Total search result: 303 (8 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
well-order |
خوش ترتیب [ریاضی] |
well-ordering |
خوش ترتیب [ریاضی] |
good order |
خوش ترتیب [فلسفه] |
|
|
Search result with all words |
|
rough and tumble |
بی نظم و ترتیب |
management |
ترتیب |
managements |
ترتیب |
burst |
ترتیب مختصری از سیگنالهای ارسالی |
bursts |
ترتیب مختصری از سیگنالهای ارسالی |
alternating current |
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است |
direct objects |
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری |
indirect objects |
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری |
object |
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری |
objected |
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری |
objecting |
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری |
objects |
ترتیب عبور پیام ها از یک شی به دیگری |
accession |
به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن |
lobbied |
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن |
lobbies |
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن |
lobby |
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن |
respectively |
به ترتیب |
arrangement |
ترتیب |
arrangement |
ترتیب اصلاح |
arrangement |
ترتیب تنظیم |
arrangements |
ترتیب |
arrangements |
ترتیب اصلاح |
arrangements |
ترتیب تنظیم |
organisations |
ترتیب |
organization |
ترتیب |
organizations |
ترتیب |
message |
ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است |
messages |
ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است |
part |
قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI |
list |
نمایش برنامه خط به خط به ترتیب درست |
basic |
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب |
basics |
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب |
job |
صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند |
jobs |
صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند |
merge |
ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند |
merges |
ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند |
string |
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند |
layout |
ترتیب وسایل |
layouts |
ترتیب وسایل |
physical |
ترتیب فعلی کابلها در شبکه |
random |
بی ترتیب |
randomly |
بی ترتیب |
configuration |
ترتیب |
configuration |
ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی |
configurations |
ترتیب |
configurations |
ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی |
chronologically |
به ترتیب زمان یا تاریخ |
chronological |
ترتیب زمانی وقوع |
chronological |
به ترتیب تاریخ |
queue |
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است |
queue |
که به ترتیب بررسی می شوند |
queued |
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است |
queued |
که به ترتیب بررسی می شوند |
queueing |
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است |
queueing |
که به ترتیب بررسی می شوند |
queues |
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است |
queues |
که به ترتیب بررسی می شوند |
structure |
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص |
structures |
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص |
structuring |
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص |
circuitry |
مداربندی کردن ترتیب مدارها |
train |
نظم ترتیب |
trained |
نظم ترتیب |
trains |
نظم ترتیب |
flag |
ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده |
flag |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
flags |
ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده |
flags |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
serial |
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند |
serial |
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
serials |
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند |
serials |
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
read |
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده |
reads |
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده |
rearrangement |
ترتیب مجدد |
rearrangements |
ترتیب مجدد |
hire purchase |
کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود |
irregular |
بی ترتیب |
formation |
ترتیب قرارگرفتن |
formation |
ارایش یکان ترتیب نیرو |
sequential |
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند |
sequential |
داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند |
sequence |
رشته ترتیب |
sequence |
به ترتیب مرتب کردن دنباله |
sequence |
ترتیب دادن |
sequence |
ترتیب |
sequences |
رشته ترتیب |
sequences |
به ترتیب مرتب کردن دنباله |
sequences |
ترتیب دادن |
sequences |
ترتیب |
instrumentation |
ترتیب اهنگ |
index |
لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند |
indexed |
لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند |
indexes |
لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند |
order |
ترتیب |
order |
ترتیب انجام کار |
ring |
تویولوژی شبکه که در آن سیم پیچی به ترتیب ایستگاههای کاری را بهمم وصل میکند |
operator |
ترتیب اجرای عملیات ریاضی |
operators |
ترتیب اجرای عملیات ریاضی |
caption |
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد |
Other Matches |
|
random processing |
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده |
schedules |
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره |
scheduled |
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره |
schedule |
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره |
collocation |
ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران |
chain |
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند |
chains |
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند |
firing order |
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح |
batting order |
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت |
regvlarity |
ترتیب |
pial |
بی ترتیب |
to order <idiom> |
به ترتیب |
arr |
ترتیب |
to make an arrangement |
ترتیب |
set up |
ترتیب |
serialization |
ترتیب |
out of kelter |
بی ترتیب |
ordonnance |
ترتیب |
orderless |
بی ترتیب |
assortments |
ترتیب |
arrangment |
ترتیب |
arramgement |
ترتیب |
disorderly |
بی ترتیب |
collocation |
ترتیب |
ordering |
ترتیب |
anomaly |
بی ترتیب |
anomalies |
بی ترتیب |
catenation |
ترتیب |
orderliness |
ترتیب |
immethodical |
بی ترتیب |
system |
ترتیب |
systems |
ترتیب |
lay out |
ترتیب |
kelter or kilter |
ترتیب |
kelter |
ترتیب |
regularities |
ترتیب |
regularity |
ترتیب |
in series |
به ترتیب |
assortment |
ترتیب |
ataxic |
بی ترتیب |
expandede order |
ترتیب مبسوط |
descending sort |
ترتیب نزولی |
descending order |
ترتیب نزولی |
decreasing order |
ترتیب کاهنده |
data set |
ترتیب داده |
critical assembly |
ترتیب بحرانی |
control sequence |
ترتیب کنترل |
connecting arrangement |
ترتیب متصل |
connecting arrangement |
ترتیب پیوسته |
dress |
ترتیب دادن |
dresses |
ترتیب دادن |
compose sequence |
ترتیب ساختگی |
desultorily |
بطور بی ترتیب |
fifo |
به ترتیب ورود |
kelter |
بی ترتیب مختل |
tactics |
نظم و ترتیب |
line up |
به ترتیب ایستادن |
line-up |
به ترتیب ایستادن |
line-ups |
به ترتیب ایستادن |
indue order |
به ترتیب صحیح |
in chronological order |
به ترتیب تاریخ |
gradational |
به ترتیب درجه |
rating |
ترتیب تقدم |
ratings |
ترتیب تقدم |
first in first out |
به ترتیب ورود |
firing order |
ترتیب احتراق |
otherwise <adv.> |
به ترتیب دیگر |
collating sequence |
ترتیب تلفیقی |
discipline |
تادیب ترتیب |
curialism |
ترتیب دربارپاپ |
alphabetical order |
ترتیب رکوردها |
concerning this <adv.> |
به این ترتیب |
for this purpose <adv.> |
به این ترتیب |
hereto <adv.> |
به این ترتیب |
hereunto <adv.> |
به این ترتیب |
on this <adv.> |
به این ترتیب |
orchestrations |
ترتیب هم اهنگی |
schemes |
ترتیب رویه |
disordered |
بی ترتیب اشفته |
schemed |
ترتیب رویه |
scheme |
ترتیب رویه |
make-up |
ترتیب گریم |
permanency |
ترتیب همیشگی |
as to that <adv.> |
به این ترتیب |
disciplines |
تادیب ترتیب |
disciplining |
تادیب ترتیب |
castrametation |
فن ترتیب اردو |
calling sequence |
ترتیب فراخوانی |
birth order |
ترتیب ولادت |
ordain |
ترتیب دادن |
ordained |
ترتیب دادن |
ordaining |
ترتیب دادن |
ordains |
ترتیب دادن |
run |
ترتیب محوطه |
runs |
ترتیب محوطه |
on the other side <adv.> |
به ترتیب دیگر |
ascending order |
ترتیب صعودی |
arrengement |
ترتیب دادن |
permanencies |
ترتیب همیشگی |
lighting scheme |
ترتیب روشنایی |
orchestration |
ترتیب هم اهنگی |
sequence number |
شماره ترتیب |
sequence counter |
ترتیب شمار |
sequence control |
کنترل ترتیب |
sequence check |
مقابله ترتیب |
alternatively <adv.> |
به ترتیب دیگر |
relative location |
ترتیب نسبی |
apart from that <adv.> |
به ترتیب دیگر |
rearrngement |
ترتیب مجد د |
precedence |
ترتیب تقدم |
random fill |
خاکریز بی ترتیب |
at the same time [on the other hand] <adv.> |
به ترتیب دیگر |
word order |
ترتیب واژه ها |
untune |
بی ترتیب کردن |
to map out |
ترتیب دادن |
sort order |
نظم ترتیب |
sort key |
کلید ترتیب |
sequencing |
ترتیب دهی |
sequencing |
ترتیب گذاری |
sequencer |
ترتیب سنج |
In this order. In this way. |
باین ترتیب |
by the same token <adv.> |
به ترتیب دیگر |
order of battle |
ترتیب نیرو |
system |
نظم ترتیب |
march order |
ترتیب راهپیمایی |
partial order |
پاره ترتیب |
partial order |
ترتیب جزئی |
systems |
نظم ترتیب |
on the other hand <adv.> |
به ترتیب دیگر |
last but not least |
اخر از حیث ترتیب |
input output order |
ترتیب ورودی- خروجی |
lay out |
باغچه بندی ترتیب |
alphabetical order |
به ترتیب حروف الفبا |
alphabetically |
به ترتیب حروف تهجی |
alphabetically |
به ترتیب حروف الفبا |
bell and hopper arrangement |
ترتیب قیف و مخروط |
lexicographic order |
ترتیب لغت نویسی |
multilevel sort |
ترتیب چند سطحی |
Order theory |
ترتیب جزئی [ریاضی] |
adhibit |
ترتیب دادن پذیرفتن |
sequentially |
یکی پس از دیگری به ترتیب |
to get up |
بلندکردن ترتیب دادن |
march order |
ترتیب حرکت دستورراهپیمایی |
phase in |
به ترتیب داخل شدن |
to arrange matters |
ترتیب دادن امور |
lifo |
به ترتیب عکس ورود |
issue priority |
ترتیب تقدم توزیع |
last in first out |
به ترتیب عکس ورود |
ordered |
دارای نظم و ترتیب |
match maker |
ترتیب دهنده مسابقه |
coarse adjustment |
نظم و ترتیب دانهای |
order of fire |
ترتیب توالی اتش |
fifo |
خروج به ترتیب ورود |
record layout |
ترتیب کلی رکوردها |
rearrngement |
ترتیب دوم باره |
sequence of command |
ترتیب توالی فرامین |
dictionary sort |
ترتیب واژه نامهای |
prearrange |
قبلا ترتیب دادن |
daa |
ترتیب دستیابی داده ها |
data access arangement |
ترتیب دستیابی داده ها |
phase out |
به ترتیب خارج کردن |
basic circuit arrangement |
ترتیب مدار ساده |
Lattice [order] |
توری [ترتیب] [ریاضی] |
balustrade Order |
ترتیب نرده ستون ها |
To arrange (fix up) something. |
ترتیب کاری را دادن |
heterotaxy |
ترتیب خلاف قاعده |
sequence number |
شماره ترتیب توالی |
heterotaxis |
ترتیب خلاف قاعده |
pre arrenge |
از پیش ترتیب دادن |
bibliotic |
مربوط به ترتیب کتب |
order of fire |
ترتیب احتراق موتور |
force designator |
شماره ترتیب یکان |
flow cycle |
مدار ترتیب کار |
pre arrange |
از پیش ترتیب دادن |
ranks |
طلب شده ترتیب |
ranked |
طلب شده ترتیب |
chime |
ترتیب زنگهای موسیقی |
chimed |
ترتیب زنگهای موسیقی |
chimes |
ترتیب زنگهای موسیقی |
chiming |
ترتیب زنگهای موسیقی |
arrange |
ترتیب دادن اراستن |
rank |
طلب شده ترتیب |
arranged |
ترتیب دادن اراستن |
arranging |
ترتیب دادن اراستن |
pagination |
ترتیب صفحات در کتاب |
arranges |
ترتیب دادن اراستن |
marshals |
به ترتیب نشان دادن |
marshalled |
به ترتیب نشان دادن |
marshaling |
به ترتیب نشان دادن |
marshaled |
به ترتیب نشان دادن |
desultory |
بی ترتیب درهم و برهم |
marshal |
به ترتیب نشان دادن |
rhyme scheme |
ترتیب وقوع قوافی در بندشعری |
agreeing |
ترتیب دادن درست کردن |
agrees |
ترتیب دادن درست کردن |
mussculature |
بخش یا ترتیب ماهیچه هادربدن |
consequentiality |
پیروی به ترتیب منطقی خودگیری |
dispose |
ترتیب کارها رامعین کردن |
force activity designator |
شماره ترتیب فعالیت یکان |
rotation billiard |
بیلیارد امریکایی به ترتیب شماره |