English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (36 milliseconds)
English Persian
glare خیره نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
stares خیره نگاه کردن
gape خیره نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
gapes خیره نگاه کردن
gaping خیره نگاه کردن
gloat خیره نگاه کردن
gloated خیره نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
gloats خیره نگاه کردن
glower خیره نگاه کردن
glowered خیره نگاه کردن
glowering خیره نگاه کردن
glowers خیره نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
gazing خیره نگاه کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
Search result with all words
glower اخم کردن نگاه خیره
glowered اخم کردن نگاه خیره
glowering اخم کردن نگاه خیره
glowers اخم کردن نگاه خیره
Other Matches
gloatingly با نگاه خیره
gazed نگاه خیره
gaze نگاه خیره
gape seed نگاه خیره
gazes نگاه خیره
gapeseed نگاه خیره
glaringly با نگاه خیره
gazing نگاه خیره
starer دارای نگاه خیره
gapes نگاه خیره با دهان باز
to stare any one into silence کسیرا با نگاه خیره از روبردن
gaped نگاه خیره با دهان باز
gaping نگاه خیره با دهان باز
gape نگاه خیره با دهان باز
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
dazzled خیره کردن
blinds خیره کردن
blinded خیره کردن
blind خیره کردن
dazzles خیره کردن
dazzle خیره کردن
dazzling خیره کردن
bedazzle بکلی خیره کردن
to gape با خیره دهان باز کردن
to stare at person in the face توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
eyeing نگاه کردن
eyes نگاه کردن
eye نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
regards نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
eying نگاه کردن
squint چپ نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
regard نگاه کردن
see نگاه کردن
leer نگاه کج کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
regarded نگاه کردن
sees نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
to set eyes on نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
leered نگاه کج کردن
to look on with نگاه کردن
leering نگاه کج کردن
squinny کج کج نگاه کردن
to watch نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
gawks احمقانه نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
glowed نگاه سوزان کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
looked نگاه کردن نگریستن
glows نگاه سوزان کردن
gawked احمقانه نگاه کردن
to run through نگاه اجمالی کردن در
goggling چپ نگاه کردن گشتن
gawks بی خیال نگاه کردن
look about بهر سو نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
pried فضولانه نگاه کردن
glow نگاه سوزان کردن
gape باشگفتی نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
to look down با نگاه مطیع کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
glim نگاه اجمالی کردن
gaped باشگفتی نگاه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
look نگاه کردن نگریستن
gaze بادقت نگاه کردن
skews منحرف کج نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
peek زیرچشمی نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
looks نگاه کردن نگریستن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
gaping باشگفتی نگاه کردن
peer با دقت نگاه کردن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
peered با دقت نگاه کردن
peering با دقت نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
pry بادقت نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
snoops نگاه تجسس امیز کردن
gazed چشم دوختن زل زل نگاه کردن
keep tabs on <idiom> نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
teleview به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
snooping نگاه تجسس امیز کردن
retain ابقاء کردن نگاه داشتن
oeillade با کرشمه نگاه کردن غمزه
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
snoop نگاه تجسس امیز کردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
snooped نگاه تجسس امیز کردن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
gazes چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
gawped مات و احمقانه نگاه کردن
gawping مات و احمقانه نگاه کردن
gawp مات و احمقانه نگاه کردن
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
to look one up and down بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
leers از گوشه چشم نگاه کردن
gazing چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gawps مات و احمقانه نگاه کردن
retains ابقاء کردن نگاه داشتن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
To look fondly at someone . با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
to make eyes at به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
glanced نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glance نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
to watch the clock [با بیحوصلگی] دائما به ساعت نگاه کردن
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
glances نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
to paint a rosy picture of something امیدوارانه به چیزی [موضوعی] نگاه کردن
stare از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
peeping باچشم نیم باز نگاه کردن
peeps باچشم نیم باز نگاه کردن
stared از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
stares از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to look at نگاه کردن به [نگریستن به] [به نظر آمدن]
peep باچشم نیم باز نگاه کردن
peeped باچشم نیم باز نگاه کردن
to look at somebody with contempt به کسی با اهانت [تحقیر آمیز] نگاه کردن
window shop به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
memorialize برسم یادگار نگاه داشتن یاداوری کردن
to count بشماره مردم یا سپاهی لشگر نگاه کردن
read 1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
reads 1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
flash blindness کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
to look up نگاه کردن جستجو کردن
glance نگاه نگاه مختصر
glances نگاه نگاه مختصر
glanced نگاه نگاه مختصر
to save ones face ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
browsing نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
starring خیره
perverse <adj.> خیره سر
eccentric <adj.> خیره سر
screwball خیره سر
sullen <adj.> خیره سر
obstinate خیره سر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com