Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (14 milliseconds)
English
Persian
faraway
خیلی دور
far and away
خیلی دور
far off
خیلی دور
Search result with all words
stentorian
خیلی بلند
seldom
خیلی کم ندرتا
raucous
خیلی نامرتب
goody goody
خیلی خوب
goody-goodies
خیلی خوب
goody-goody
خیلی خوب
very good
خیلی خوب
glorious
خیلی خوب
rattling
خیلی تند خیلی خوب
well
خیلی خوب
wells
خیلی خوب
dump
بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
near miss
فاصله خیلی دور دو هواپیما
near misses
فاصله خیلی دور دو هواپیما
quaint
خیلی فریف
frequently
خیلی اوقات
emergencies
خیلی خیلی فوری
emergency
خیلی خیلی فوری
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
high
خیلی بزرگ
highest
خیلی بزرگ
highs
خیلی بزرگ
often
خیلی اوقات
blockbuster
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbusters
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
so
خیلی باین زیادی
infinitely
خیلی زیاد
sky high
خیلی بالا در اسمان
sky-high
خیلی بالا در اسمان
exceeding
خیلی زیاد
villainous
خیلی بد
extra
بسیار خیلی
extra-
بسیار خیلی
extras
بسیار خیلی
locket
قوطی کوچکی برای یادگارهای خیلی کوچک
lockets
قوطی کوچکی برای یادگارهای خیلی کوچک
super-
در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
fortissimo
خیلی بلند
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
microwave
موج خیلی کوچک الکترومغناطیسی
hunks
شخص خیلی خسیس
open and shut
خیلی سهل
open-and-shut
خیلی سهل
parlous
خیلی مهیب
outdistance
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistanced
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistances
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistancing
خیلی جلوتر از دیگری افتادن
superabundant
خیلی زیاد
immediate
خیلی فوری
chaining
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
chopper
توپ ضربه خورده که پس ازتماس با زمین خیلی بلندمیشود
choppers
توپ ضربه خورده که پس ازتماس با زمین خیلی بلندمیشود
voracious
پرولع خیلی گرسنه
decrepit
خیلی پیر
micro-
در معنای خیلی کوچک
tycoon
سرمایه دار خیلی مهم
tycoons
سرمایه دار خیلی مهم
whopping
خیلی بزرگ
middleman
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
middlemen
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
lowest
خیلی پست تر پایین تر
spate
تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
macro-
خیلی بزرگ یا مربوط به نام سیستم
titanic
غول اسا خیلی کلان
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
bottleneck
راه خیلی باریک
bottlenecks
راه خیلی باریک
transient
باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
transients
باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
prim
خیلی محتاط تمیز
oversimplification
خیلی سهل گرفتن
oversimplified
خیلی سهل گرفتن
oversimplifies
خیلی سهل گرفتن
oversimplify
خیلی سهل گرفتن
oversimplifying
خیلی سهل گرفتن
spat
: حلزون خوراکی خیلی کوچک
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
precipitate
خیلی سریع
precipitated
خیلی سریع
precipitates
خیلی سریع
precipitating
خیلی سریع
gape
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaped
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gapes
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaping
خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
overawe
خیلی وحشت زده کردن
overawed
خیلی وحشت زده کردن
overawes
خیلی وحشت زده کردن
overawing
خیلی وحشت زده کردن
hint
چیز خیلی جزئی
hinted
چیز خیلی جزئی
hints
چیز خیلی جزئی
slash
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slashed
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slashes
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
Other Matches
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
dumpiness
خیلی
not a few
خیلی ها
very little
خیلی کم
abysmal
<adj.>
خیلی بد
in large quantities
خیلی خیلی
many
خیلی
far and away
خیلی
very
خیلی
for long
خیلی
routh
خیلی
copious
خیلی
highly
خیلی
dammit
خیلی
damn
خیلی
ten
خیلی
to a large extent
خیلی
tickled pink
<idiom>
خیلی شادوخوشحال
giantess
زن خیلی قدبلند
by leaps and bounds
خیلی تند
skin and bones
<idiom>
خیلی لاغر
corking
خیلی زیبا
dead slow
خیلی اهسته
(a) snap
<idiom>
خیلی ساده
too bad
<idiom>
خیلی بد ،غم انگیز
precise
خیلی دقیق
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
too tough
خیلی سفت
jolly
بذله گو خیلی
pluperfect
خیلی عالی
extreme
خیلی زیاد
Neanderthal
خیلی کهنه
confidential
خیلی محرمانه
pitch black
خیلی سیاه
pitch-black
خیلی سیاه
piping hot
خیلی داغ
to pieces
<idiom>
خیلی زیاده
benedicite
خیلی خوب
before you can say knife
خیلی زود
at most
خیلی باشد
in seventh heaven
<idiom>
خیلی خوشحال
as stiff as a poker
خیلی خشک
as good as
خیلی خوب
mad as a hornet
<idiom>
خیلی عصبانی
far
زیاد خیلی
not so hot
<idiom>
نه خیلی خوب
in cold blood
<idiom>
خیلی خونسرد
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
thank you very much
خیلی متشکرم
precisian
خیلی دقیق
pixilated
خیلی حساس
pianissmo
خیلی نرم
very light
خیلی سبک
overstrung
خیلی حساس
oftentimes
خیلی اوقات
of vital importance
خیلی ضروری
swith
خیلی عظیم
superrabundant
خیلی زیاد
much worse
خیلی بدتر
primely
خیلی خوب
raff
خیلی زیاد
subminiature
خیلی کوچک
span new
خیلی تازه
to spread like wildfire
خیلی زودمنتشرشدن
skinless
خیلی حساس
toploftiness
خیلی متکبر
senseful
خیلی حساس
sappy
خیلی احساساتی
rotundily
چاقی خیلی
ultraconservative
خیلی محتاط
ritzy
خیلی شیک
much was said
خیلی حرفهازده شد
bone dry
خیلی خشک
number one
خیلی خوب
immensurable
خیلی قدیم
He is a loose card .
خیلی ول است
iam in bad
خیلی محتاجم
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
خیلی بادقت
flying high
<idiom>
خیلی شادوشنگول
get up the nerve
<idiom>
خیلی شلوغ
hit bottom
<idiom>
خیلی پست
hand in glove
خیلی نزدیک
hand in glove
خیلی صمیمی
hand and glove
خیلی نزدیک
in no time
خیلی زود
I had an awful time .
به من خیلی بد گذشت
many persons
خیلی اشخاص
many people
خیلی اشخاص
many people
خیلی از مردم
lower most
خیلی پست تر
lily white
خیلی سفید
level best
خیلی خوب
level best
خیلی عالی
She is very pretentious.
خیلی ادعادارد
it is very easily done
خیلی به اسانی
hand and glove
خیلی صمیمی
a lot of times
<adv.>
خیلی از اوقات
frequently
<adv.>
خیلی از اوقات
many times
<adv.>
خیلی از اوقات
often
<adv.>
خیلی از اوقات
I spoke my mind.
من خیلی رک گفتم.
really wicked
خیلی محشر
really sick
خیلی محشر
Many thanks!
خیلی ممنون!
oft
[archaic, literary]
<adv.>
خیلی از اوقات
on any number of occasions
<adv.>
خیلی از اوقات
regularly
[often]
<adv.>
خیلی از اوقات
costs and arm and a leg
<idiom>
خیلی گرونه
To take with a pinch of salt.
خیلی جدی نگرفتن
sick
[British E]
<adj.>
خیلی خوب
nifty
خیلی خوب
great
<adj.>
خیلی خوب
awesome
<adj.>
خیلی خوب
niftier
خیلی خوب
whackings
خیلی بزرگ
whacking
خیلی بزرگ
cool
<adj.>
خیلی خوب
wicked
<adj.>
خیلی خوب
once in the blue moon
خیلی بندرت
niftiest
خیلی خوب
oodles
خیلی زیاد
lots
خیلی زیاد
aquamarine
<adj.>
<noun>
آبی خیلی روشن
very short
شعاع عمل خیلی کم
It is quite likely that ….
خیلی احتمال می رود که …
mammoth task
وظیفه خیلی بزرگ
not too expensive
خیلی گران نباشد.
very long
برد خیلی زیاد
It is too expensive.
خیلی گران است.
very many book
کتابهای خیلی زیاد
I greatly appreciate it.
[ I am very greatful]
خیلی قدردانی می کنم.
very short
برد خیلی کوتاه
It's too small
آن خیلی کوچک است.
very light
خیلی روشن یا کم رنگ
ultra
خیلی متعصب مافوق
far cry from
<idiom>
[خیلی فرق داره با]
very high frequency
فرکانس خیلی زیاد
very high
ارتفاع خیلی بالا
they make much noise
خیلی صدا می کنند
ultrashort wave
موج خیلی کوتاه
ultramodernist
ادم خیلی متجدد
ultramodern
خیلی جدید متجدد
I am in a great hurry . I am pressed for time .
خیلی عجله دارم
It's too dark.
آن خیلی تاریک است.
good sport
<idiom>
کسی که خیلی میبازد
huge blunder
اشتباه خیلی بزرگ
huge mistake
اشتباه خیلی بزرگ
from way back
<idiom>
مدت خیلی درازی
foam at the mouth
<idiom>
خیلی عصبانی شدن
fit to be tied
<idiom>
خیلی عصبانی وناامید
scrupulously
<adv.>
خیلی دقیق وسواسی
fall for
<idiom>
خیلی عاشق بودن
eyes pop out
<idiom>
خیلی متعجب شدن
highway robbery
<idiom>
قیمت خیلی بالا
on cloud nine
<idiom>
خیلی خوشحال وشاد
on a shoestring
<idiom>
باپول خیلی کمی
spic and span
<idiom>
خیلی تمیز ومرتب
on a dime
<idiom>
درزمان خیلی کوتاه
tire out
<idiom>
خیلی خسته شدن
look at the world through rose-colored glasses
<idiom>
خیلی مثبت بودن
on edge
<idiom>
خیلی عصبی وخشمگین
Thank you very much indeed.
واقعا خیلی ممنون.
like mad
<idiom>
خیلی سریعودیوانه وار
do the trick
<idiom>
خیلی خوب کارکردن
an arm and a leg
<idiom>
پول خیلی زیاد
It is not very far from our house.
خیلی ازمنزل ما دورنیست
We had a lovely ( nice ,enjoyable ) time .
به ما خیلی خوش گذشت
You are most welcome.
خیلی خوش آمدید
His manners are free and easy.
خیلی خودمانی است
He is loaded.
خیلی خر پول است
We get along splendidly(fine)
خیلی با هم جور هستیم
She is extremly restive.
خیلی بی تابی می کند
mind one's P's and Q's
<idiom>
خیلی دقیق به رفتاروگفتار
nutty as a fruitcake
<idiom>
خیلی دیوانه وابله
What impudence!what never !what cheek!
واقعا" که خیلی رو می خواهد !
He is as bold as brass. He has a never .
خیلی پررو است
(in) up to the chin
<idiom>
خیلی مشغول با کسی
We had a very enjoyable time .
به ما خیلی خوش گذشت
It's too cold.
آن خیلی سرد است.
She really gets me . She infuriates .
از دستش خیلی کوکم
I see very little of her .
خیلی کم اورامی بینم
She is very passionate. She is over –sexed.
خیلی شهوتی است
He is no fool . He is quite knowledgeable.
خیلی سرش می شود
We had a very rough time.
نه ما خیلی سخت گذشت
It's too hot.
آن خیلی گرم است.
at f.
منتهی خیلی باشد
it is very kind of you
خیلی التفات کردید
for a wonder
خیلی عجیب است که
from immemorial times
از زمان خیلی قدیم
it is plenty good enough
خیلی هم خوب است
it is of frequent
خیلی مورد دارد
hairbreadth
فاصله خیلی کم تنگنا
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com