English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
bloodstain خون الود خون ریخته
bloodstained خون الود خون ریخته
Other Matches
mis run casting ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
ladle crane جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
feculent گل الود
foggiest مه الود
foggier مه الود
plashy گل الود
scummy کف الود
foamiest کف الود
foamier کف الود
spumy کف الود
foggy مه الود
dropsical پف الود
caliginous مه الود
brumous مه الود
spluttery تف الود
shod گل الود
fogbound مه الود
mire گل الود
bedraggled گل الود
turbid مه الود
turbid گل الود
muddying گل الود
sudsy کف الود
muddier گل الود
foamy کف الود
muddied گل الود
spunous کف الود
thick گل الود
lathery کف الود
thickest گل الود
thicker گل الود
muddies گل الود
muddy گل الود
muddiest گل الود
nemire گل الود کردن
ensanguined خون الود
puddle گل الود کردن
fog مه الود بودن
puddles گل الود کردن
muddily بطور گل الود
muddilly بطور گل الود
slumbery خواب الود
smeared with dirt خاک الود
mud گل الود کردن
slumberous خواب الود
slumbrous خواب الود
soporific خواب الود
doziest خواب الود
somnolent خواب الود
sleepy خواب الود
fogginess مه الود بودن
like mad خشم الود
loblolly چاله گل الود
slumb خواب الود
fiercest خشم الود
sleepier خواب الود
sponge cake کیک پف الود
sleepiest خواب الود
dozier خواب الود
fiercer خشم الود
fierce خشم الود
muddying خیس و گل الود
muddy خیس و گل الود
muddiest خیس و گل الود
muddies خیس و گل الود
muddier خیس و گل الود
drowsier خواب الود
sponge cakes کیک پف الود
muddied خیس و گل الود
wrathful قهر الود
somnifacient خواب الود
venomous زهر الود
bemire گل الود کردن
vapory بخار الود
tinged with cnvy رشک الود
based on private motives غرض الود
fogs مه الود بودن
passionate هوس الود
drowsy خواب الود
drowsiest خواب الود
dozy خواب الود
i feel sleepy خواب الود هستم
cloud forest جنگل بلند مه الود
interesde motive انگیزه غرض الود
haematidrosis عرق خون الود
pussy ریم الود گربه
dustily بطور خاک الود
drowzy head ادم خواب الود
drowze خواب الود بودن
pussies ریم الود گربه
foggily بطورمه الود یامبهم
poppied خواب الود یا ارام
heavier غلیظ خواب الود
bloody خون الود قرمز
bloodiest خون الود قرمز
blurred منظره مه الود لک کردن
bloodier خون الود قرمز
blurring منظره مه الود لک کردن
blurs منظره مه الود لک کردن
steamy دارای بخار مه الود
steamiest دارای بخار مه الود
steamier دارای بخار مه الود
blur منظره مه الود لک کردن
heavies غلیظ خواب الود
heaviest غلیظ خواب الود
drowsing خواب الود کردن
drowses خواب الود کردن
sleepily بطور خواب الود
drowse خواب الود کردن
sleepyhead ادم خواب الود
sleepyheads ادم خواب الود
balderdash یاوه نوشابه کف الود
interested مجذوب غرض الود
poison pen نوشته غرض الود
partial غرض الود جزیی
heavy غلیظ خواب الود
drowsed خواب الود کردن
swash زمین لیز وگل الود
sludge جای کثیف ولجن الود
oozy لجن الود تراوش کننده
founders ریخته گر
besprent ریخته
foundry man ریخته گر
metal founder ریخته گر
hot topping ریخته گی
moulder ریخته گر
disorganized در هم ریخته
founder ریخته گر
casting ریخته گی
foundering ریخته گر
foundered ریخته گر
caster ریخته گر
cast copper مس ریخته گی
brass founder ریخته گر
drowze چرت زدن خواب الود کردن
blear eyed دارای چشم تار یااشک الود
bleary دارای چشمان قی گرفته وخواب الود
cupboard love عشق بخود بسته یاغرض الود
group casting ریخته گری
cast concrete بتن ریخته گی
moulding ریخته گری
potted در کوزه ریخته
founds ریخته گری
found ریخته گری
precast پیش ریخته
chuted concrete بتن ریخته گی
sheet asphalt اسفالت ریخته
casting قطعه ریخته گی
investment castings ریخته گی بسته
investment foundry ریخته گی بسته
foundry ریخته گری
iron foundry ریخته گی اهن
casting ریخته گری
castellated nut مهره ریخته گی
cast steel فولاد ریخته گی
founding ریخته گری
wild and woolly درهم ریخته
skins پوسته ریخته گی
cast crystal بلور ریخته
skinning پوسته ریخته گی
cast glass شیشه ریخته گی
skin پوسته ریخته گی
cast metal فلز ریخته گی
molten ریخته ریختگی
skinned پوسته ریخته گی
foundries ریخته گری
doughface دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
squelching صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
maunder بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
squelches صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelched صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelch صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
transfer molding ریخته گری انتقالی
forge ریخته گری فلز
moulds قالب ریخته گری
pigs اهن تازه ریخته
loam castings ریخته گری شنی
mould قالب ریخته گری
jakes اشغال درهم ریخته
debris اشغال روی هم ریخته
ingot casting ریخته گری شمش
injection molding ریخته گری تزریقی
forges ریخته گری فلز
sand casting ریخته گری ماسهای
investment castings قطعات ریخته گی بسته
investment castings process فرایند ریخته گی بسته
molds قالب ریخته گری
pigs قالب ریخته گری
steel foundry ریخته گری فولاد
molded قالب ریخته گری
pouring cup قاشق ریخته گری
precision casting ریخته گری دقیق
press casting ریخته گری فشاری
iron casting ریخته گری اهن
moulded قالب ریخته گری
shell casting ریخته گری پوستهای
litters زایمان ریخته وپاشیده
littering زایمان ریخته وپاشیده
littered زایمان ریخته وپاشیده
tumultuous شلوغ بهم ریخته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com