Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
Search result with all words
Z0
بیتی ساخت Zilog که در کامپیوترهای خیلی قدیمی تر به کار می رفت
Other Matches
parallels
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
rattling
خیلی تند خیلی خوب
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
emergency
خیلی خیلی فوری
emergencies
خیلی خیلی فوری
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
veteran
قدیمی
senior
قدیمی
seniors
قدیمی
age old
قدیمی
bygone
قدیمی
fogram
قدیمی
timeworn
قدیمی
age-old
قدیمی
veterans
قدیمی
stale cheque
چک قدیمی
antiquated
قدیمی
old-timers
قدیمی
old-timer
قدیمی
old timer
قدیمی
ancient
قدیمی
olden
قدیمی
dates
قدیمی
date
قدیمی
outdated
قدیمی
archaic
قدیمی
old time
قدیمی
out of date
قدیمی
We old – fashioned people .
ما قدیمی ها
uptight
قدیمی مسلک
unreconstructed
قدیمی مسلک
incunabulum
کتب قدیمی
codex
نسخه قدیمی
past master
استاد قدیمی
past masters
استاد قدیمی
fogey
ادم قدیمی
fogy
ادم قدیمی
ex-
سابق قدیمی
square toed
قدیمی مسلک
prolonged
قدیمی مدید
clapped-out
ماشینخرابو قدیمی
primal
بسیار قدیمی
paleography
کتابت قدیمی
new
اخیرا و نه قدیمی
museum piece
قدیمی غیرعادی
new-
اخیرا و نه قدیمی
newer
اخیرا و نه قدیمی
newest
اخیرا و نه قدیمی
presentation copy
نسخه قدیمی
by gone
قدیمی گذشته ها
protolanguage
زبان قدیمی
ex
سابق قدیمی
fogies
ادم قدیمی
arquebus
تفنگ قدیمی
culverin
یکجورتوپ قدیمی
old hat
قدیمی مسلک
old
دیرینه قدیمی
oldest
دیرینه قدیمی
fogeys
ادم قدیمی
fuddy-duddy
قدیمی مسلک
fuddy-duddies
قدیمی مسلک
older
دیرینه قدیمی
Old – time tunes .
آهنگهای قدیمی
old hat
هر چیز قدیمی
scholastic
متفکران قدیمی
ancient manuscript
نوشته قدیمی
to cling to the old ways
به رسوم قدیمی چسبیدن
blunderbuss
نوعی تفنگ قدیمی
cataphract
نوعی زره قدیمی
raffle
نوعی بازی قدیمی
tod
واحد قدیمی وزن
clepsydra
ساعت ابی قدیمی
ducat
مسکوک طلای قدیمی
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
old wives' tales
عقیدهی قدیمی و مردود
old-style
روش گاهشماری قدیمی
flintlock
تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
archaism
انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
viol
ویولن 5 یا 6 سیمهء قدیمی
alpenstock
عصای قدیمی کوهنوردی
dodo
آدم قدیمی مسلک
dodoes
آدم قدیمی مسلک
old wives' tale
عقیدهی قدیمی و مردود
dodos
آدم قدیمی مسلک
fud
ادم قدیمی مسلک
flintlocks
تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
rebec
کمانچه سه سیمه قدیمی
sloop
کرجی یک دگلی قدیمی
rundlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
falcons
باز توپ قدیمی
raffles
نوعی بازی قدیمی
runlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
shandrydan
درشکه تک اسبه قدیمی
inkhorn
دوات شاخی قدیمی
slow coach
ادم قدیمی مسلک
rebeck
کمانچه سه سیمه قدیمی
Antiguated
آنتیک ،کهنه،قدیمی
sequins
سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
falcon
باز توپ قدیمی
sequin
سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
dating rugs
[antique]
فرش عتیقه
[قدیمی]
nine pins
نوعی بولینگ قدیمی
shandradan
درشکه تک اسبه قدیمی
primitively
بطور قدیمی یا بدوی
viola da gamba
ویلون سل قدیمی 5 یا6 سیمه
stroud
پارچه یا پتوی صخیم قدیمی
fustiest
کفک زده قدیمی مسلک
fustier
کفک زده قدیمی مسلک
back issue
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
ye
شکل قدیمی کلمه The شماها
cithara
یکنوع الت موسیقی قدیمی
father file
پشتیبان گونه قدیمی فایل
flying wedge
نوعی مانور تهاجمی قدیمی
fogyish
مانع پیشرفت قدیمی مسلک
auditory
[نام قدیمی شبستان کلیسا]
spicery
انباری ادویه
[واژه قدیمی]
fusty
کفک زده قدیمی مسلک
back copy
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
neoclassic
احیا کننده سبکهای قدیمی
bawdry
زنا
[دین]
[حقوق]
[واژه قدیمی]
graphophone
نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
carack
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
vulgate
نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
Hey, old chap!
<idiom>
چطوری رفیق قدیمی!
[اصطلاح روزمره]
carrack
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
hierologist
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
bireme
یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
Give me those old cars any day . I miss those old cars .
قربان آن اتو مبیل های قدیمی
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
driving iron
نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
revivalist
طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
dog-ear
[واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
skald
شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
stomacher
پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
touchhole
سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
bad
زمان ماضی قدیمی فعل bid
tumbling verse
شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی
upgrading
به روز رسانی
[معاوضه قسمتهای قدیمی]
[مهندسی]
hutches
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
superseding
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
supersedes
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
superseded
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
hutch
نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
She's not the Laleh I used to know.
او
[زن]
دیگر لاله قدیمی
[از نظر رفتار]
نیست.
latium
ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
bibliopole
کتاب فروش فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
He's back to his usual self.
او
[مرد ]
دوباره برگشت به رفتار قدیمی خودش.
You look ridiculous in that old hat .
با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
supersede
گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
I want to look at old coins.
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
rehash
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
rehashed
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
rehashes
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
your reverence
عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
to leave everything as it is
[not to change anything]
رسوم قدیمی را ثابت
[دست نخورده]
نگه داشتن
purges
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purged
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
veterans
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
travois
ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
veteran
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
purge
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
revivalist movement
جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
drop
[تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
mauls
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauling
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
his reverence
جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
scholastically
موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
maul
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauled
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
antique wash
دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
trump card
<idiom>
استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
cores
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
godroon
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
monochrome
استاندارد آداپتور ویدیو در سیستمهای PC قدیمی که متن را در خط هایی از ستون ها نمایش میدهد
Are there any antiquities here?
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
archive
فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
circular carpet
قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
linstock
چوب نوک تیزی که برای اتش زدن فتیله توپهای قدیمی بکار میرفته
retrospective parallel running
اجرای سیستم کامپیوتری جدید با داده قدیمی برای اینکه آیا درست کارمیکندیا خیر
not a few
خیلی ها
dumpiness
خیلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com