal
ستارهای
radial
ستارهای
astral
ستارهای
pentacular
ستارهای
sphery
ستارهای شکل
star connection
اتصال ستارهای
stellar embryos
جنینهای ستارهای
radial motor
موتور ستارهای
radial form
شکل ستارهای
pulsation
ضربان ستارهای
star cloud
ابری ستارهای
star cloud
سحابی ستارهای
pulsation
تپش ستارهای
planetary
ستارهای نجومی
star circuit
مدار ستارهای
star network
شبکه ستارهای
aster
گل ستارهای مینا
star nebula
سحابی ستارهای
star nebula
ابری ستارهای
interstellar
بین ستارهای
interstaller space
فضای بین- ستارهای
interstaller hydrogn
ئیدروژن بین- ستارهای
interstellar
خلاء بین- ستارهای
interstellar gas
گاز بین- ستارهای
five star
افسر پنج ستارهای
double bank radial engine
موتور ستارهای دوبل
interstellar dust
غبار بین- ستارهای
interstellar matter
ماده بین- ستارهای
voltage to neutral
ولتاژ اتصال ستارهای
star thistle
قنطوریون ستارهای گل توری
star grass
هر نوع گیاه گل ستارهای
asteroid
ستاره مانند ستارهای
quasistellar objects
اجرام شبه ستارهای
stellar inertial navigation
ناوبری لختی ستارهای
multistar network
شبکه چند ستارهای
asteroids
ستاره مانند ستارهای
heliacal
ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
nova
ستارهای که نور ان چندروزی زیاد شده و دوباره کم شود
helical
ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
grouped
<adj.>
خوشه ای
clumped
خوشه
clumping
خوشه
clumps
خوشه
virgo
خوشه
raceme
خوشه
rar
خوشه
virginis
خوشه
clump
خوشه
cluster
خوشه
clusters
خوشه
beard
خوشه
beards
خوشه
cluster bombs
خوشه
cluster bomb
خوشه
bunch
خوشه
gregarious
خوشه خوشه
bunching
خوشه
bunches
خوشه
bunched
خوشه
mine mooring
خوشه مین
ear
خوشه زائده
open cluster
خوشه باز
clumpy
خوشه دار
oval faced chaser punch
قلم خوشه
ears
خوشه زائده
tuffet
کلاله خوشه
racemiform
خوشه مانند
racemose
بشکل خوشه
super cluster
ابر خوشه
mealie
خوشه ذرت
earing
خوشه بندی
gleaner
خوشه چین
glomerule
خوشه دسته
galactic cluster
خوشه کهکشانی
globular cluster
خوشه کروی
icker
خوشه ذرت
gleaning
خوشه چینی
eared
خوشه دار
vintager
خوشه چین
cluster bomb
خوشه مین خوشهای
spicular
مانند خوشه کوچک
cluster bombs
خوشه مین خوشهای
gleanings
خوشه چینی کردن
glean
خوشه چینی کردن
cluster
خوشه مین خوشهای
gleaned
خوشه چینی کردن
gleans
خوشه چینی کردن
clusters
خوشه مین خوشهای
botryoidal
شبیه خوشه انگور
spadix
خوشه گریبانه دار
ear
خوشه دار یاگوشدار کردن
grain ear
خوشه دانه
[گیاه شناسی]
grain head
خوشه دانه
[گیاه شناسی]
tucket
خوشه نرسیده ذرت هندی
ears
خوشه دار یاگوشدار کردن
spica
الفا- خوشه سماک اعزل
eared
خوشه کرده سنبله دار
alpha virginis
سماک اعزال الفا- خوشه
botryoidal
دارای شکل خوشه انگور
married failure
عمل نکردن خوشه اتصال مین
sori
خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
ears
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
glomerule
خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
foxtail
یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
ear
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
grape shot
گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
clusters
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
cluster bomb
جمع کردن خوشه کردن
bunches
دسته کردن خوشه کردن
cluster
جمع کردن خوشه کردن
cluster bombs
جمع کردن خوشه کردن
bunched
دسته کردن خوشه کردن
bunching
دسته کردن خوشه کردن
bunch
دسته کردن خوشه کردن
clusters
جمع کردن خوشه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com