English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
English Persian
opiumism خو گرفتگی بکشیدن افیون
Other Matches
opiam افیون
fixes افیون
fix افیون
opium افیون
opiate افیون
meconium افیون
opiates افیون
opiate افیون دار
codeine جوهرمسکن افیون
laudanum تنتور افیون
opiates افیون دار
hop افیون لی لی کردن
laudanum مخلوط افیون
hopped افیون لی لی کردن
hopping افیون لی لی کردن
hops افیون لی لی کردن
narceine شبه قلیایی افیون
morphin جوهر منوم افیون
narcotin جوهرخواب اور افیون
narcotin جوهر مخدر افیون
morphia جوهر خواب اورافیون جوهرمنوم افیون
blocking up گرفتگی
decongestant گرفتگی بر
sultriness گرفتگی
stasis گرفتگی
fouling گرفتگی
haziness مه گرفتگی
melancholia گرفتگی
mistiness مه گرفتگی
mud filling گل گرفتگی
mud silting گل گرفتگی
mugginess گرفتگی
decongestants گرفتگی بر
unstuck بی گرفتگی
addicts : خو گرفتگی
congestion گرفتگی
spasms گرفتگی
spasm گرفتگی
crick گرفتگی
addict خو گرفتگی
eclipsing گرفتگی
eclipses گرفتگی
eclipsed گرفتگی
inurement خو گرفتگی
eclipse گرفتگی
lunar eclipse ماه گرفتگی
mountain sickness کوه گرفتگی
mant زبان گرفتگی
myoclonus گرفتگی عضلانی
silting up لای گرفتگی
sea sickness دریا گرفتگی
roup گرفتگی صدا
morphiomania خو گرفتگی به مرفین
inundation سیل اب گرفتگی
incurrence تعلق گرفتگی
cramps گرفتگی عضله
sand filling ماسه گرفتگی
birth mark ماه گرفتگی
cramp گرفتگی عضلانی
aggradation شن گرفتگی برنهاد
cramps گرفتگی عضلانی
writer's cramp دست گرفتگی
fouling لای گرفتگی
coprostasis شکم گرفتگی
grubbiness گرم گرفتگی
graphospasm گرفتگی دست
cramp گرفتگی عضله
eclipse of the sun خورشید گرفتگی
eclipse of sun افتاب گرفتگی
dust laden خاک گرفتگی
fouling جرم گرفتگی
obstructions جلو گیری گرفتگی
cramp in the leg گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
obstruction جلو گیری گرفتگی
systremma [leg cramps] گرفتگی ساق پا [پزشکی]
cramp in the leg گرفتگی ساق پا [پزشکی]
cramp in the calf گرفتگی ساق پا [پزشکی]
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی ساق پا [پزشکی]
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی ساق پا [پزشکی]
systremma [leg cramps] گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
cramp in the calf گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
vaginismus گرفتگی عضلات مهبل
hoarseness گرفتگی صدا یا سینه
vaginism گرفتگی عضلات مهبل
contretemps بدشانسی گرفتگی حالت
aggradation فراسازی ماسه گرفتگی
archer's paralysis گرفتگی عضله کمانگیر
eclipse of the moon ماه گرفتگی انخساف
iodism خو گرفتگی زیاد در بکار بردن ید
birthmark علامت ماه گرفتگی بر بدن
birthmarks علامت ماه گرفتگی بر بدن
clogging گرفتگی [سوراخ یا لوله و غیره ]
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
cramp in the calf گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
cramp in the leg گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
systremma [leg cramps] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
adenoid عظم لوزهء حلقی گرفتگی بینی
charley horse کشیدگی یا گرفتگی عضلانی ران سوارکار
scaliness پوشیدگی از پولک یا فلس جرم گرفتگی
foghorns شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
foghorn شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
cramp گرفتگی عضلات انقباض ماهیچه در اثر کارزیاد
charly horse کشیدگی یا گرفتگی عضله ران کشتی گیر
cramps گرفتگی عضلات انقباض ماهیچه در اثر کارزیاد
fog dog روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
blocking گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
In the long run fatty food makes your arteries clog up. در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com