Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
galanga
خولنجان مصری ریشه جوز
Other Matches
galingale
خولنجان مصری
galangale
خولنجان
galingale
خولنجان
galanga
خولنجان
radicate
ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenetic
تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenic
تولید کننده ریشه ریشه اور
hamite
مصری
sacred ibis
لک لک مصری
egyptianize
مصری
egyptian
مصری
to strike root
ریشه گرفتن ریشه دواندن
to take root
ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
Egyptian cotton
پنبه مصری
sycamore
انجیر مصری
sycamores
انجیر مصری
hyssop
زوفای مصری
wild parsmip
شقاقل مصری
pyracantha
خار مصری
pontic bean
باقلای مصری
egyptian architecture
معماری مصری
sistrum
عود مصری
Egyptian architecture
معماری مصری
dyeweed
مینای مصری
iceneumon
موش مصری
balsam oil
روغن مصری
neophron
کرکس سفید مصری
sothic year
سال خورشیدی مصری
Egyptian gorge
ابزار گچ بری مصری
maco
پنبه درجه یک مصری
hermetic
وابسته به هرمس مصری کیمیایی
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
cognate
هم ریشه
rhizogenic
ریشه زا
scab
ریشه
rhizogenous
ریشه زا
radix
ریشه
roots
ریشه
rootlet
ریشه چه
scabs
ریشه
fimbria
ریشه
depth of face
ریشه
frange
ریشه
cama
ریشه
stubs
ریشه
expansion scab
ریشه
fringes
ریشه
fringe
ریشه
harl
ریشه
harle
ریشه
fimbriation
ریشه
paronymous
هم ریشه
homoousian
از یک ریشه
radicle
ریشه چه
rhizogenetic
ریشه زا
fibreless
بی ریشه
rootless
بی ریشه
radicals
ریشه
stubbed
ریشه
stump
ریشه
stumped
ریشه
stumping
ریشه
stumps
ریشه
tie
[knot]
ریشه
extraction
ریشه
thrum
ریشه
stub
ریشه
stubbing
ریشه
tassels
ریشه
tassel
ریشه
radical
ریشه
root
ریشه
thrum
ریشه فرش
hang nail
ریشه ناخن
extirpation
ریشه کنی
extirpator
ریشه کن کننده
galangale
ریشه جوز
fimbriated
ریشه دار
imaginary root
ریشه ی انگاری
ventral root
ریشه قدامی
i. and evdevolution
ریشه گیری
wing root
ریشه بال
horse radish
ریشه خردل
hangnail
ریشه ناخن
supplanter
ریشه کن کننده
grubbing up
ریشه کنی
geometric mean
ریشه nام
filose
ریشه دار
firtree root
ریشه صنوبری
fringent
ریشه مانند
rhizomorphous
ریشه مانند
fringing
ریشه یابی
fimbriate
ریشه دار
radical
ریشه
[ریاضی]
root
ریشه
[ریاضی]
bonder
ریشه دار
gelsemium
ریشه یاسمن
imaginary root
ریشه ی موهومی
irradicable
ریشه کن نشدنی
rush root
ریشه ایرسا
root section
مقطع ریشه
root out
ریشه کن کردن
root of the weld
ریشه جوش
root directory
دایرکتوری ریشه
rhizopodous
ریشه پای
rhizopod
ریشه پایان
rhizophagous
ریشه خوار
rhizome
شبیه ریشه
rhizoid
ریشه نما
root up
ریشه کن کردن
tap root
ریشه عمودی
rush root
ریشه اریسا
rooty
شبیه ریشه
squar root
ریشه دوم
rooty
ریشه دار
strike root
ریشه زدن
supplantation
از ریشه کنی
rootlet
ریشه فرعی
rooter
ریشه کننده
rootage
مجموع ریشه ها
rhizoid
ریشه مانند
tap root
ریشه اصلی
the root of a tree
ریشه درخت
to take root
ریشه زدن
paronym
واژه هم ریشه
outroot
از ریشه کندن
orris root
ریشه بنفشه
to take root
ریشه کردن
musk root
ریشه مشک
morphophonemics
ریشه شناسی
irrationable
ریشه گنگ
irradicate
از ریشه دراوردن
to strike root
ریشه زدن
to root up
ریشه کن کردن
the root of a word
ریشه واژه
thrum
ریشه دار
to pull up by the roots
ریشه کن کردن
to pull up by the roots
از ریشه دراوردن
to root up
از ریشه دراوردن
rhizanthous
گل اور از ریشه
rootage
ریشه بندی
radicle
اصل ریشه
radicle
ریشه کوچک
irradicate
ریشه کن کردن
etymology
ریشه شناسی
frill
ریشه دارکردن
eradicating
ریشه کن کردن
supplants
از ریشه کندن
supplanting
از ریشه کندن
supplanted
از ریشه کندن
supplant
از ریشه کندن
uproots
ریشه کن کردن
uprooting
ریشه کن کردن
uprooted
ریشه کن کردن
uproot
ریشه کن کردن
frills
ریشه دارکردن
tuft
ریشه پارچه
tufts
ریشه پارچه
etymologies
ریشه شناسی
stems
ریشه اصل
stemming
ریشه اصل
stemmed
ریشه اصل
stem
ریشه اصل
deep-rooted
ریشه کرده
pedigrees
ریشه نژاد
pedigree
ریشه نژاد
fixing
حاشیه ریشه
cognate
واژه هم ریشه
madder
ریشه روناس
roots
ریشه گرفتن
roots
ریشه کن کردن
fringed
ریشه دار
square roots
ریشه دوم
square root
ریشه دوم
beetroots
ریشه چغندر
beetroot
ریشه چغندر
inveterate
ریشه کرده
germs
ریشه منشاء
germ
ریشه منشاء
frilled
ریشه دار
tendril
ریشه پیچک
tendrils
ریشه پیچک
root
ریشه گرفتن
root
ریشه کن کردن
cube roots
ریشه سوم
cube roots
ریشه مکعب
cube root
ریشه سوم
cube root
ریشه مکعب
themes
ریشه زمینه
theme
ریشه زمینه
runners
ریشه هوایی
runner
ریشه هوایی
abort
ریشه نکردن
rooted
ریشه کرده
deep rooted
ریشه کرده
ciliate
ریشه دار
etymon
ریشه کلمه
ineradicable
ریشه کن نشدنی
bottom run
قشر ریشه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com