English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
English Persian
bon ton خوش نژاد اشرافی
Other Matches
epistasis اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
plutocrats اشرافی
noblewoman اشرافی
silk stocking اشرافی
milady زن اشرافی
noblewomen اشرافی
plutocrat اشرافی
aristocratic اشرافی
aristocratical اشرافی
patrician اشرافی
patricians اشرافی
aristocracy حکومت اشرافی
patrician شریف اشرافی
patricians شریف اشرافی
aristocracies حکومت اشرافی
commoner شخص غیر اشرافی
peerages مقام اشرافی اعیانی
peer صاحب لقب اشرافی
peered صاحب لقب اشرافی
peering صاحب لقب اشرافی
peerage مقام اشرافی اعیانی
peer هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peered هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peering هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peeress زوجه سناتور بانوی اشرافی
peeresses زوجه سناتور بانوی اشرافی
milord مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
life peer لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
life peers لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
mohock تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
origin نژاد
origins نژاد
phylum نژاد
phylon نژاد
race نژاد
strains نژاد
sibling هم نژاد
siblings هم نژاد
congenerous هم نژاد
races نژاد
descent نژاد
descents نژاد
blood نژاد
stirps نژاد
issues نژاد
Lurs نژاد لر
strain نژاد
raced نژاد
issue نژاد
issued نژاد
full blood نژاد خالص
ethnocentrism نژاد پرستی
ethnocentric نژاد پرست
Adegenerate ( decadent ) race . نژاد فاسد
full blooded از نژاد اصیل
half breed از نژاد مختلف
mutts سگ پست نژاد
mutt سگ پست نژاد
underbred از نژاد غیراصیل
the black race نژاد سیاه
outcrossing پیوند دو نژاد
purebred پاک نژاد
master race نژاد برتر
biotype جانداران هم نژاد
Normans از نژاد نرمان
mongrels پست نژاد
eugenics اصلاح نژاد
ethnography نژاد پرستی
full-blooded پاک نژاد
mongrel پست نژاد
racism نژاد پرستی
Slav از نژاد اسلاو
Slavs از نژاد اسلاو
Norman از نژاد نرمان
highborn نیک نژاد
genocide نژاد ستیزی
genocide نژاد زدایی
racist نژاد پرست
anglian مربوط به نژاد
pedigrees ریشه نژاد
pedigree ریشه نژاد
ethnology نژاد شناسی
racists نژاد پرست
Celt نژاد سلت
Celts نژاد سلت
of alow parentage فرومایه پست نژاد
semitics نژاد شناسی سامی
schnauzer سگ " تری یر "المانی نژاد
quadroon از نژاد سفید وسیاه
Celtic وابسته به نژاد سلت
paleface نژاد سفید پوست
top dog نژاد یا شخص غالب
anti-Semitic مخالف نژاد سامی
creole دارای نژاد مخلوط
African American نژاد آفریقایی آمریکایی
skinhead رذل نژاد پرست
creoles دارای نژاد مخلوط
humankind بشریت نژاد انسان
white civilization تمدن نژاد سفید
skinheads رذل نژاد پرست
negrophobe بیمناک از نژاد سیاه
interbreed اصلاح نژاد کردن
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
improvement in stock breading اصلاح نژاد چارپایان
heaven born خدایی اسمانی نژاد
hamito semitic از نژاد حامی وسامی
hamitic مربوط به نژاد حام
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
africander افریقایی فرنگی نژاد
game fowl نژاد خروس جنگی
euthenics اصلاح نژاد محیطی
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
akkadian نژاد اکد یا اکاد
Eurasians از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
broodmare مادیان برای تولید نژاد
non human غیر متعلق به نژاد انسان
wiltshire نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
turanian مردمی از نژاد التایی اورال
Eurasian از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
hamp shire نژاد خوک سیاه امریکایی
a racist attack حمله ای با غرض نژاد پرستی
non-human غیر متعلق به نژاد انسان
purebred جانور یا گیاه خوش نژاد
jersey giant نژاد ماکیان خانگی بزرگ
orthogenesis اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
Semitic از نژاد سام بن نوح زبان سامی
anti-Semitic مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
selected breed [گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
segregationist طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
cross fertile اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
amerind نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
slovak نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
studhorse اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
mixed marriage پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
cacogenics رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
amphimictic مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
gamodeme نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
kaffir کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
melanochroi سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kafir کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
linebreeding پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
pan germanism نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
incrossbreed تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
lincoln ایالت لینکلن شایر انگلستان گوسفند نژاد لینکلن شایر ابراهام لینکلن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com