Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (34 milliseconds)
English
Persian
blood
خون جاری کردن
Search result with all words
stream
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streamed
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streams
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
jet
مانندفواره جاری کردن
jets
مانندفواره جاری کردن
jetted
مانندفواره جاری کردن
jetting
مانندفواره جاری کردن
save
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saved
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saves
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
flow
جریان جاری کردن
flowed
جریان جاری کردن
flows
جریان جاری کردن
sluice
ازبندیا دریچه جاری شدن خیس کردن
sluiced
ازبندیا دریچه جاری شدن خیس کردن
sluices
ازبندیا دریچه جاری شدن خیس کردن
tap
از شیر اب جاری کردن
tapped
از شیر اب جاری کردن
tapping
از شیر اب جاری کردن
emanate
جاری شدن تجلی کردن
emanated
جاری شدن تجلی کردن
emanates
جاری شدن تجلی کردن
emanating
جاری شدن تجلی کردن
dissave
ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
pronounce the formula of a specified
صیغه جاری کردن
Other Matches
drivel
اب دهان جاری ساختن از دهن یا بینی جاری شدن دری وری سخن گفتن
customs of the services
مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
current cost accounting
حسابداری هزینه جاری حسابداری براساس نرخ های جاری
sheds
خون جاری ساختن جاری ساختن
shed
خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding
خون جاری ساختن جاری ساختن
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
sluicy
جاری
currents
جاری
present-day
جاری
going
جاری
current
جاری
gushing
جاری
sister in law
جاری
running
جاری
volant
جاری
pourer
جاری
groovy
جاری
interfluent
در هم جاری
interfluous
در هم جاری
actuals
جاری
current cell
سل جاری
running water
اب جاری
present income
درامد جاری
Blood was running .
خون جاری شد
current loop
حلقه جاری
current price
قیمت جاری
current budget
بودجه جاری
current ratio
نسبت جاری
flowed
جاری شدن
flows
جاری شدن
routines
خط مشی جاری
routines
روش جاری
current liability
بدهیهای جاری
present consumption
مصرف جاری
standing
روش جاری
current liability
بدهی جاری
disembogue
جاری شدن
current date
تاریخ جاری
current yield
بازده جاری
rules of procedure
روش جاری
current files
پروندههای جاری
current income
درامد جاری
demand deposit
سپرده جاری
current instruction
دستورالعمل جاری
current cell indicator
نشانگر سل جاری
current liabilites
بدهیهای جاری
current liabilities
بدهیهای جاری
perfuse
جاری ساختن
yeild point
حد جاری شدن
yeild
جاری شدن
working capacity
سرمایه جاری
current expenditure
هزینه جاری
bank overdraft
حساب جاری
checking account
حساب جاری
checking accounts
حساب جاری
current account
حساب جاری
current accounts
حساب جاری
currently
بطور جاری
liquid limit
حد جاری شدن
yields
جاری شدن
account cuurent
حساب جاری
tidal volume
حجم جاری
electrodynamics
الکترسیته جاری
oozing
جریان جاری
oozes
جریان جاری
oozed
جریان جاری
ooze
جریان جاری
callendar year
سال جاری
circulating asset
دارایی جاری
competitive price
قیمت جاری
excurrent
جاری شونده
standing orders
دستور جاری
standing order
دستور جاری
current
جاری و روان
During (in)the current year.
درسال جاری
AC
حساب جاری
flow
جاری شدن
trilled
جاری شدن
trills
جاری شدن
routinely
خط مشی جاری
routine
روش جاری
current assets
دارائیهای جاری
routine
خط مشی جاری
trill
جاری شدن
The regulations in force .
مقررات جاری
routinely
روش جاری
currents
جاری و روان
current asset
دارایی جاری
current assets
دارایی جاری
yielded
جاری شدن
yield
جاری شدن
pouring
افشاندن جاری شدن
poured
افشاندن جاری شدن
poured
جاری شدن یا ساختن
pour point
نقطه جاری شدن
snivels
ازبینی جاری شدن
current rate of growth
نزخ رشد جاری
flux
جاری شدن گداختن
pours
افشاندن جاری شدن
pours
جاری شدن یا ساختن
daily routine
عادت جاری روزانه
pouring
جاری شدن یا ساختن
snivelling
ازبینی جاری شدن
prints
پس از اتمام کار جاری
sniveling
ازبینی جاری شدن
instant
مربوط به ماه جاری
snivelled
ازبینی جاری شدن
printed
پس از اتمام کار جاری
snivel
ازبینی جاری شدن
bleed
خون جاری شدن از
bleeds
خون جاری شدن از
outflow
به بیرون جاری شدن
outflows
به بیرون جاری شدن
print
پس از اتمام کار جاری
pour
افشاندن جاری شدن
pass book
دفتر حساب جاری
passbook
دفتر حساب جاری
payment on open account
پرداخت در حساب جاری
pour
جاری شدن یا ساختن
sniveled
ازبینی جاری شدن
balance on current account
مانده حساب جاری
the th inst
پنجم بماه جاری
circulate
جاری شدن (مثل آب در لوله یا هوا در ساختمان)
checking account
حساب جاری بانکی
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
current account balance
تراز حساب جاری
at the current rate of exchange
به نرخ جاری ارز
standing operating procedures
روش جاری عملیاتی
circumfluent
جاری شونده دراطراف
current directory
دایرکتوری جاری یا فعلی
active a ccount
حساب متحرک یا جاری
checking accounts
حساب جاری بانکی
instants
مربوط به ماه جاری
standing operating procedures
روش جاری مخابرات
ancestral file
که فرزند فایل جاری است
routines
جریان عادی عادت جاری
Applicants flooded in.
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
newsreel
فیلم اخبار جاری روز
routinely
جریان عادی عادت جاری
routine
جریان عادی عادت جاری
rules of procedure
قوانین مربوط به روش جاری
flow
جاری بودن روان شدن
confluent
باهم جاری شونده متلاقی
flows
جاری بودن روان شدن
profluent
جاری بمقدار زیاد ساری
newsreels
فیلم اخبار جاری روز
flowed
جاری بودن روان شدن
hangup
توقف ناگهانی برنامه جاری
winterbourne
رودی که در زمستان جاری میشود
move to tears
اشک از چشمان کسی جاری شدن
conducted
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conducts
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
shape factor
نسبت لنگرپلاستیک به لنگر جاری شدن
conduct
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
conducting
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
currency depreciation race
تجدید نظر در قیمت پول جاری
age of moon
تعداد روزهای گذشته از ماه جاری
riffling
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
riffles
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
riffled
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
riffle
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
current purchasing power
حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
working capital
مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
quotations
قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
quotation
قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
scratch file
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
rill
جوی کوچک شیارهای ساحلی دریا جاری شدن
current liability
اقلامی از بدهی که پرداخت انها از محل دارایی جاری باشد
c. prefrential shares
سهامی که سود پس افتاده انهایکی باسود جاری انهاپرداخته شود
work file
فضای کاری که برای کار جاری اشغال شده است
amplitude
روش انتقال داده توسط تغییر اندازه سیگنال جاری
working
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
current asset cycle
زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
primary
که برنامه جاری را ذخیره میکند 2-حافظه اصلی داخل سیستم کامپیوتری
status
خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
workings
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
scratchpad
فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری
overlay
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
hand
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
overlays
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlaying
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
handing
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
My Computer
نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
taskbar
میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
flushes
شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
flush
شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
flushing
شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
dow jones information service
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
hand
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
handing
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com