Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
i wish you happiness
خوشی یا سعادت شما را می خواهم
Other Matches
paradise
سعادت خوشی
a land of milk and honey
<idiom>
جای سعادت و خوشی
eudaemonism
اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
eudaimonism
اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
fools paradise
خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
weals
سعادت
weal
سعادت
blessedness
سعادت
bliss
سعادت
felicity
سعادت
felicities
سعادت
rara avis
مرغ سعادت
beatitude
سعادت جاودانی
beatification
سعادت جاودانی
welfare
سعادت خیریه
beatific
سعادت امیز
beatify
سعادت جاودانی بخشیدن امرزیدن
beatifies
سعادت جاودانی بخشیدن امرزیدن
beatified
سعادت جاودانی بخشیدن امرزیدن
beatifying
سعادت جاودانی بخشیدن امرزیدن
epicurus
بود خوش گذرانی منتهای سعادت
benison
نعمت خدا داده سعادت جاودانی
euthenics
علم سعادت و رفاه زندگی بشر
eudemonology
مبحث اخلاقیات برای پیداکردن سعادت بشر
i will go
خواهم رفت
excuse me
پوزش می خواهم
i shall go
خواهم رفت
i shall be
خواهم بود
to beg your pardon
پوزش می خواهم
to beg your pardon
معذرت می خواهم
I am thinking of your own good.
من خو بی شما رامی خواهم
i will see sbout it
من به ان رسیدگی خواهم کرد
he said he shoued go
اوگفت خواهم رفت
will
فعل کمکی "خواهم "
willed
فعل کمکی "خواهم "
wills
فعل کمکی "خواهم "
he said
گفت که خواهم امد
he said i will come
اوگفت خواهم امد
I want to take a couple of days off .
یک ردوروز مرخصی می خواهم
I'd like to reserve ...
می خواهم یک ... رزرو کنم؟
Please excuse me .
عذرمی خواهم ( ببخشید )
he said
گفت خواهم امد
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ببینم.
i beg your pardon
پوزش میخواهم معذرت می خواهم
i will return his kindness
مهربانی او را تلافی خواهم کرد
I'll look into the matter.
من موضوع را دنبال خواهم کرد.
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
No harm meant!
نمی خواهم توهین کنم!
I'd like a train timetable.
من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
I want my steak well done.
می خواهم استیکم خوب پخته با شد
I wI'll sign for him .
من بجای اوامضاء خواهم کرد
He owes me some money.
از او پول می خواهم (طلب دارم )
I ll pay him back in his own coin .
حقش را کف دستش خواهم گذارد
I would like to have something to drink .
می خواهم گلویی تازه کنم
I dont know and I dont want to know .
نه می دانم ونه می خواهم بدانم
I'll be at home today .
امروز منزل خواهم بود
I'd like to cancel my flight.
می خواهم پروازم را کنسل کنم.
I'd like to confirm my flight.
می خواهم پروازم را تائید کنم.
I'd like to confirm my flight.
می خواهم پروازم را اوکی کنم.
I'd like to cancel my flight.
می خواهم پروازم را لغو کنم.
No offence!
نمی خواهم توهین کنم!
I'd like to leave my luggage, please.
من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
Don't let me keep you.
نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
I'll do that.
من این کار را انجام خواهم داد.
I would like to
[ undress]
take off my clothes.
من می خواهم
[لخت بشوم]
لباسهایم را در بیاورم.
I'd like to have a place of my own
[to call my own]
.
من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
I will be instigating
[initiating]
legal proceedings.
من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
i will speak to him about it
در این خصوص با او صحبت خواهم کرد
i will send him my book
کتاب خود را برای او خواهم فرستاد
I wI'll achieve my purpose (goals) quietly.
بی سروصدا منظورم راعملی خواهم کرد
with you
بی پرده با شما سخن خواهم گفت
I'll think it over.
در این خصوص فکر خواهم کرد.
I'd like to book a flight to london.
یک پرواز به لندن می خواهم رزرو کنم.
i wish you a happy new year
سال نوسعیدی را برای شما می خواهم
rollick
خوشی
randan
خوشی
jollity
خوشی
splurges
خوشی
splurged
خوشی
splurge
خوشی
splurging
خوشی
frolic
خوشی
delights
خوشی
delighting
خوشی
frolicking
خوشی
delight
خوشی
larks
خوشی
lark
خوشی
frolicked
خوشی
frolics
خوشی
jovially
با خوشی
delectation
خوشی
merry-making
خوشی
merry making
خوشی
fortunately
<adv.>
با خوشی
happily
<adv.>
با خوشی
joyfully
<adv.>
با خوشی
felicity
خوشی
enjoyment
خوشی
ploys
خوشی
ploy
خوشی
gusts
خوشی
gust
خوشی
mirth
خوشی
bliss
خوشی
cheerfulness
خوشی
pleasures
خوشی
pleasure
خوشی
felicities
خوشی
joviality
خوشی
spree
خوشی
gayety
خوشی
merriness
خوشی
brannigan
خوشی
meat and drink
خوشی
curvet
خوشی
happiness
خوشی
euphoria
خوشی
joyousness
خوشی
gladsomeness
خوشی
frolicsomeness
خوشی
jollification
خوشی
joyously
با خوشی
joyfulness
خوشی
joyance
خوشی
jocundness
خوشی
sprees
خوشی
gala
خوشی
cheers
خوشی
mirthfully
با خوشی
mirthless
بی خوشی
well-being
خوشی
joys
خوشی
hilarity
خوشی
cheered
خوشی
galas
خوشی
joy
خوشی
pleasance
خوشی
cheer
خوشی
glee
خوشی
I want to look at old coins.
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
I wI'll do it on my own responsibility .
به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
I want to get off at St. Paul's.
من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
I wI'll sign for (on behalf of)my brother.
از طرف (سوی )برادرم امضاء خواهم کرد
This is just what I want . This is the very thing I want .
این دقیقا" همان چیزی است که می خواهم
I don't want to say anything about that.
من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
I wI'll do that all by myself.
من خودم بتنهایی آنرا انجام خواهم داد
I would like tovisit ( see, meet ) you more often .
می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
Talking of Europe ,please allow me …
حالا که صحبت از اروپ؟ است اجازه می خواهم ...
disporting
خوشی کردن
gladsome
خوشی اور
benders
خوشی ونشاط
winsome
با مسرت و خوشی
disports
خوشی کردن
jobilate
خوشی کردن
rejoices
خوشی کردن
rejoiced
خوشی کردن
bender
خوشی ونشاط
rejoice
خوشی کردن
goluptious
خوشی اور
disport
خوشی کردن
jollify
خوشی دادن به
the p of hoppiness
منتهادرجه خوشی
the picture of joy
مظهر خوشی
material to happiness
لازمه خوشی
blessedness
مبارکی خوشی
disported
خوشی کردن
to make merry
خوشی کردن
to beentranced withjoy
از خوشی غش کردن
rollick
خوشی کردن
rejoicingly
خوشی کنان
goloptious
خوشی اور
felicific
خوشی اور
f.mirth
خوشی عید
exultingly
خوشی کنان
exultantly
خوشی کنان
blithely
بطور خوشی
married happiness
خوشی زناشویی
whoopee
زمان خوشی
the picture of joy
خوشی مجسم
tomorow morning . I wI'll leavew for london.
فردا صبح بسوی لندن حرکت خواهم کرد
I'll get you all fixed up.
همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
It makes me sick just thinking about it!
وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
You have to listen to me.
شما باید به من گوش بکنید
[ببینید چی می خواهم بگویم]
.
I want to depart tomorrow morning
[noon, afternoon]
at ... o'clock.
من می خواهم فردا صبح
[ظهر شب]
ساعت ... حرکت کنم.
gratifyingly
چنانکه خوشی دهد
jamborees
مجمع پیشاهنگان خوشی
jamboree
مجمع پیشاهنگان خوشی
hedonics
اصول خوشی ولذت
I am sore at her. Iam bitter about her.
ازاودل خوشی ندارم
It doesnt look nice . It is useemly.
صورت خوشی ندارد
humouring
خوشمزگی خوشی دادن
humoured
خوشمزگی خوشی دادن
humour
خوشمزگی خوشی دادن
humors
خوشمزگی خوشی دادن
humoring
خوشمزگی خوشی دادن
paint the town red
<idiom>
اوقات خوشی داشتن
humored
خوشمزگی خوشی دادن
i wish you happiness
خوشی شما راخواستارم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com