Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (27 milliseconds)
English
Persian
internalization of costs
داخلی کردن هزینه ها
Other Matches
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal sort
جور کردن داخلی
inverse chill
سرد کردن داخلی
integrade
[طبقه بندی داخلی کردن]
internalises
باطنی ساختن داخلی کردن
internalised
باطنی ساختن داخلی کردن
intergrade
طبقه بندی داخلی کردن
internalized
باطنی ساختن داخلی کردن
internalize
باطنی ساختن داخلی کردن
internalizes
باطنی ساختن داخلی کردن
internalising
باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing
باطنی ساختن داخلی کردن
cost allocation
سرشکن کردن هزینه
overcharged
اضافی هزینه کردن
cost
هزینه بهاگذاری کردن
overcharging
اضافی هزینه کردن
overcharge
اضافی هزینه کردن
cost minimization
حداقل کردن هزینه
overcharges
اضافی هزینه کردن
to live in a small way
با هزینه کم و بی سر وصدازندگی کردن
expended
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expending
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expend
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expends
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
lighterage
هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
shell out
هزینه چیزی را قبول کردن
to recoup oneself
هزینه خود را جبران کردن
costing
مشخص کردن هزینه عملیات
replacement cost
هزینه جایگزین کردن چیزی
to indemnify any one's expense
هزینه کسیرا جبران کردن
to reduce an establishment
کارمندان یا هزینه بنگاهی راکم کردن
reimbursed
جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimburses
جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimburse
جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimbursing
جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
inhibiting
اغشتن سطوح داخلی دستگاه یاماشین با ماده ضدخوردگی قبل از انبار کردن ان
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
sifting
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
apportionment
افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
applied
هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
cost contract
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
carriages
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriage
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
internal door
در داخلی
territorial
داخلی
intramural
داخلی
internal
داخلی
innate
داخلی
in
داخلی
in-
داخلی
esoteric
داخلی
ben
داخلی
endogenous
داخلی
indoor
داخلی
inner
داخلی
interior
داخلی
domestic
داخلی
internal medicine
طب داخلی
interiors
داخلی
anie
داخلی
insides
داخلی
inside
داخلی
municipal
داخلی
insider
کارمند داخلی
internal development
رشد داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
municipal law
حقوق داخلی
municipal court
دادگاه داخلی
internal defense
دفاع داخلی
internal current
جریان داخلی
internal damping
میرایی داخلی
insiders
کارمند داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
insides
تو اعضای داخلی
internal heating
گرمایش داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
interior affairs
امور داخلی
internal crack
ترک داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
insides
قسمت داخلی
internal furnace
کوره داخلی
inside
تو اعضای داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
civil
داخلی حقوقی
inside
قسمت داخلی
internal connection
اتصال داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
inner zone
منطقه داخلی
local currency
پول داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
innards
قسمتهای داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside draft
شیب داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
inside hinge
لولای داخلی
local subscriber
مشترک داخلی
inner bottom
جدار داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal energy
انرژی داخلی
stability
ثبات داخلی
inner liner
روکش داخلی
inner loop
حلقه داخلی
inner planets
سیارات داخلی
inner harbor
بندر داخلی
inner product
ضرب داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
inland rules
قوانین داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
rules of procedure
نظامنامه داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
domestic tariff
تعرفه داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal revenue
درامد داخلی
inward
داخلی باطنی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
inside wing
بال داخلی
intercoms
ارتباط داخلی
intercoms
مخابرات داخلی
intercom
ارتباط داخلی
inland duty
گمرک داخلی
intercom
مخابرات داخلی
civil wars
جنگ داخلی
civil war
جنگ داخلی
Inland Revenue
درامد داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
internal ear
گوش داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
internal brake
ترمز داخلی
internal shield
غلاف داخلی
home trade
تجارت داخلی
internal armature
ارمیچر داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
interphone
مخابرات داخلی
by low
نظامنامه داخلی
internal storage
حافظه ی داخلی
internal storage
حافظه داخلی
internal storage
انباره داخلی
bushes
پوسته داخلی
internal stress
تنش داخلی
internal structure
ساختار داخلی
home rule
حکومت داخلی
home product
محصولات داخلی
internal resistance
مقاومت داخلی
internal boffles
تیغههای داخلی
ductless gland
غددمترشح داخلی
intrados
قوس داخلی
internal ruling
نظامنامه داخلی
internal security
تامین داخلی
home market
بازار داخلی
internal security
امنیت داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
intercommunication
ارتباط داخلی
bush
پوسته داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
interior wall
دیوار داخلی
marketing audit
کنترل داخلی
interion architecture
معماری داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
endoparasite
انگل داخلی
interlan angle
زاویه داخلی
internal structure
سازه داخلی
interior span
دهانه داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
interior architecture
معماری داخلی
incoming message cassette
نوارپیغام داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
civil disturbances
اغتشاشات داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
internal short circuit
کوتهمداری داخلی
internality
داخلی بودن
interference drag
پسای داخلی
indoor
درونی داخلی
internal window sill
کف پنجره داخلی
in-fighting
جنگ داخلی
internal voltage
ولتاژ داخلی
autonomy
استقلال داخلی
ashi noko
قسمت داخلی کف پا
endogenous variable
متغیر داخلی
endosmosis
حلول داخلی
territorial sea
دریای داخلی
domestic emergencies
بحرانهای داخلی
bulkheads
جدار داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com