English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
illusionism خیالبافی حقه بازی
Other Matches
fancied خیالبافی
wool-gathering خیالبافی
fancies خیالبافی
fanciest خیالبافی
fancy خیالبافی
romanticization خیالبافی
utopianism خیالبافی
fancying خیالبافی
fantasizing خیالبافی کردن
fantasize خیالبافی کردن
wool gather خیالبافی کردن
fantasized خیالبافی کردن
fantasising خیالبافی کردن
fantasises خیالبافی کردن
fantasizes خیالبافی کردن
fantasised خیالبافی کردن
utopism خیالبافی تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
plays بازی
openness بازی
partie بازی
played بازی
dibasic دو بازی
patulousness بازی
grey hound سگ بازی
playing بازی
solitaires تک بازی
watermanship اب بازی
falconine بازی
game بازی
plain dealing بازی
solitaire تک بازی
fun بازی
basics بازی
basic بازی
home بازی
slackness بازی
homes بازی
action بازی
actions بازی
sportiveŠetc بازی کن
hopscotch بازی لی لی
play بازی
gaming بازی
clearance بازی
job stick دسته بازی
flimflam حقه بازی
inning یک دوره بازی
ingenuousness راست بازی
indirection دغل بازی
fences شمشیر بازی
fence شمشیر بازی
papistry پاپ بازی
hopscotch بازی اکرودوکر
skating اسکیت بازی
passive play بازی غیرفعال
misplay بازی اشتباه
malversation دغل بازی
open heartedness راست بازی
on side پایان بازی
off hand game بازی جنبی
lusory بازی کن خنده کن
legerdemain حقه بازی
off hand game بازی غیررسمی
jugglery شعبده بازی
plaything اسباب بازی
mountebankery چاچول بازی
middle game وسط بازی
knuckle bone قاب بازی
playthings اسباب بازی
mountebankery زبان بازی
let us play بازی کنیم
the fancy مشت بازی
paraphrased بازی با الفاظ
paraphrases بازی با الفاظ
paraphrasing بازی با الفاظ
shell game گردو بازی
sheep's eyes نظر بازی
rink میدان یخ بازی
rink یخ بازی کردن
rinks میدان یخ بازی
rinks یخ بازی کردن
the game is up بازی تمام شد
ropery طناب بازی
rope dancing ریسمان بازی
rope dancing بند بازی
paraphrase بازی با الفاظ
miscast بد بازی کردن
team game بازی گروهی
toy اسباب بازی
toy بازی کردن
toys اسباب بازی
toys بازی کردن
taw مهره بازی
swordsmanship شمشیر بازی
surf riding موج بازی
pedophilia بچه بازی
stoppage of the game توقف بازی
stock jobbing سفته بازی
stock jobbery سفته بازی
sodomyh بچه بازی
rooker یکجورکفش یخ بازی
footballs بازی فوتبال
red tapery قرطاس بازی
playing the board بازی فی نفسه
playing the board بازی بر صفحه
twiddle بازی کردن
playing court زمین بازی
twiddled بازی کردن
playact رل بازی کردن
twiddles بازی کردن
twiddling بازی کردن
play therapy بازی درمانی
play away به بازی گذراندن
pederosis بچه بازی
pederasty بچه بازی
footballer فوتبال بازی کن
playing the man بازی با حریف
playing the man بازی روانی
radial play بازی شعاعی
radial play بازی عرضی
quiot لیس بازی
quackery حقه بازی
pyrotechny فن اتش بازی
pyrotechnic display اتش بازی
puppetry عروسک بازی
puppetry خیمه شب بازی
puppet show خیمه شب بازی
pugilism بوکس بازی
priestcraft کشیش بازی
popery پاپ بازی
playing time مدت بازی
footballers فوتبال بازی کن
cage بازی بسکتبال
dib تیله بازی
skated بازی تهاجمی
dib قاپ بازی
dangerous play بازی خطرناک
skates بازی تهاجمی
cunningly به حیله بازی
video game بازی دیدنی
video games بازی دیدنی
sharp practice حقه بازی
crampet game بازی شطرنج
hawking قوش بازی
conjury شعبده بازی
computer game بازی کامپیوتری
skate بازی تهاجمی
dibs بازی نرد
doll play عروسک بازی
cages بازی بسکتبال
pederasty or pae بچه بازی
field of play زمین بازی
favoritism پارتی بازی
rugby بازی رگبی
factionalism فرقه بازی
power game بازی قدرتی
power games بازی قدرتی
stanza بخشی از بازی
stanzas بخشی از بازی
skiing اسکی بازی
playfully با خنده و بازی
double dealing حقه بازی
swordplay فن شمشیر بازی
cock fighting خروس بازی
closed game بازی بسته
bonefire اتش بازی
billiard بازی بیلیارد
basketball بازی بسکتبال
basket ball یکجورتوپ بازی
basification بازی شدن
achate مهرهء بازی
basicity قدرت بازی
basic salt نمک بازی
basic dye رنگینه بازی
acrobacy بند بازی
acrobatism ریسمان بازی
active sodomy بچه بازی
actuble بازی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com