English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
well favored خوش فاهر خوش ترکیب
Other Matches
harmonic motion اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomerous جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomer جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
composition ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions ترکیب یکان ترکیب رزمی
groomed فاهر
surfaced فاهر
faces فاهر
sensation فاهر
sensations فاهر
outside فاهر
ostensible فاهر
on the surface در فاهر
face فاهر
surface فاهر
semblable فاهر
outsides فاهر
rinds فاهر
superficies فاهر
rind فاهر
manifest فاهر
guise فاهر
guises فاهر
appearance فاهر
apparent فاهر
the outward state فاهر
mien فاهر
superficial فاهر
manifested فاهر
externally فاهر
externals فاهر
guize فاهر
surfaces فاهر
exteriority فاهر
appearances فاهر
manifests فاهر
manifesting فاهر
external فاهر
squalid بد فاهر
surfaced رویه فاهر
habits مشرب فاهر
the out ward eye چشم فاهر
hue تصویر فاهر
formalist فاهر پرست
surface رویه فاهر
the outward man انسان فاهر
surfaces رویه فاهر
similitude بیرون فاهر
gloss جلوه فاهر
simulations فاهر سازی
garb کسوت فاهر
simulation فاهر سازی
outwardly برحسب فاهر
appearance فاهر نمایش
appearances فاهر نمایش
nominally بصورت فاهر
affecter فاهر ساز
seems فاهر شدن
exposed فاهر شده
pro forma از لحاظ فاهر
hues تصویر فاهر
in outward show بصورت فاهر
personal appearance وضع فاهر
merged دشمن فاهر شد
outward show صورت فاهر
outward show نمایش فاهر
outsight فاهر بینی
outside appearance صورت فاهر
semblance صورت فاهر
to make ones a فاهر شدن
seem فاهر شدن
to out ward seeming برحسب فاهر
turn-ups فاهر شدن
hermaphrodite خنثی فاهر
trumpery خوش فاهر
face فاهر منظر
faces فاهر منظر
looks فاهر شدن
hermaphrodites خنثی فاهر
settings وضع فاهر
setting وضع فاهر
look فاهر شدن
turned out فاهر لباسیکهفردیبرتندارد
springs فاهر شدن
spring فاهر شدن
habit مشرب فاهر
turn up فاهر شدن
looked فاهر شدن
aspect صورت فاهر
aspects صورت فاهر
seemed فاهر شدن
phantom منظر فاهر فریبنده
for a sake برای حفظ فاهر
phantasm فاهر فریبنده سایه
out رفتن فاهر شدن
pro forma منباب فاهر فاهری
out- رفتن فاهر شدن
outed رفتن فاهر شدن
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
pro forma برای صورت فاهر
judge by appearances حکم به فاهر کردن
phantoms منظر فاهر فریبنده
resurface دوباره فاهر شدن
develops فاهر کردن عکس
the outer man وضع فاهر شخص
affectedly از روی فاهر سازی
resurfaced دوباره فاهر شدن
outward things جهان برونی یا فاهر
of the surface در صورت فاهر از بیرون
exposure فاهر شدن عکس
exposures فاهر شدن عکس
to keep up appearances حفظ فاهر کردن
seeming فاهر نما زیبایی
develop فاهر کردن عکس
resurfaces دوباره فاهر شدن
show up <idiom> فاهر شدن ،رسیدن
verisimilar دارای فاهر حقیقی
on the surface درصورت فاهر از بیرون
opportunity target هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
deponont در فاهر مجهول و در باطن معلوم
cycled :بصورت دورانی فاهر شدن
paradoxical در فاهر مهمل و درواقع درست
looked فاهر بنظرامدن مراقب بودن
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
acronical فاهر شونده در غروب افولی
cycle :بصورت دورانی فاهر شدن
looks فاهر بنظرامدن مراقب بودن
specious دارای فاهر زیبا وفریبنده
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
look فاهر بنظرامدن مراقب بودن
hued دارای فاهر ونمای مخصوص
project فاهر کردن نشان دادن
projected فاهر کردن نشان دادن
projects فاهر کردن نشان دادن
turn up <idiom> به طور ناگهانی فاهر شدن
notation که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
notations که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
aspect روش فاهر سازی چیزی
aspects روش فاهر سازی چیزی
to evolve a fact چگونگی امری را فاهر کردن
sterling فاهر وباطن یکی واقعی
scarious دارای فاهر خشک وپلاسیده
reasonable and probable cause علت معقول و به فاهر درست
stuffed shirt ادم خوش فاهر وتوخالی
cycles :بصورت دورانی فاهر شدن
stuffed shirts ادم خوش فاهر وتوخالی
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
acronichal فاهر شونده در غروب افولی
rounding ایجاد یک حرف با فاهر بهتر
i did it for show برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
successive آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
developers فاهر کننده عکس توسعه دهنده
pop up <idiom> غیر منتظره یا ناگهانی فاهر شدن
developer فاهر کننده عکس توسعه دهنده
page نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
pages نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
paged نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
outwardness کیفیت فاهر دلبستگی بچیزهای خارجی یامادی
deusexmachina شخص یا چیزی که بطور غیرمترقبه فاهر میشود
proteranthous دارای گلهاییکه قبل از برگ فاهر گردد
disposure درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
whited ادم بد باطن و خوش فاهر چیز گرانبها
print فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
textualism اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
expose در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
clothes horse کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
prints فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
printed فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
exteriorize بصورت فاهرفهمیدن یا فهاندن صورت فاهر یا وجودخارجی دادن
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
exposes در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposing در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
clothes horses کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
exposure در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposures در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
transient وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
generation زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
latensification تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
generations زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
clustering مجموعهای از عناصر که در یک خط ترتیبی فاهر می شوند و یک جدول دستیابی دارند
transients وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
debutant نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
VBScript مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
mysticism مسائلی که فهم انها از حدود توانایی حواس فاهر خارج باشد
damask سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
previewer خصوصیاتی که به کاربر امکان می دهند تا فاهر کاغذ را پیش از چاپ ببیند
times تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
timed تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
time تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
cursor علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد
blue key نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
cursors علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد
responses و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
response و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
wire frame model نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
architecture فاهر و اتصالات سخت افزار داخلی کامپیوتر و ارتباطات منط قی بین CPU
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com